همشهری آنلاین - گروه سیاسی: «به نظر من، بدترین کاری که در یک مذاکره میتوان انجام داد این است که طرف مقابل را متقاعد کنید شما بیش از او برای رسیدن به توافق عجله دارید... [ترامپ] در نهایت ممکن است به عنوان فردی بازنده، سادهلوح و کسی شناخته شود که همان حکومتی را جسورتر کرده که تصور میکرد میتواند آن را تضعیف کند.» آرون دیوید میلر، پژوهشگر ارشد اندیشکده کارنگی در گفتوگو با روزنامه تایمز انگلیس معتقد است ساختار کنونی مذاکرات «صادقانه بگویم، هیچ منطقی ندارد». به گفته او، اتکا به میانجیها به جای مذاکرات مستقیم و رودررو، روند دستیابی به توافق را کند کرده است؛ توافقی که میتواند به بازگشایی تدریجی تنگهها و احتمالا کاهش بخشی از محاصره منجر شود.
گزارش اخیر رسانههای دولتی ایران را دیدهاید که میگویند مذاکرات، در هر شکلی که در جریان بوده، ظاهرا متوقف شده است. برداشت شما چیست؟
به نظر من مشکلات، ماهیتی ساختاری دارند. نخست اینکه میان ۲ طرف اعتماد وجود ندارد. دوم اینکه هر ۲ طرف با ملاحظات و فشارهای سیاسی داخلی روبهرو هستند؛ عواملی که اکنون نه تنها مشوق توافق نیستند، بلکه انگیزه رسیدن به توافق را کاهش میدهند. در نهایت نیز مسئله مزمن لبنان را داریم. ایرانیها آشکارا به این جمعبندی رسیدهاند که سرمایهگذاری آنها روی حزبالله ارزشمند بوده است.
از سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو هم از بنبست مذاکرات میان آمریکا و ایران ناراضی نیست؛ زیرا از نگاه او هر توافقی میان واشنگتن و تهران، توافقی نامطلوب برای اسرائیل خواهد بود. همچنین انتخابات اسرائیل در پیش است و بسیاری از ساکنان شمال اسرائیل و بخش قابل توجهی از افکار عمومی این کشور تا زمانی که تلفات ارتش اسرائیل کاهش یابد، از ادامه فشار نظامی علیه حزبالله رضایت دارند.
با این شرایط باید پرسید مذاکرات آتشبس، اگر اساسا بتوان چنین نامی بر آنها گذاشت، واقعا در چه وضعیتی قرار دارند؟
تا پیش از گزارش اخیر ایران مبنی بر قطع تماسها، گزارشها حاکی از آن بود که دونالد ترامپ خواهان اصلاح متن تفاهمنامه شده است. واژهای که به کار میرفت «ویرایش» یا «اصلاح» بود. اما موضوعاتی که به عنوان نقاط اختلاف مطرح میشدند، عبور و مرور در تنگه هرمز و همچنین خروج اورانیوم غنیشده از ایران بودند؛ مسائلی که از ابتدا بزرگترین موانع مذاکرات محسوب میشدند و به سختی میتوان آنها را صرفا اختلافات لحظه آخری توصیف کرد.
دقیقا. روایت کاخ سفید مبنی بر اینکه این تغییرات صرفا شکلی هستند و اهمیت اساسی ندارند، به گمان من بازتابدهنده واقعیت نیست. این تغییرات در واقع بسیار مهماند.
دونالد ترامپ نه تنها از سوی حزب خود، بلکه از جانب رسانهها و منتقدان نیز تحت فشار قرار دارد. من هم میخواهم دیدگاه خودم را اضافه کنم؛ اساسا تمام این ماجرا برای چه بوده است؟ آمریکا قرار است در ازای هزینه کردن ۳۰ میلیارد دلار در جنگی که ظاهرا تنها دستاوردش تعطیل کردن تنها روزنه باز موجود در ۲۸ فوریه بوده، چه چیزی به دست بیاورد؟ در حال حاضر نیز هیچ چشمانداز فوری یا سریعی برای حل مسئله هستهای ایران دیده نمیشود.
بله، این موضوع قطعا بخشی از مسئله است.
نکته دیگر این است که ما بارها درباره آن صحبت کردهایم. ساختار این مذاکرات اساسا منطقی به نظر نمیرسد. متنی وجود دارد و در این تردیدی نیست. اما این متن از طریق فرایندی تدوین شده که در آن واسطهها، هرچقدر هم خوشنیت باشند، از تلفن همراه و ابزارهای ارتباطی موجود برای انتقال پیامها استفاده میکنند. مشکل فقط نبود اعتماد متقابل نیست. آنچه وجود ندارد، مذاکرات مستقیم و رودررو است. به نظر من شاید بتوان به یک توافق رسید، اما چیزی که به دست نخواهد آمد، «توافق واقعی» است.
بله.
و صادقانه بگویم، شاید این موضوع از خود توافق هم مهمتر باشد؛ روندی که به تدریج به بازگشایی تنگه هرمز، کاهش تدریجی محاصره و ادامه مذاکراتی طولانیمدت منجر شود.
چه کسی در حال فریب دادن چه کسی است؟ آیا ماجرا اینقدر روشن است که طرف آمریکایی و طرف ایرانی در حال بازی روانی با یکدیگر هستند و در نهایت همه آنها در حال فریب دادن افکار عمومیاند؟
میلر: حکومت ایران رژیمی سختگیر، اقتدارگرا و نامطلوب است (ادعای تحلیلگر) و نمیخواهم چنین به نظر برسد که از آن دفاع میکنم. اما از منظر شفافیت، خواندن نیت ایرانیها آسانتر است. آنها فکر میکنند در موقعیت برتر قرار دارند. ۲ برگ برنده در اختیار دارند که میدانند ترامپ به دنبال بازپسگیری آنهاست. بنابراین وقتی او درباره تنگه هرمز و پرونده هستهای ایران اصلاحیههایی مطرح میکند، تهران این برداشت را دارد که «او تحت فشار است.» ایران هزینه میدهد و آسیب میبیند، اما تصور میکند آستانه تحملش اندکی بالاتر است. در هر مذاکرهای بدترین اتفاق این است که طرف مقابل احساس کند شما بیش از او برای رسیدن به نتیجه عجله دارید.
درست است.
و مهم نیست ترامپ چند بار تکرار کند که عجلهای ندارد؛ واقعیت این است که هر روزی که بدون نتیجهای روشن و همسو با منافع آمریکا سپری میشود، به او آسیب میزند.
از نگاه من، مهمترین محدودیت پیش روی دونالد ترامپ در حال حاضر این است که از قضاوت افکار عمومی هراس دارد؛ اینکه در برابر بزرگترین بحران سیاست خارجی دوران ریاستجمهوریاش به عنوان فردی بازنده، سادهلوح یا کسی شناخته شود که ناخواسته همان رژیمی را جسورتر کرده که قصد تضعیفش را داشت.
نظر شما