از اولین روزهای شروع جنگ که رخدادهای جنگ با نام تنگه هرمز گره خورد، با هر خبری که از این پهنه آبی رنگ در فضای مجازی دست به‌دست می‌شد، خبرنگار جنوبی صداوسیما خودش را به آن نقطه می‌رساند تا از ماجرا باخبر شود و دیده‌هایش را از طریق تلویزیون و با همان لحن خودمانی اش با مردم در میان بگذارد.

اژدهایی

همشهری آنلاین-رابعه تیموری: این حاضر به یراقی بی‌تکلف «حسین اژدهایی» باعث شد او خیلی زود به یکی از منابع خبری و چهره‌های نام‌آشنای مردم تبدیل شود و در لحظات دلواپسی آنها برای خلیج‌فارس، امانتداری و هوشیاری نگهبانان و مدافعان این پاره تن ایران‌زمین را روایت کند تا از امن و امان بودن خطه جنوب خاطرجمع‌ شوند.

روایت اقتدار

پیش از شروع جنگ تحمیلی سوم، حسین اژدهایی را اغلب موقع برگزاری رزمایش‌های نظامی و در کادر تصاویر تلویزیونی می‌دیدیم که در پس‌زمینه آنها، شناورها و قایق‌های غران نیروی دریایی، پهنه آبی خلیج‌فارس را فاتحانه طی می‌کردند. در این تصاویر تلویزیونی نَقل پرحرارت آقای خبرنگار از اقتدار نیروهای مسلح کشور، به مارش پیروزی شباهت داشت که این تصاویر را تماشایی‌تر و دلنشین‌تر می‌کرد.
با شروع جنگ که جنوب کشور به یکی از صحنه‌های رویارویی ما با دشمن تبدیل شد، اژدهایی گوش‌ به‌ زنگ بود تا اگر سایه دشمن در آن حوالی پیدا شد، خود را به آنجا برساند و با به تصویر کشیدن ایستادگی جانانه مدافعان کشور در مقابل این تهدیدات، خیال مردم را از امنیت این خطه استراتژیک آسوده کند.

روایت دست اول از جنوب کشور | گفتگو با مردی که نامش با روزهای جنگی جنوب گره خورد


شاهد عینی

بازتاب روحیات و سبک زندگی مردم صبور جنوب کشور در گیرودار جنگ یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های گزارش‌های زنده اژدهایی از شب‌ها و روزهای خلیج‌فارس بوده است، او به همشهری می‌گوید:«یکی از لحظات مهمی که در روزهای جنگ تجربه کردم، شبی بود که رسانه‌های دشمن با انتشار خبر قریب‌الوقوع بودن حملات شدید در تنگه هرمز، جنگ روانی به راه انداخته بودند که همه زیرساخت‌ها را نابود می‌کنند و فضای جامعه را ناآرام کرده بودند. در آن شرایط من که از نزدیک ناظر جریان آرام زندگی در خلیج‌فارس بودم، تصمیم گرفتم به‌عنوان یک ناظر عینی با نقل و انعکاس این فضا، بار روانی و نگرانی مردم از شرایط خلیج‌فارس را کم‌کنم. این‌روایتگری را هم بسیار ساده انجام دادم و گزارشم را با این توصیفات قابل لمس از شرایط لب ساحل خلیج‌فارس شروع کردم و گفتم که اینجا تازه در جنوب سر شبه؛ مردم تخمه‌ها رو آوردن لب ساحل و دارن دریا رو نگاه می‌کنن...»

او تصویر دخترک بندرعباسی تاب سواری را که در چند متری محل انفجار و حمله دشمن سرخوشانه مشغول تاب بازی است، نماد و سمبل روحیات اهالی جنوب کشور می‌داند و با شیوه بیان خاص خود، توضیح می‌دهد: «من هلالی نورانی را که میان ساحل تا دریا تشکیل شده بود و دود و آتش ناشی از سوختن کشتی‌های متخلف تنگه هرمز را از روشنایی‌های پیش‌روی این دخترک تاب سوار جدا می‌کرد، هلال زندگی نام گذاشته‌ام و آن را به بازتاب نگاه فلسفی ایرانیان در مورد زندگی و چیره شدن شور زندگی بر سیاهی جنگ تعبیر می‌کنم.»

