همشهری آنلاین: آنها گروهی از هواداران تیم فوتبال ولورهمپتون بودند که شغل خود را از دست داده بودند و میخواستند ماجراجویی حضور در یک جام جهانی را تجربه کنند. برای تماشای مسابقات جام جهانی ۱۹۸۶ حدود ۸ هزار کیلومتر سفر کردند و راهی مکزیک شدند. اما پس از پایان مسابقات، بهجای بازگشت به منطقه بلک کانتری، جایی که تمام عمرشان را در آن سپری کرده بودند، تصمیم گرفتند به خانههایشان در استوربریج و لای بازنگردند و زندگی تازهای را در ایالات متحده آغاز کنند.
این مردان سوژه مستند جدیدی با عنوان «گمشده در راه مکزیک» هستند؛ مستندی که ۴۰ سال پس از آغاز این ماجرا، داستان خارقالعاده آنها را روایت میکند. قهرمانان این مستند بیشتر با لقبهایشان شناخته میشوند: ادِر (گری آلن)، ربیتهد (گری هاردویک)، بیتزی (استوارت بیتس)، آرنی (دیوید آرنولد) و تگزاس استیو (استیو داوسون).
جک لی، کارگردان مستند، با شوخی گفت: «در تمام مدت فیلم تقریباً هیچکس آنها را با اسم واقعیشان صدا نمیزند. در عوض هرکدام حدود ۲۰ لقب مختلف دارند، برای همین تدوین فیلم واقعاً سخت بود.» گری آلن گفت وقتی گروه به مکزیک رسید، با دنیایی کاملاً متفاوت روبهرو شد.
جک لی که برای شرکت تولیدی «هشت موتور» کار میکند، گفت نتوانسته ایمیلی را که گری آلن برای پیشنهاد ساخت این مستند فرستاده بود نادیده بگیرد. او توضیح داد: «ما تعداد زیادی پیشنهاد داستان دریافت میکنیم و معمولاً خیلی جدی به آنها نمیپردازیم. اما این یکی در ذهنم ماند. برایش ایمیل فرستادم و گفتم ساخت مستند کار بسیار دشواری است، اما فکر میکنم این داستان فوقالعاده است و اگر روزی ساخته شود، حتماً تماشایش میکنم.» سه ماه بعد، آنها در مکزیک مشغول فیلمبرداری نسخه آزمایشی مستند بودند.
گری آلن که اکنون در آتلانتا زندگی میکند و سال گذشته از اداره شرکت شخصی خود بازنشسته شده است، به بیبیسی گفت: «سال ۱۹۸۶ بود. مارگارت تاچر در قدرت بود و چند نفر از ما شغل خود را از دست داده بودیم، بنابراین تصمیم گرفتیم برای جام جهانی به مکزیک برویم.» گروه ابتدا به هیوستون در ایالت تگزاس پرواز کرد و سپس راهی مونتری در مکزیک شد؛ جایی که به گفته آلن با گرمایی «باورنکردنی» مواجه شدند.
دیوید آرنولد در مستند میگوید: «مکزیک یکی از آن کشورهایی بود که باید روی نقشه دنبالش میگشتم. آنقدر عجیب و رؤیایی به نظر میرسید. فکر میکردیم رفتن به جام جهانی در آن سوی دنیا، نهایت کار خفن و هیجانانگیز ممکن است.» آرنولد با خنده اضافه میکند که اعضای گروه حتی نمیدانستند مردم مکزیک به چه زبانی صحبت میکنند و هیچکدامشان اسپانیایی بلد نبودند.
آنها مجبور شدند خود را با قوانین کشور جدید وفق دهند. در مقطعی از سفر، به دلیل اینکه بدون پیراهن در خیابان بودند و در معابر عمومی آبجو مینوشیدند، بازداشت شدند. گری آلن گفت: «بهترین چیزی بود که تا آن زمان دیده بودیم. در آن مقطع همه ما با خودمان میگفتیم: "این همان زندگی است؛ خیلی بهتر از چیزی است که در انگلستان داشتیم."»
پس از پایان جام جهانی و سفری کوتاه به بلیز، گروه راهی دالاس در ایالت تگزاس شد. آلن گفت: «آمریکا داستان کاملاً متفاوتی بود. مهمترین چیز برای ما فرصتهایی بود که آنجا وجود داشت.»
«هر جایی میتوانستی کار پیدا کنی. من در سه یا چهار هفته اول سه شغل مختلف داشتم. لهجه انگلیسیات باعث میشد مورد توجه زنان قرار بگیری و از این موضوع استفاده میکردی. اصلاً دلمان نمیخواست آنجا را ترک کنیم.» استیو داوسون نیز در مستند میگوید: «آن تابستان، لذتبخشترین تابستان زندگی من بود.»
این مستند ماجراجوییهای این مردان را در طول سالها و همچنین دوستیای را دنبال میکند که طی چهار دهه دوام آورده است.
آلن گفت: «بیتزی در هیوستون زندگی میکند و استیو در دالاس. سالی یک یا دو بار به دیدنشان میروم و هنوز هم از طریق تلفن با هم صحبت میکنیم.» او اعتراف کرد که در سالهای نخست گاهی دلتنگ خانه میشد، اما هرگز از تصمیم خود پشیمان نشده است. او گفت: «کار اینجا بود، پول اینجا بود، همه ما اینجا همسر پیدا کردیم. همهچیز اینجا ده برابر بهتر از استوربریج بود، اما دلم برای استوربریج تنگ میشود؛ بیشتر از آنچه بتوان تصور کرد.»
وقتی از جک لی پرسیده شد چرا از میان همه پیشنهادهای مستندسازی، ایمیل گری آلن توجهش را جلب کرده است، پاسخ داد که این گروه از مهربانی و صداقت خاصی برخوردارند و همه آنها داستانگوهای فوقالعادهای هستند. او به بیبیسی گفت: «فکر میکنم این مردها جذابیت خاصی دارند و مردم بهراحتی میتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند. آنها فقط چند جوان طبقه کارگر بودند که وارد ماجراجوییای واقعاً شگفتانگیز شدند.»
نظر شما