مردجوان وقتی متوجه شد که دوست قدیمی اش، ‌نقشه گنج قلابی به او فروخته، نقشه انتقامجویی کشید اما پلیس خیلی زود دستش را رو کرد.

متهم

همشهری آنلاین - حوادث: چند شب پیش ماموران گشت خودروی پلیس در یکی از محله‌های شمالی شهر، به دو مرد که حوالی نیمه‌شب با ظاهری مشکوک از ساختمانی خارج می‌شدند، مظنون شدند. هر دو ماسک به صورت و کلاه بر سر داشتند و یک ساک بزرگ مشکی در دست یکی از آن‌ها بود. نوع پوشش و رفتار مضطرب مردان جوان باعث شد مأموران مشکوک و برای بررسی بیشتر به آن‌ها نزدیک شوند. آنها با دیدن خودروی پلیس، به‌سرعت تغییر مسیر داده و پا به فرار گذاشتند. تعقیب و گریز کوتاهی در کوچه‌های اطراف آغاز شد و یکی از متهمان ساک را به زمین انداخت که فرار کند اما مأموران با سرعت عمل، هر دو نفر را دستگیر کردند. داخل ساک، مقدار قابل توجهی سکه طلا، دلار و جواهرات بود و بررسی‌های اولیه نشان داد واحد طبقه دوم ساختمانی که این افراد از آن خارج شده بودند، هدف سرقت قرار گرفته است. قفل در ورودی تخریب و خانه به‌طور کامل زیر و رو شده بود. صاحبخانه در زمان وقوع سرقت در منزل حضور نداشت و ساعتی بعد، با تماس پلیس خود را به محل رساند. دزدان دستگیر شده تحت بازجویی قرار گرفتند و معلوم شد هر دو، مجرم سابقه‌دار هستند اما اعترافات آنها پرونده را پیچیده‌تر کرد

اجیر شده ها

یکی از سارقان گفت: یک نفر به نام شهرام سراغ ما آمد و گفت اگر یک خانه را خالی کنیم، انگار به گنج دست یافته ایم. شهرام گفت که داخل خانه بیش از ۷ میلیارد تومان طلا هست. او سهم نمی‌خواست و قصدش انتقام جویی از صاحبخانه بود. ما هم به خاطر پول وسوسه شدیم.

تله‌ای به نام فوتبال

صاحبخانه وقتی نام شهرام را از مجرمان سابقه دار شنید، شوکه شد. شهرام دوست او بود و شب حادثه، وی را به بهانه تماشای مسابقه فوتبال جام جهانی به یک پاتوق زیرزمینی کشانده بود. پاتوقی که در آنجا مبالغ زیادی در بازی قمار رد و بدل می شد.

گنج خیالی

در ادامه تحقیقات معلوم شد که مدتی قبل صاحبخانه نقشه‌ای قدیمی را به‌عنوان نقشه گنج به مبلغ ۸۰ میلیون تومان به شهرام فروخته بود. این در حالی بود که شهرام وضع مالی بدی داشت و برای جبران شکست‌های اقتصادی‌اش به دنبال پیدا کردن گنج بود. او پس از خرید نقشه با یکی از دوستانش راهی منطقه‌ای بیابانی در یکی از شهرستان‌ها شد. آن‌ها سه ماه تمام در گرما و سرما حفاری کردند اما هیچ اثری از گنج پیدا نشد. در نهایت وقتی متوجه شدند نقشه گنج قلابی است، تصمیم به انتقاجویی از فروشنده نقشه گرفتند. آنها دو سارق سابقه دار اجیر کردند و فروشنده نقشه گنج را به بهانه تماشای جام جهانی به پاتوق زیرزمینی کشاندند و سارقان نیز در این فرصت خانه وی را خالی کردند اما هنگام خروج از خانه دستگیر شدند. با افشای این حقیقت، شهرام نیز بازداشت و اموال مسروقه تحویل صاحبخانه شد.

رودست خوردم

شهرام می‌گوید که شاکی پرونده او را سرکار گذاشته و همین موجب شده تا نقشه انتقام جویی بکشد.

چطور با شاکی آشنا شدی؟

ما سال‌هاست یکدیگر را می شناسیم. . در یک پاتوق زیرزمینی دور هم جمع می‌شدیم؛ بیشتر برای قمار و شرط‌ بندی بود. بهنام هم یکی از همان جمع بود.

ماجرای نقشه گنج از کجا شروع شد؟

بهنام همیشه دستش پر بود. راحت شرط‌بندی می‌کرد. بعد فهمیدیم در کار خرید و فروش عتیقه هم هست. خلاصه زندگیش اعیانی بود ولی من برعکس، ورشکست شده بودم. یک شب در همان پاتوق از او پرسیدم که آیا، در این زمان هم می شود گنج پیدا کرد. او با اطمینان گفت که یک نقشه گنج برایم جور می کند. نقشه را خریدم و راهی شهرستان مورد نظر شدم. تقریباً همه سرمایه‌ای که برایم مانده بود را صرف خرید نقشه کردم. با یکی از دوستانم در یک منطقه بیابانی کار می‌کردیم. بیل و کلنگ و دستگاه بردیم. چند جا را کندیم، ولی هیچ خبری از گنج نبود. هرچه جلوتر رفتیم بیشتر فهمیدیم احتمالا سر کاریم.

چه زمانی مطمئن شدید نقشه قلابی است؟

وقتی برگشتیم شنیدم که شاکی در یک جمعی گفته اصلاً گنجی در کار نبوده و مرا سر کار گذاشته است. حتی با خنده تعریف کرده بود ...

همانجا تصمیم به انتقام گرفتید؟

احساس کردم تحقیر شده‌ام. پولم را از دست داده بودم و سه ماه از عمرم هم هدر رفته بود. کم‌کم این فکر در ذهنم شکل گرفت که باید تاوان این اشتباه را بپردازد. به همین دلیل تصمیم گرفتم دو سارق اجیر کنم تا سرمایه ای که سالها به دست آورده و تبدیل به طلا و دلار کرده را از دست بدهد.

تعریف کن از جزییات نقشه ای که کشیدی؟

رفتم سراغ محله قدیمی مان و با پرس و جوهای فراوان، ‌دو سارق سابقه دار را پیدا کردم. به آنها گفتم سهمی نمی خواهم و قصدم فقط انتقام جویی باشد. شب حادثه هم، بهنام را به بهانه تماشای بازی های جام جهانی و قمار بازی به پاتوق زیرزمینی کشاندم تا سارقان اجیر شده، نقشه را اجرا کنند.

وقتی فهمیدی سارقان دستگیر شده‌اند چه احساسی داشتید؟

اولش شوکه شدم. فکر نمی‌کردم همان شب پلیس برسد. بعد هم فهمیدم که آنها مرا لو داده اند و حالا که گیر افتاده ام به شدت پشیمانم.

کد خبر 1045157

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار حوادث

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha