با اصلاح قیمت حامل‌های انرژی مخالف نیستم؛ اما الان به‌هیچ‌وجه زمان مناسبی برای این کار نیست.

داود منظور

به گزارش همشهری آنلاین، یک‌ماه پس از آتش‌بس، اقتصاد ایران در شرایط نه جنگ، نه صلح به سر می‌برد. محاصره دریایی و محدودیت‌های ارزی از یک سو و میراث تورم و ناترازی‌های ساختاری از سوی دیگر، آینده معیشت مردم را با ابهام روبه‌رو کرده است. در چنین فضایی، داوود منظور، رئیس پیشین سازمان برنامه‌وبودجه در گفت‌وگویی تفصیلی با تلویزیون همشهری حاضر شد تا هم از روزهای سخت جنگ اقتصادی بگوید و هم از اصلاحاتی که می‌تواند مسیر را تغییر دهد. او در این گفت‌وگو ضمن اشاره به فرصت‌های ازدست‌رفته، هشدار داد که هرگونه شوک‌درمانی جدید بدون همراهی عمومی، می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری به‌دنبال داشته باشد.

اقتصاد ایران پیش از جنگ بیمار بود

منظور در آغاز بحث با تأکید بر اینکه هزینه‌های جنگ تنها مختص ایران نبوده و شکستن هژمونی آمریکا و تحمیل هزینه‌های سنگین اقتصادی و اجتماعی به غرب ازجمله دوبرابرشدن قیمت بنزین در خود ایالات متحده را باید یک پیروزی راهبردی درنظر گرفت، به‌سراغ ریشه‌های مشکلات کنونی رفت.

او وضعیت اقتصاد ایران را به بیماری تشبیه کرد که پیش از ورود ویروس جدید، از قبل زمینه‌های ناخوشی را داشته است و گفت: ما پیش از شروع جنگ تحمیلی سوم نیز با محدودیت‌های مزمنی دست‌وپنجه نرم می‌کردیم؛ کسری بودجه مزمن دولت، رشد بالای نقدینگی که در سال گذشته از ۵۳درصد هم فراتر رفت، تورم بالای ۴۰درصد در چند سال متوالی و جهش‌های مکرر ارزی. وقتی یک شوک جدید مثل جنگ به این پیکره وارد می‌شود، بیماری‌های قبلی را هم تشدید و هویداتر می‌کند.

بااین‌حال رئیس پیشین سازمان برنامه تأکید کرد: مدیریت اضطراری اقتصاد در ۴۰روز نخست جنگ، دستاوردی قابل دفاع بود. دولت به‌درستی تمام ظرفیت خود را صرف تأمین ضروریات زندگی مردم، از کالاهای اساسی و دارو گرفته تا بنزین و برق، کرد و مردم جنگ را در سفره خود حس نکردند.

انتقاد از شوک‌درمانی؛ چرا دی‌ماه تکرار شد؟

بحث اصلی اما خیلی زود به جهش قیمت‌ها در فروردین‌ و اردیبهشت‌ماه کشیده شد؛ موضوعی که فراتر از آثار مستقیم جنگ بود و بخش بزرگی از آن ریشه در اتفاقات دی‌ماه سال گذشته داشت. منظور با صراحت از نحوه اجرای سیاست‌های ارزی در آن مقطع انتقاد کرد و آن را مصداقی از شوک‌درمانی بدون همراهی مردم دانست.

او توضیح داد: بنده اعتقاد دارم اصلاحات ارزی دی‌ماه سال گذشته که علت بخشی از اغتشاشات و کودتا علیه مملکت بود، می‌توانست بسیار سنجیده‌تر و تدریجی‌تر باشد. ما تجربه تلخ اصلاح قیمت بنزین در سال۱۳۹۸ را داریم؛ طرحی که بدون توجیه مردم و آماده‌سازی افکار عمومی اجرا شد و آسیب‌های اجتماعی عمیقی به بار آورد. در مقابل، در سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ نیز یک اصلاح بزرگ در قیمت انرژی داشتیم که قیمت برخی کالاها تا ده برابر افزایش یافت، اما چون مردم آماده شده بودند، اقناع شده بودند و جبران لازم پیش از اجرا در بودجه خانوارها دیده شده بود، مردم همراهی کردند و طرح موفق بود.

به باور او، ارز یک ابر متغیر است؛ قیمتی نیست که صرفاً یک کالا را تحت‌تأثیر قرار دهد، بلکه همه‌چیز را دگرگون می‌کند. وقتی دلار از ۵۸هزار تومان در کمتر از 2سال به حدود ۱۸۰هزار تومان می‌رسد، انتظار تخلیه اثرات آن در قیمت‌ها طبیعی است. نرخ تورم فروردین‌ماه که نقطه‌به‌نقطه به بالاترین رقم تاریخ اقتصاد ایران رسید و تورم یک‌ماهه حدود ۷درصد شد، فقط حاصل جنگ نیست؛ ادامه همان شوک ارزی دی‌ماه است که حالا خود را نشان می‌دهد.

