رسانه آمریکایی نوشت: جنگ تنها به هدف‌گیری و بمباران نیست، و طرفی که بیشترین بمب را دارد لزوما پیروز نمی‌شود. اراده مهمتر از سلاح است و توانایی تحمل آسیب، در نهایت از توانایی وارد کردن آن مهمتر است.

ترامپ

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در مدت ۶۰ روز آتش‌بس میان ایران و آمریکا با بالاترین فشارهای رسانه‌ای داخلی و بین‌المللی درباره اهداف شروع این جنگ و میزان موفقیتش در دستیابی به آنها مواجه بوده است. روزنامه واشنگتن‌پست در مطلبی در بخش دیدگاه‌ها با عنوان«ترامپ برای پایان دادن به جنگی با ایران که هرگز نباید آغاز می‌کرد، تقلا می‌کند»، نوشت:

در ۲۳ مه، دونالد ترامپ اعلام کرد که یک توافق برای پایان دادن به جنگ با ایران تقریباً نهایی شده و «به‌زودی اعلام خواهد شد». با این حال، بیش از دو هفته از آن زمان گذشته و هنوز هیچ توافقی رونمایی نشده است و نیروهای آمریکایی و ایرانی هم‌چنان به تبادل آتش ادامه می‌دهند. هفته گذشته، یک حملهٔ پهپادی ایرانی فرودگاه بین‌المللی کویت را به‌شدت تخریب کرد. یکشنبه، ایران موشک‌های بالستیک به اسرائیل پرتاب کرد و اسرائیل پاسخ داد. تنگهٔ هرمز همچنان برای همهٔ کشتی‌ها بسته است و تنها مقدار اندکی تردد برقرار است.

پس چه اتفاقی افتاد؟ زمانی که جزئیات شرایط پیشنهادی، که ظاهرا شامل آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های ایران بود، فاش شد، طرفداران سخت‌گیر آمریکا علیه ایران به‌شدت واکنش نشان دادند. مایک پومپئو، وزیر امور خارجه ترامپ در دوره اول، توافق پیشنهادی را با توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ مقایسه کرد که توسط دولت اوباما مذاکره شده بود و ترامپ در ۲۰۱۸ از آن خارج شد. استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، به‌شدت پومپئو را در فضای مجازی نقد کرد: «مایک پومپئو اصلا نمی‌داند چه می‌گوید. بهتر است دهان احمقانه‌اش را ببندد و کار واقعی را به حرفه‌ای‌ها بسپارد.»

با وجود واکنش کاخ سفید، انتقادهای جناح راست ظاهرا ترامپ را دچار نگرانی کرد. گزارش‌ها حاکی است که او در پایان ماه مه (اوایل خرداد ۱۴۰۵) پیشنهادی سخت‌تر به تهران ارسال کرده و مذاکرات اکنون متوقف شده‌اند. ایرانیان خواستار آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده خود به‌عنوان بخشی از هر توافق برای بازگشایی تنگه هرمز هستند و ۱۲ میلیارد دلار دیگر طی ۶۰ روز مذاکرات مربوط به برنامه هسته‌ای‌شان.

پذیرفتن خواسته‌های آنها برای ترامپ بسیار شرم‌آور خواهد بود، اگر او حتی قابلیت شرم داشته باشد. او بارها رئیس‌جمهور باراک اوباما را به‌خاطر ارسال «پالت‌های پول نقد» به ارزش ۱.۷ میلیارد دلار به ایران پس از توافق ۲۰۱۵ مسخره کرده بود.

او تنها نمی‌خواهد مشابه اوباما باشد. زمانی که روز پنجشنبه از او پرسیدند چرا نیروهای آمریکایی را برای خارج کردن آنچه او «گردوغبار هسته‌ای» (یعنی اورانیوم غنی‌شده) می‌نامد از ایران نفرستاده، ترامپ پاسخ داد: «دوست نداشتم مثل جیمی کارتر شوم»، اشاره به عملیات شکست‌خورده آمریکا در ۱۹۸۰ برای نجات ۵۳ گروگان آمریکایی در ایران.

از آنجا که ترامپ نمی‌خواهد تنش نظامی را افزایش دهد و نمی‌خواهد امتیازات پرهزینه بدهد، فعلا به وضعیت موجود پایبند است و گاهی به دنیای خیال پناه می‌برد. او ۳ بار همان پست شبکه‌های اجتماعی را منتشر کرده و تصور کرده ایران «اسناد تسلیم» را امضا کرده، اما «دموکرات‌ها و رسانه‌ها» هیچ اعتنایی به این «پیروزی استادانه و درخشان» نمی‌کنند.

این، بدون شک، یک خیال‌پردازی است. ترامپ تنها تلاش می‌کند از واقعیت تلخ اجتناب کند: هیچ راه آسانی برای خروج از این درگیری که اصلا نباید وارد آن می‌شد وجود ندارد. همه گزینه‌ها بد هستند و او جز خودش کسی را برای سرزنش ندارد.

خبر خوب برای ترامپ این است که اقتصاد آمریکا و به‌ویژه بازار سهام با وجود بسته‌شدن مسیری که معمولا ۲۰ درصد نفت جهان را حمل می‌کند، به‌طرز چشمگیری پایدار مانده است. او در جنگ کردن ضعیف است، اما در تبلیغ بازار خوب عمل می‌کند. با این حال، مدیران و تحلیلگران صنعت نفت هشدار می‌دهند که ذخایر جهانی نفت در حال کاهش است و اگر جنگ زود پایان نیابد، قیمت نفت می‌تواند به ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد. آکسفورد اکونومیکس هشدار داده که اگر تنگه همچنان در ژوئیه بسته باشد، «برای مدت طولانی قابل تحمل نخواهد بود».

ترامپ آشکارا ناامید است که نتوانسته ایران را مجبور به پذیرش شروط خود کند، هرچند اسرائیل و آمریکا قادر به بمباران آزادانه ایران هستند. چرا یک ابرقدرت نمی‌تواند یک رقیب بسیار ضعیف‌تر را شکست دهد؟ این معضل تازه‌ای نیست. ترامپ همان درس تلخ گذشته روسای جمهور در ویتنام، عراق و افغانستان را تجربه می‌کند؛ و ولادیمیر پوتین نیز اکنون در اوکراین آن را می‌آموزد.

جنگ تنها به هدف‌گیری و بمباران نیست، و طرفی که بیشترین بمب را دارد لزوما پیروز نمی‌شود. اراده مهمتر از سلاح است و توانایی تحمل آسیب، در نهایت از توانایی وارد کردن آن مهمتر است. برای ترامپ، این درگیری یک «گشت‌وگذار کوتاه» است که بدون جلب حمایت عمومی آغاز شده، چون تصور می‌کرد سریع پایان می‌یابد. برای حکومت ایران، این یک مبارزه وجودی است.

کدام طرف حاضر است صبر بیشتری داشته باشد تا پیروز شود؟ همان‌طور که طالبان می‌گفتند: «شما ساعت دارید، ما زمان داریم.»

ترامپ تقریبا جنگ را با درخواست‌های حداکثری - یک‌بار حتی از ایران خواست «تسلیم بی‌قید و شرط» شود - غیرقابل پیروزی کرده است؛ در حالی که ابزارهای حداقلی به کار گرفته است. نیروی هوایی به‌تنهایی برای تغییر حکومت ناکارآمد است، اما ترامپ احمقانه تلاش کرد این کار را در ایران انجام دهد و خطر واضح واکنش تهران با بستن تنگه را نادیده گرفت.

اکنون ایران دنیا را زیر فشار نفت قرار داده است. ترامپ نتوانسته اهداف جنگ‌طلبانه بیش از حد خود را تحقق بخشد و نخواهد توانست. دیگر کسی درباره توقف برنامه موشکی ایران یا حمایت از نیروهای نیابتی منطقه‌ای صحبت نمی‌کند. بهترین چیزی که ترامپ می‌تواند امیدوار باشد، بازگشایی تنگه بدون دریافت عوارض و پذیرش محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای با نظارت بین‌المللی است. این اساسا شرایط توافق هسته‌ای اوباما را بازتولید می‌کند. حتی برای رسیدن به این حد، احتمالا باید پرداخت قابل‌توجهی به مقامات ایران صورت گیرد که رقم دقیق آن در چارچوب مذاکرات بازارگونه تعیین خواهد شد.

این احتمالا گران‌ترین تجربه «ترامپ همیشه فرار می‌کند» (TACO) خواهد بود که رئیس‌جمهور تاکنون داشته است. امید است این تجربه تلخ او را وادار کند پیش از آغاز هر جنگ انتخابی دیگر، دوباره بیندیشد. کم بودن عملیات نظامی مانند مداخله او در ونزوئلا همیشگی نیست و هیچ‌یک در خاورمیانه نتایج مشابهی نداشته‌اند.

کد خبر 1042632

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سیاست‌خارجی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha