مذاکره‌کننده سابق آمریکا در برجام گفت: ترامپ می‌داند اگر توافقی بدون پرداختن به مسئله هسته‌ای ببندد، ممکن است دیگر هرگز به آن نرسد.

رابرت مالی

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: در گفت‌وگوی نشریه فارن‌پالیسی مذاکره‌کننده سابق آمریکا در برجام، تصویر مذاکرات واشنگتن و تهران بیش از آنکه به یک روند رو به توافق شباهت داشته باشد، به چرخه‌ای از نزدیک شدن و عقب‌نشینی‌های مکرر تبدیل شده است. رابرت مالی نماینده ویژه بایدن در امور ایران بود و پیش از آن، در دولت اوباما مذاکره‌کننده ارشد توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ بود. او امروز در دانشگاه ییل تدریس می‌کند و در گروه بحران بین‌المللی، مسئول برنامه خاورمیانه است. مالی همچنین نویسنده مشترک کتاب «فردا دیروز است: زندگی، مرگ و پیگیری صلح در اسرائیل-فلسطین» است. متن کامل گفت‌وگوی فارن‌پالیسی را می‌خوانید:

هر هفته گزارش می‌آید که به توافق نزدیک هستیم و بعد ناگهان می‌گویند نه. از دید کلان، نظرت درباره مذاکرات جاری واشنگتن و تهران چیست؟

بگذارید اول بگویم که هر روز انگار همان روز تکراری است، اما این وضعیت بسیار آشفته و ناسالم شده، چون ما را مدام به جهت‌های مختلف می‌کشد. هر روز همان دیوانگی است. همان‌طور که گفتی، رئیس‌جمهور در عرض ۲۴ ساعت می‌تواند بگوید «در آستانه توافق هستیم»، «به توافق نیاز نداریم»، «با ایرانی‌ها صحبت نمی‌کنم»، «با ایرانی‌ها صحبت می‌کنم»، «تشدید می‌کنیم»، «جنگ را تمام می‌کنیم» یا «راهمان را می‌کشیم و می‌رویم».

برای سنجش وضعیت امروز باید خلق‌وخوی رئیس‌جمهور را دقیقه به دقیقه اندازه بگیریم که کار مفیدی نیست. پس بهتر است یک قدم عقب‌تر برویم.

از دید کلان، هر ۲ طرف به طور عینی علاقه‌مند به پایان بخش تنگه هرمز این جنگ هستند. برای آمریکا کاملا واضح است که بسته بودن تنگه هرمز از نظر اقتصادی و سیاسی برای رئیس‌جمهور و حزبش هزینه سنگینی دارد. امروز مدیران نفتی می‌گویند اگر این وضعیت چند هفته دیگر ادامه پیدا کند، جهش قیمت نفت به حدی خواهد رسید که امروز را مرحله آسان سختی اقتصادی جلوه دهد.

از دیدگاه ایرانی‌ها هم، آنها همیشه می‌توانند تنگه را دوباره ببندند، اما باز کردن آن حالا به آنها اجازه می‌دهد درآمد بیشتری کسب کنند. آنها مدتی است درآمدی نداشته‌اند. با این کار همچنان قدرت بازدارنده خود را حفظ می‌کنند و حداقل کمی اکسیژن به اقتصادشان برمی‌گردد، به‌خصوص اگر با نوعی تسهیل اقتصادی همراه باشد که تقاضای آنهاست. سپس می‌توانند مسائل هسته‌ای و دیگر مسائل را بعدا پیگیری کنند.

ما همیشه به لبه توافق می‌رسیم و بعد چیزی ما را عقب می‌کشد. نمی‌خواهم همه تقصیر را گردن آمریکا بیندازم - ایرانی‌ها هم مذاکره با آنها بسیار سخت است - اما در این مورد به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور بین تمایل به پایان این مرحله که برایش هزینه دارد و تنفر از ظاهر شدن به شکل ضعیف گیر کرده است. اطرافیانش مدام به او می‌گویند «کمی فشار بیشتر، آنها تسلیم می‌شوند». او همیشه به زبان زور علاقه داشته. بنابراین آماده نیست حالا که فکر می‌کند به دستاورد بزرگتری نزدیک است، عقب‌نشینی کند. میزان بی‌اعتمادی عمیق هم همه چیز را سخت‌تر کرده. پس ما نزدیک هستیم، اما «نزدیک» در این شرایط ممکن است خیلی دور باشد.

مذاکرات معمولا با خواسته‌های حداکثری شروع می‌شوند. حداقل خواسته‌هایی که هر ۲ طرف برای رسیدن به توافق حتما باید داشته باشند چیست؟

حداقل خواسته آمریکا این است که تنگه هرمز برای تردد عادی باز شود تا قیمت نفت و انرژی دوباره کاهش یابد. این حداقل چیزی است که او نیاز دارد. در واقع این دقیقا بازگشت به وضعیت قبل از جنگ است. باید بگویم که این جنگ نه‌تنها غیرقانونی بود، هم در داخل آمریکا و هم بین‌المللی، بلکه کاملا بی‌ثمر هم بوده، چون هدف اصلی آن امروز باز کردن تنگه‌ای است که قبل از جنگ بسته نشده بود. این کاملا بی‌معنی است و شاید یکی از دلایل تردید رئیس‌جمهور همین باشد. او می‌داند منتقدان چه خواهند گفت: «ما همه این کارها را کردیم تا به همان نقطه قبل از جنگ برگردیم، آن هم در شرایطی بدتر، چون حالا ایران می‌داند که می‌تواند دوباره تنگه را ببندد.»

حداقل خواسته ایرانی‌ها پایان محاصره و پایان جنگ است، پایان جنگ اسرائیل با لبنان و مقداری تسهیل اقتصادی. آنها می‌دانند که صرفا در ازای باز کردن تنگه هرمز همه چیز را نخواهند گرفت، اما به هر حال به‌نوعی فایده اقتصادی نیاز دارند، مثل سیستم عوارض، تسهیل تحریم‌ها یا دسترسی به بخشی از دارایی‌های مسدودشده. بدون آن، با فاجعه اقتصادی روبرو خواهند شد.

اشاره کردی به اسرائیل و لبنان. این موضوع برای ایران و آمریکا چقدر مهم است؟

برای حکومت ایران بسیار مهم است که حداقل در فاز اول، توافقی با لبنان درباره حزب‌الله کند. حزب‌الله شریک کلیدی ایران بوده و ایران می‌خواهد نشان دهد که فقط برای خودش نمی‌جنگد، بلکه برای «محور مقاومت» است. آنها می‌خواهند حزب‌الله را تا حد ممکن به عنوان یک دارایی حفظ کنند. ایرانی‌ها به وضوح گفته‌اند که بدون توقف درگیری‌ها در لبنان، آماده توافق با آمریکا نیستند. البته می‌توان بر سر تعریف «توقف درگیری» چانه زد، اما شدت فعلی حملات اسرائیل در لبنان با توافق ایران و آمریکا سازگار نیست.

مسئله هسته‌ای در مذاکرات فعلی چقدر مهم است؟ آیا ۲ طرف قبول دارند که فعلا خیلی پیچیده است و باید فاز اول را ببندیم؟

یکی از تناقض‌ها این است که الان تمرکز بیشتر روی تنگه هرمز است، نه پرونده هسته‌ای که ظاهرا دلیل شروع جنگ بود. ترامپ قبلا ادعا کرده بود برنامه هسته‌ای ایران را «کاملا نابود» کرده. ترامپ می‌داند اگر توافقی بدون پرداختن به مسئله هسته‌ای ببندد، ممکن است دیگر هرگز به آن نرسد. به همین دلیل اصرار دارد چیزی در فاز اول درباره هسته‌ای بگیرد. اگر فقط بیانیه‌ای مبنی بر عدم پیگیری سلاح هسته‌ای بخواهد، ممکن است بگیرد. اگر بخواهد درباره سرنوشت اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصد، حدود ۴۵۰ کیلوگرم، توافق مبهمی بگیرد، احتمالا ممکن است. اما اگر جزئیات دقیق بخواهد، بعید است چون ایران اول تسهیل اقتصادی ملموس می‌خواهد.

درباره برجام، کسانی که می‌گویند برجام ما را به این نقطه رساند، اشتباه می‌کنند. ما به این نقطه رسیدیم چون ترامپ از برجام خارج شد، در حالی که ایران به تعهداتش عمل می‌کرد. اگر برجام باقی می‌ماند، وضعیت کاملا متفاوت بود.
انتقادات به برجام - محدودیت زمانی و عدم پوشش موشکی و منطقه‌ای - را قبول دارم، اما آزمایش‌های واقعی (فشار حداکثری و حملات نظامی) نشان داد که جایگزین‌های بهتری هم وجود نداشته. برنامه هسته‌ای ایران گسترش یافت، حملات نظامی هم آن را کاملا حل نکرد.

از سال ۱۹۷۹، ایران تقریبا به عنوان «تهدید وجودی» تعریف شده. آمریکا، هم دموکرات‌ها و هم جمهوری‌خواهان، ۲ چیز را عادی‌سازی کرده است: استفاده گسترده از تحریم‌هایی که بیشترین آسیب را به مردم عادی ایران می‌زند، و همیشه نگه داشتن گزینه نظامی روی میز. وقتی مشکلی را به این شکل وجودی تعریف کنید و ابزارهای تحریم و جنگ را عادی‌سازی کنید، استفاده از نیروی نظامی دیگر گام بزرگی نیست. این جنگ نتیجه منطقی نه اجتناب‌ناپذیر دهه‌ها سیاست آمریکا بوده.

کشورهای خلیج فارس ۲ شرط‌بندی استراتژیک کردند: چتر امنیتی آمریکا و بهبود روابط با ایران. هر ۲ شرط‌بندی به فاجعه انجامید. چتر امنیتی آمریکا نتوانست از آنها محافظت کند و تلاش برای نزدیک شدن به ایران هم با بمباران مواجه شد.
با این حال، بعد از جنگ هم گزینه جایگزین واقعی ندارند. احتمالا هم به سمت آمریکا برمی‌گردند و هم به دلیل جغرافیا ناچارند دوباره با ایران تعامل کنند.

اگر هنوز در شغل سابق بودی، به ترامپ چه توصیه‌ای برای خروج سریع از این جنگ می‌کردی؟

اول اینکه من هرگز وارد این جنگ نمی‌شدم. اما حالا که هستیم، توافق نسبتا ساده و سرراست این است: پایان محاصره، باز کردن تنگه هرمز، و مقداری تسهیل اقتصادی برای ایران. این برای هر ۲ طرف و به‌خصوص برای اقتصاد جهانی مهم است. ترامپ می‌تواند تقریبا هر نتیجه‌ای را «پیروزی» جلوه دهد. مسئله هسته‌ای را هم می‌توان به فاز بعدی موکول کرد. تمرکز فعلی باید روی جلوگیری از فروپاشی اقتصاد جهانی باشد.

کد خبر 1041942

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سیاست‌خارجی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha