به گزارش همشهری آنلاین، کارشناسان در برنامه «دست به نقد» تلویزیون همشهری معتقدند ریشه بحران امروز برق نه صرفاً در رشد مصرف، بلکه در اقتصاد بیمار این صنعت، توقف سرمایهگذاریهای زیرساختی و شکاف عمیق میان هزینه تولید و قیمت فروش برق نهفته است؛ وضعیتی که در صورت تداوم، میتواند تأمین پایدار انرژی برای خانوارها و صنایع را با چالشهای جدیتری مواجه کند.
رضا کربلایی، روزنامهنگار اقتصادی، در برنامه «دست به نقد» تلویزیون همشهری با اشاره به ترکیب سبد تولید برق کشور در سال ۱۴۰۵ گفت: بخش عمده برق ایران همچنان توسط نیروگاههای سیکل ترکیبی و گازی تولید میشود. به گفته او، نیروگاههای سیکل ترکیبی حدود ۳۸ درصد و نیروگاههای گازی حدود ۲۵ درصد برق کشور را تأمین میکنند. پس از آن نیروگاههای بخاری با ۱۶ درصد و نیروگاههای برقآبی با ۱۲ درصد قرار دارند.
وی تأکید کرد که وابستگی به نیروگاههای برقآبی در زمان اوج مصرف تابستان، کشور را در برابر خشکسالی و کاهش بارندگی آسیبپذیر میکند. به گفته او، تجربه سال گذشته نشان داد که کاهش ذخایر آبی موجب شد بخشی از ظرفیت کمککننده برقآبی در روزهای اوج مصرف از دسترس خارج شود.
این روزنامهنگار اقتصادی با اشاره به راندمان پایین نیروگاههای ایران تصریح کرد: «کشورهای پیشرفته از همان میزان سوخت، تقریباً دو برابر ما برق تولید میکنند؛ زیرا روی فناوری و بهرهوری سرمایهگذاری سنگینی انجام دادهاند.»او با اشاره به شاخص شدت مصرف انرژی در ایران، نیروگاهها را در کنار صنایع بزرگی مانند فولاد و آلومینیوم از جمله مصرفکنندگان عمده انرژی دانست که به دلیل فناوری قدیمی، بازدهی مطلوبی ندارند.
به گفته او، هرچند توسعه انرژیهای تجدیدپذیر آغاز شده، اما سهم آنها در سبد تولید برق کشور هنوز محدود است و تا رسیدن به جایگاه مؤثر فاصله زیادی وجود دارد.
کربلائی راهکار اصلی را افزایش جذابیت سرمایهگذاری برای بخش خصوصی دانست و گفت باید شرایطی فراهم شود که سرمایهگذاران بتوانند با توجیه اقتصادی وارد پروژههای تولید برق شوند. همچنین سیاست ساخت نیروگاه توسط صنایع بزرگ مانند فولاد و آلومینیوم را گامی در مسیر کاهش فشار بر شبکه سراسری ارزیابی کرد.
کربلایی با تأکید بر ضرورت مدیریت مصرف هشدار داد: «امسال بیش از هر زمان دیگری به همراهی مردم نیاز داریم و دستکم باید بین ۲۰ تا ۲۵ درصد صرفهجویی در مصرف انرژی صورت گیرد.» به اعتقاد او، اولویت اصلی کشور در ماههای آینده باید تأمین پایدار برق صنایع باشد تا از تشدید رکود و بیکاری در بخش تولید جلوگیری شود.
توقف روند توسعه صنعت برق در دهه گذشته
محمد هادی فقیهزاده، رئیس سندیکای برق ایران هم معتقد است بخش مهمی از افت راندمان نیروگاهها ناشی از توقف روند توسعه صنعت برق در دهه گذشته است. به گفته وی، اگرچه ایران در دهههای ۷۰ و ۸۰ تجربه موفقی در توسعه ظرفیت نیروگاهی داشت و حتی به صادرکننده برق در منطقه تبدیل شده بود، اما در دهه ۹۰ این روند با کاهش جدی سرمایهگذاری مواجه شد. وی افزود: بسیاری از نیروگاههای بخاری و گازی کشور همچنان با راندمانهایی فعالیت میکنند که فاصله معناداری با استانداردهای جهانی دارد؛ در حالی که کشورهای توسعهیافته از هر واحد سوخت، برق بیشتری تولید میکنند و هزینههای کمتری میپردازند.
فقیهزاده در این زمینه به ظرفیت مغفولمانده نیروگاههای گازی کشور اشاره کرد و گفت: بیش از ۱۷ هزار مگاوات نیروگاه گازی قابلیت تبدیل به سیکل ترکیبی را دارند؛ اقدامی که میتواند بدون مصرف سوخت اضافی، حدود ۸ هزار مگاوات ظرفیت جدید تولید برق ایجاد کند.
به اعتقاد وی، این ظرفیت یکی از کمهزینهترین راهکارهای افزایش تولید برق در کشور است، اما به دلیل نبود انگیزه اقتصادی برای سرمایهگذاران، همچنان بلااستفاده باقی مانده است.
اقتصاد برق؛ گره اصلی بحران
فقیهزاده با اشاره به آمارهای منتشرشده از سوی شرکت توانیر گفت: متوسط درآمد صنعت برق از محل فروش هر کیلووات ساعت برق حدود ۸۰۰ تومان است، در حالی که هزینه تمامشده تولید، انتقال و توزیع برق به حدود ۱۹۰۰ تومان میرسد. به گفته وی، این شکاف بزرگ میان هزینه و درآمد موجب شده صنعت برق عملاً با کسری مزمن منابع مالی روبهرو باشد؛ وضعیتی که نه تنها امکان توسعه ظرفیتهای جدید را محدود کرده بلکه حتی نگهداری و نوسازی زیرساختهای موجود را نیز با مشکل مواجه کرده است.
رئیس هیئتمدیره سندیکای صنعت برق در توضیح ابعاد این مسئله به هزینه ساخت نیروگاههای جدید اشاره کرد. به گفته او، احداث یک واحد ۵۴۰ مگاواتی سیکل ترکیبی حدود ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه نیاز دارد و با قیمتهای فعلی فروش برق، بازگشت سرمایه برای بخش خصوصی عملاً غیرممکن یا بسیار دشوار است.
او تأکید کرد که سرمایهگذار زمانی وارد پروژههای نیروگاهی میشود که بتواند نسبت معقولی میان هزینه و درآمد خود برقرار کند؛ در حالی که ساختار فعلی قیمتگذاری برق چنین امکانی را فراهم نمیکند.
دلیل بی میلی سرمایهگذاران
علیرضا اسدی پژوهشگر پژوهشگاه نیرو هم اظهار کرد: توسعه صنعت برق در همه کشورهای جهان نیازمند منابع عظیم مالی بوده و این منابع معمولاً از سه مسیر تأمین شدهاند؛ استقراض، بازارهای مالی پیشرفته و درآمدهای حاصل از منابع طبیعی. او گفت: هر سه مسیر در اقتصاد ایران با محدودیتهای جدی مواجه شدهاند. از یک سو بازارهای مالی کشور هنوز به اندازهای توسعه نیافتهاند که بتوانند پروژههای چند میلیارد دلاری صنعت برق را تأمین مالی کنند، از سوی دیگر دسترسی به منابع خارجی محدود است و درآمدهای نفتی نیز با محدودیتهای مختلف روبهرو هستند.
به اعتقاد او، انتظار اینکه مصرفکنندگان برق به تنهایی هزینه سرمایهگذاریهای عظیم نیروگاهی را تأمین کنند، واقعبینانه نیست و اقتصاد ایران هنوز به سطحی از درآمد سرانه نرسیده که چنین فشاری را تحمل کند.
تجربهای که نیمهکاره رها شد
اسدی یادآور شد که در فاصله دهه ۷۰ تا میانه دهه ۸۰، صنعت برق ایران رشد قابلتوجهی را تجربه کرد. در آن دوره نه تنها خاموشیهای گسترده کنترل شد، بلکه کشور به صادرکننده برق در منطقه تبدیل شد و شرکتهای بزرگ پیمانکاری و سازنده تجهیزات نیروگاهی نیز شکل گرفتند.
به گفته وی، تفاوت اصلی آن دوره با شرایط فعلی در حضور فعال دولت در سرمایهگذاری و تأمین مالی پروژههای زیربنایی بود؛ حضوری که به تدریج کاهش یافت، بدون آنکه جایگزین مناسبی از سوی بخش خصوصی یا بازارهای مالی برای آن فراهم شود.
برق سبز؛ تجربهای متفاوت
کارشناسان در این برنامه اما از بازار برق سبز به عنوان یکی از نمونههای موفق اصلاحات در صنعت برق یاد کردند. فقیهزاده توضیح داد که در این بازار، قیمت برق از طریق سازوکار عرضه و تقاضا تعیین میشود و همین موضوع موجب شده سرمایهگذاران انگیزه بیشتری برای ورود به پروژههای خورشیدی داشته باشند.
ساختار توزیع برق لنگ میزند
اسدی اما گفت: ساختار فعلی شرکتهای توزیع برق با مشکلات نهادی مواجه است. به گفته او، این شرکتها نه کاملاً دولتی هستند و نه کاملاً خصوصی و همین وضعیت دوگانه موجب شده انگیزه کافی برای افزایش بهرهوری در آنها شکل نگیرد. وی توضیح داد که در بسیاری از کشورها شرکتهای توزیع از منافع حاصل از کاهش تلفات و افزایش بهرهوری برخوردار میشوند، اما در ایران چنین مشوقهایی به شکل مؤثر وجود ندارد.
راه برون رفت از بحران
کمبود سرمایهگذاری، قیمتگذاری غیرواقعی، محدودیت منابع مالی و ضعف برخی ساختارهای نهادی موجب شده فاصله میان ظرفیت تولید و نیاز مصرفکنندگان روزبهروز بیشتر شود. این برآیند نظر کارشناسان برنامه دست به نقد است که تاکید کردند که در چنین شرایطی توسعه نیروگاههای جدید، افزایش راندمان واحدهای موجود، اصلاح ساختار شرکتهای توزیع، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر و ایجاد بازارهای رقابتیتر میتواند بخشی از راهحل باشد؛ اما تحقق این اهداف بدون اصلاح اقتصاد برق امکانپذیر نخواهد بود.
به گفته آنها اگرچه صرفهجویی و مدیریت مصرف در کوتاهمدت میتواند به عبور از دورههای اوج مصرف کمک کند، اما درمان ریشهای بحران برق نیازمند تصمیمات بزرگتر و سرمایهگذاریهای گستردهتر است.
در واقع مسئله برق در ایران دیگر صرفاً یک موضوع فنی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین چالشهای توسعه اقتصادی کشور تبدیل شده است. چالشی که حل آن مستلزم بازنگری در شیوه تأمین مالی، قیمتگذاری و حکمرانی انرژی است؛ در غیر این صورت، ناترازی امروز میتواند در سالهای آینده به یکی از جدیترین موانع رشد اقتصادی و صنعتی کشور تبدیل شود.
نظر شما