به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: شبکه آمریکایی سیانان، در تحلیلی که بیش از آنکه گزارش یک رویداد باشد، اعتراف به یک واقعیت راهبردی است، تصریح کرده: تهران با برپایی مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، در یک نمایش عظیم قدرت، به جهان و دشمنانش ثابت میکند که نه تنها از جنگی که موجودیتش را هدف گرفته بود سربلند بیرون آمده، بلکه یاد رهبر شهید خود را به عنوان نماد قدرت جاودانه خواهد کرد. این جمله، از قاب دوربینی بیرون میآید که سالهاست راوی شکستهای ایران تصور میشد، اما حالا ناگزیر از روایت یک پیروزی تمامعیار است. پیروزیای که نه در میدان نبرد، که در خیابانهای تهران و بر دوش میلیونها انسانی رقم خورد که آمده بودند تا بگویند «ما هنوز ایستادهایم».
سیانان، در ادامه تحلیل خود، به هزینههای سنگین جنگ در برابر دو ارتش تا بن دندان مسلح و دههها فشار اقتصادی آمریکا و غرب اشاره میکند و سپس با لحنی آمیخته به حیرت مینویسد: «تهران از هیچ هزینهای برای بدرقه شهید خامنهای در مراسمی باشکوه و آکنده از نمادهای دینی فروگذار نیست.» این حیرت، حیرت از یک تناقض است. تناقض میان کشوری که تحت شدیدترین تحریمهای اقتصادی قرار دارد، اما برای بدرقه رهبرش، باشکوهترین مراسم تاریخ معاصر خود را رقم میزند. این تناقض، اما فقط برای ناظر غربی معماست. برای ما، این یک اصل است: «ما از هزینهها نمیترسیم، چون حساب ما با خداست.» این جمله، شعار نیست. در عمل، در لجستیک عظیم تشییع، در میلیونها انسانی که از راههای دور آمدهاند، در اشکها و شعارهایشان، تجلی یافته است.
این تشییع باشکوه، یک اعتراف رسمی از سوی ایران است که این مراسم، صرفا یک آیین مذهبی یا ملی نیست. یک «عملیات راهبردی» است. عملیاتی که در آن، هر گام از تشییع، هر قطره اشک، هر مشت گرهخورده، یک پیام به جهان مخابره میکند: «ما شکست نخوردهایم. ما رهبرمان را از دست دادهایم، اما راهش را ادامه میدهیم. ما از جنگ سربلند بیرون آمدهایم».
این نمایش قدرت، اما یک لایه عمیقتر دارد. لایهای که سیانان به آن اشاره نمیکند، اما از لابلای کلماتش هویداست: «مشروعیت مردمی». کشوری که رهبرش را با این حجم از حضور مردم بدرقه میکند، یعنی هنوز «ملت» است. هنوز «دولت» است. هنوز «نظام» است. این حضور میلیونی، پاسخی است به تمام کسانی که در طول 47 سال گذشته، هر صبح وعده فروپاشی ایران را میدادند. پاسخی است به اتاقهای فکری که روی کاغذ، تاریخ انقضا برای ایران مینوشتند. پاسخی است به شبکههای فارسیزبانی که هر روز از «اعتراضات سراسری» و «نارضایتی عمیق» میگفتند. حالا، خیابانهای تهران، خود راوی حقیقت است. حقیقتی که دوربینهای سیانان، ناگزیر از نمایش آن هستند.
هدف این نمایش قدرت، «جامعه بینالمللی» است. اما پیام آن، خطاب به دو گروه مشخص است. اول، دشمنانی که با جنگ ۴۰ روزه میخواستند موجودیت ایران را هدف بگیرند. آنها باید بدانند که ایران، نه تنها از آن جنگ سربلند بیرون آمده، که حالا رهبر شهیدش را در آغوش میلیونها ایرانی، به نمادی جاودانه تبدیل میکند. نمادی که الهامبخش نسلهای آینده خواهد بود و دوم، دوستان و متحدان منطقهای.
آنها که شاید تردید داشتند آیا ایران میتواند از این آزمون سخت عبور کند. حالا پاسخ را در تصاویر مصلای تهران میبینند. پاسخ، یک «بله» قاطع است. اعتراف امروز سیانان یعنی دشمن پذیرفته که شهادت، نه تنها پایان یک رهبر، که آغاز یک اسطوره است. اسطورهای که از این پس، در حافظه تاریخی ملت ایران و در حافظه سیاسی جهان، ثبت خواهد شد. این یعنی، بزرگترین دستاورد یک رهبر، نه تنها در زمان حیاتش، که در لحظه شهادتش هم رقم میخورد. شهادتی که تبدیل به «نماد قدرت» میشود و چه قدرتی بالاتر از این؟ قدرتی که از دل مرگ، حیات میآفریند. قدرتی که از دل ترور، جاودانگی میسازد. این، همان «قدرت نرم» جمهوری اسلامی ایران است که سیانان، خواسته یا ناخواسته، آن را به تصویر کشیده است. والسلام.
نظر شما