روایت دست اول از جنوب کشور | گفتگو با مردی که نامش با روزهای جنگی جنوب گره خورد


مصاحبه با مادران داغدار

آقای گزارشگر در تلخ‌ترین و دشوارترین روایت‌ها و گزارش‌هایش هم سعی می‌کند مخاطب را در حس و حال ناخوشش شریک نکند و لحن مصمم و خودمانی او به بینندگان و شنوندگان امید و آرامش را منتقل کند، اما وقتی داغ دل مادران و پدران کودکان میناب را روایت می‌کرد، بی‌آن که در قید و ‌بند گزارشش باشد، با هموطنانش صمیمانه درد و دل کرد و از این داغ سردنشدنی میناب گفت:«تلخ‌ترین اتفاقی که در ٣٠ سال فعالیت خبری‌ام دیدم و گزارش کردم، حمله دشمن به مدرسه میناب بود که به‌محض رسیدن به مدرسه فروریخته با صدها پیکر قطعه‌قطعه شده کودکان و پدر و مادرهای حیران روبرو شدم. از آن زمان تا امروز ارتباطم با این خانواده‌ها قطع نشده و تاکنون با ١٠٠ خانواده شهید گفتگو کردم. هر بار هم با هر کلام و روایت نو و کهنه‌ای که از آنها می‌شنوم،قلبم پاره‌پاره می‌شود.»


به‌جان خریدن خطر

حاضر به یراق بودن و حاضر شدن اژدهایی در بطن اتفاقات خلیج‌فارس، خالی از خطر نبوده و حوادث مختلفی را از سر گذرانده است:«بسیاری از حمله‌های دشمن به‌صورت دو مرحله‌ای انجام می‌شد و وقتی ما به محل حمله می‌رسیدیم، نمی‌دانستیم تا چند لحظه بعد چه اتفاقی می‌افتد. در یکی از این حملات که قایق صیادان را با دو پرتابه مورد حمله قرار دادند، قایق ما در فاصله ٢ کیلومتری محل انفجار دچار نقص فنی شد و اگر برای رسیدن قایق جایگزین معطل نمی‌شدیم، ما هم مورد اصابت پرتابه قرار می‌گرفتیم.»


مسیر ناهموار آقای خبرنگار

اژدهایی برای ثابت کردن توانمندی خود از نوجوانی پاشنه‌ها را ورکشیده است: «در نوجوانی بیشتر اوقاتم در زیرزمینی نمور با خواندن روزنامه‌ها و مجله‌های آن زمان و گوش‌دادن به برنامه‌های رادیویی می‌گذشت. احساس خوبی که با شنیدن صدای گوینده‌های موفقی مانند مریم نشیبا پیدا می‌کردم باعث شد به گویندگی خبر علاقه‌مند شوم و آنقدر در تست‌های استخدامی و آموزش‌های رادیو تلویزیون شرکت کردم تا توانستم وارد دنیای خبر و گویندگی شوم.» اژدهایی اغلب سال‌های خدمتش در صداوسیما را در جنوب کشور گذرانده و راوی حال‌واحوال و اتفاقات دیار آبا و اجدادی اش بوده است. شاید لحن و شیوه روایتگری خودمانی و خاص آقای خبرنگار سفیدموی صداوسیمای مرکز بندرعباس مهمترین علت مقبول افتادن گزارش‌های داغ او نزد مردم گوشه و کنار کشور باشد، اما اژدهایی معتقد است رسالت حرفه‌ای که او برای خودش تعریف و ترسیم کرده، باعث شده روایت‌گری صادقانه و مردم پسند داشته باشد: «من پاتک به حملات رسانه‌های بیگانه به فرهنگ و تمدن و موجودیت کشورم را وظیفه رسانه‌های داخلی می‌دانم و سعی می‌کنم در این جنگ رسانه‌ای با روایتگری صادقانه و مطابق با روحیات مردم کشورم، نقشی کوچک و موثر داشته باشم.»

بیشتر بخوانید:آشنایی با خلیج فارس

کد خبر 1051311
منبع: روزنامه همشهری

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار گزارش

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 1
  • نظرات غیرقابل انتشار: 3
  • IR ۱۵:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
    3 0
    اژدها