به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: ترامپ بارها آنان را متهم کرده بود: «سلاح و پول گرفتند اما هیچ غلطی نکردند.» و حالا این حمله نمایشی در خلوت شب، پاسخی مضحک به همان تحقیرهاست، اعلام حاضری به کاخ سفید که «ما هستیم، هنوز نمردهایم و کمی هم خاصیت داریم.»
اما واقعیت تلختر از این نمایش مضحک است. پژاک و امثال آن، جماعتی هستند که نه عده دارند و نه عُده. سرانشان بیشتر شبیه سرلشکرهای بدون لشکرند، فرماندهانی که اگر روزی سربازانشان را در یک سالن جمع کنند، احتمالا جا برای میهمانان عروسی هم باقی میماند. آنها سالهاست که با پول و سلاح اربابان خارجی، وعده فتح تهران را میدهند، اما نهایت هنرنماییشان، شلیک چند گلوله به یک معدن متروکه در نیمههای شب و فرار به سوی کوههاست.
این حمله، بیش از آنکه یک عملیات نظامی باشد، یک استغاثه سیاسی است. استغاثه به درگاه ترامپ که «ما را فراموش نکن، بودجهمان را قطع نکن، ما هنوز به دردت میخوریم.» اما ترامپ خود بهتر از هر کس میداند که این گروهکها، مشتی مزدور بیخاصیتاند که جز سوزاندن پولهای سیا و موساد، هنر دیگری ندارند. آنها برای ترامپ، ابزاری بودند که قرار بود در جنگ علیه ایران کارگر بیفتند، اما حالا که جنگ به بنبست رسیده، این ابزارها نیز به درد نخورترین بخش ماشین جنگی واشنگتن شدهاند.
سران پژاک، درست مانند سران سایر گروهکهای تجزیهطلب و ضدانقلاب، سالهاست که در توهم «براندازی قریبالوقوع» زندگی میکنند. آنها در اتاقهای فکر خود، نقشههایی میکشند که حتی خودشان هم میدانند هرگز عملی نخواهد شد. اما چه میشود کرد؟ باید به ارباب گزارش داد. باید نشان داد که هنوز زندهاند و این حمله به معدن سقز، دقیقا همان گزارش عملکرد فصلی به کاخ سفید است: «ما هنوز هستیم، بودجه را تمدید کنید.»
واقعیت اما این است که جمهوری اسلامی ایران، نهتنها از این حملات کور آسیب نمیبیند، که هر بار قویتر از گذشته، ریشه این گروهکها را در خاک خود میخشکاند. پژاک و امثال آن، شبحهایی هستند که فقط در تاریکی شب جرأت ظهور دارند و با اولین روشنایی صبح، به لانههای خود در آن سوی مرزها میگریزند. آنها نه تهدیدی برای امنیت ایران، که نمادی از استیصال دشمنانی هستند که پس از دو جنگ تمامعیار، حالا به مشتی مزدور بیخاصیت متوسل شدهاند تا شاید بتوانند شکستهای راهبردی خود را با چند حمله شبانه و تبلیغات توخالی بپوشانند.
نظر شما