همشهری آنلاین: تراویس نایت، مدیر استودیوی لایکا و سازنده آثاری چون «کورالاین» و «لینک گمشده»، هنوز خاطرهای از مراسم نامزدهای اسکار ۲۰۲۰ را فراموش نکرده است. زمانی که از فیلم نامزد اسکارش صحبت کرد، یکی از فیلمنامهنویسان مشهور حاضر در مراسم با خونسردی پاسخ داد که خودش انیمیشن نمیبیند و فقط از فرزندانش میپرسد به چه فیلمی رأی بدهد.
برای نایت، این فقط یک شوخی یا بیاحترامی شخصی نبود؛ بلکه نشانهای از ذهنیتی بود که سالها در صنعت سینما ریشه دوانده است: انیمیشن هنوز برای بسیاری از اهالی هالیوود «سرگرمی کودکان» محسوب میشود، نه یک هنر جدی. اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری میگوید.
در سال ۲۰۲۶، انیمیشن بیش از هر زمان دیگری به موتور محرک گیشههای سینما تبدیل شده است. «سوپر ماریو گلکسی» نخستین فیلم سال بود که از مرز یک میلیارد دلار فروش جهانی عبور کرد. «داستان اسباببازی ۵» رکورد بزرگترین افتتاحیه سال را شکست و در مسیر فروش میلیارد دلاری قرار گرفت. پیش از آن نیز «درون و بیرون ۲» و «زوتوپیا ۲» دو سال متوالی صدرنشین گیشه جهانی شدند؛ اتفاقی که در تاریخ سینمای انیمیشن بیسابقه بود.
در شرایطی که بسیاری از فیلمهای لایواکشن پرهزینه با شکست تجاری روبهرو شدهاند، این انیمیشنها هستند که سالنهای سینما را پر میکنند و جریان نقدینگی استودیوها را حفظ میکنند. با این حال، موفقیت اقتصادی الزاماً به معنای امنیت شغلی نیست.
پیکسار در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۷۵ نفر از کارکنانش را اخراج کرد. نتفلیکس نیز بخش انیمیشن خود را بازسازی و چندین پروژه را متوقف کرد. برای بسیاری از انیماتورها، تناقض دردناک اینجاست که همزمان با انتشار خبرهای فروشهای میلیارد دلاری، خودشان با ناامنی شغلی و تعدیل نیرو روبهرو میشوند. پیت داکتر، مدیر خلاقیت پیکسار، بخشی از این مشکل را ناشی از عملکرد خود صنعت میداند. به اعتقاد او، هالیوود سالها انیمیشن را صرفاً در قالب آثار خانوادگی و کودکانه عرضه کرده و همین باعث شده مخاطبان و حتی بسیاری از رأیدهندگان اسکار آن را کمتر جدی بگیرند.
اما آیا مشکل فقط نگاه مخاطبان است؟ واقعیت این است که انیمیشن همچنان در مهمترین عرصه اعتبار هنری سینما، یعنی اسکار بهترین فیلم، جایگاه بسیار محدودی دارد. از زمان تأسیس شاخه بهترین انیمیشن در سال ۲۰۰۱، تنها سه فیلم انیمیشنی توانستهاند به جمع نامزدهای بهترین فیلم راه پیدا کنند: «دیو و دلبر»، «بالا» و «داستان اسباببازی ۳». برای بسیاری از فیلمسازان حوزه انیمیشن، این آمار با کیفیت و تأثیرگذاری آثار این مدیوم همخوانی ندارد.
بحثی که امروز در هالیوود جریان دارد، فقط درباره جایگاه یک ژانر نیست؛ بلکه درباره تعریف خود سینماست. جمله معروف گییرمو دلتورو در سالهای اخیر به شعار اصلی طرفداران انیمیشن تبدیل شده است: «انیمیشن ژانر نیست؛ یک رسانه است.» این جمله اهمیت ویژهای دارد. زیرا برخلاف تصور رایج، انیمیشن نه یک سبک داستانگویی، بلکه یک ابزار روایت است؛ درست مانند فیلمبرداری زنده، مستند یا سینمای تجربی. همانطور که هیچکس فیلم زنده را ژانر نمیداند، انیمیشن نیز نباید صرفاً بهعنوان محصولی مخصوص کودکان تعریف شود.
شاید برای مخاطب ایرانی این وضعیت آشنا باشد. در ایران نیز انیمیشن سالها در حاشیه سینمای جدی قرار داشت و هنوز هم بسیاری از مخاطبان، آثار انیمیشنی را بیشتر مناسب کودکان میدانند. در حالی که بخش بزرگی از مهمترین آثار معاصر جهان، از «وال-ای» و «روح» گرفته تا «پسر و مرغ ماهیخوار» هایائو میازاکی، دقیقاً برای مخاطبان بزرگسال ساخته شدهاند.
امروز هالیوود در موقعیتی قرار گرفته که بدون انیمیشن نمیتواند اقتصاد خود را حفظ کند. اما هنوز نتوانسته نگاه فرهنگی و هنری خود را با این واقعیت اقتصادی هماهنگ کند. شاید پرسش اصلی این باشد: اگر فیلمی بتواند میلیاردها دلار درآمد ایجاد کند، میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد و از نظر هنری نیز تحسین شود، چرا هنوز باید برای اثبات ارزش خود بجنگد؟
تا زمانی که پاسخ روشنی برای این سؤال پیدا نشود، انیمیشن در جایگاهی متناقض باقی خواهد ماند؛ ناجی اقتصادی هالیوود، اما همچنان شهروند درجه دو در ساختار اعتبار و پرستیژ این صنعت.
نظر شما