فشار را به مردم منتقل نکنید

منظور در ادامه با اشاره به زمزمه‌های افزایش قیمت حامل‌های انرژی ازجمله برق و بنزین، هشدار داد که هرگونه تصمیم جدید باید با وسواس فراوان و صیانت از 5دهک پایین جامعه همراه باشد. او گفت: با اصلاحات قیمتی مخالف نیستم؛ ضرورت دارد، اما زمان و نحوه اجرا تعیین‌کننده است. الان به‌هیچ‌وجه زمان مناسبی برای این کار نیست. اگر بناست افزایش قیمتی صورت بگیرد، باید جهت آن به سمت مصارف لوکس و بالای جدول باشد؛ کسانی که چند خودرو دارند، کسانی که خودروی لوکس سوار می‌شوند. سهمیه‌های پلکان اول و دوم عموم مردم باید مصون بماند. در غیراین‌صورت، اثر روانی افزایش قیمت بنزین بر کرایه‌ها و متعاقباً بر کل قیمت‌ها بسیار مخرب‌تر از خود بنزین خواهد بود.

ضرورت توجه به راهکارهای غیرقیمتی

او همچنین به راهکارهای غیرقیمتی اشاره کرد که می‌تواند فشار بر مصرف را کاهش دهد و گفت: استانداردهای تولید خودرو، جایگزینی خودروهای فرسوده، ورود تاکسی و اتوبوس برقی و توسعه ناوگان عمومی حمل‌ونقل همگی راهکارهایی هستند که بدون فشار مستقیم به مردم، مصرف را کاهش می‌دهند. تجربه موفق شهرداری تهران در واردات اتوبوس برقی نشان داد که با کمی فضادادن به نوآوری، بازار بهینه‌سازی راه می‌افتد.

یکی از پیشنهادهای جالب منظور ایجاد بازار مبادله سهمیه بنزین برای مصرف‌کنندگان کم‌مصرف بود. او دراین‌باره توضیح داد: خانوارهایی که سهمیه پلکان اول و دوم خود را استفاده نمی‌کنند، چرا نتوانند مازاد را به دولت یا دیگران بفروشند؟ دولت الان بنزین را لیتری ۱۸۰هزار تومان وارد می‌کند؛ اگر مردم بتوانند سهمیه مصرف‌نشده را حتی به قیمتی بسیار پایین‌تر به دولت بفروشند، هم صرفه‌جویی تشویق می‌شود، هم واردات کاهش می‌یابد.

چگونه محاصره را بی‌اثر کنیم؟

در بخش دوم گفت‌وگو، بحث به راهکارهای مقابله با محاصره دریایی و محدودیت‌های ارزی کشیده شد.

رئیس سازمان برنامه‌وبودجه دولت سیزدهم با تأکید بر اینکه شرایط جنگی به مدیریت جنگی نیاز دارد، گفت: ما نمی‌توانیم با مدل‌های کلاسیک و زمان صلح، این روزها را مدیریت کنیم. باید از روش‌های تصفیه متعارف فاصله بگیریم. سال‌ها بخشی از زنجیره تسویه ارزی خود را در امارات مستقر کردیم و حالا که امارات عملاً با ما در تخاصم است، آن را از دست داده‌ایم. می‌توانستیم از قبل، و هنوز هم جا دارد، به سمت پیمان‌های پولی دوجانبه با عراق، چین، پاکستان، افغانستان و ترکیه برویم. چرا باید نفت را به یک واسطه در امارات بفروشیم و بعد از آنجا به چین صادر کنیم؟ می‌توانیم با یوان، با روپیه، با لیر و حتی با ریال خودمان معامله کنیم.

او با اشاره به تجربه موفق تهاتر کالا با نفت در دولت شهید رئیسی، آن را یکی از راهکارهای عملیاتی در شرایط تحریم دانست و گفت: دوستان ما در وزارت جهادکشاورزی آمدند و مجوز خواستند که به‌جای نقل و انتقال پول، در برابر نفت، کالاهای اساسی وارد کنند. ابتدا تردید داشتیم، اما چندبار اجرا شد و دیدیم که خوب جواب می‌دهد. اینها راهکارهایی است که ما را از وابستگی به دلار و یورو نجات می‌دهد؛ درست مثل کاری که روسیه با روبل و سیستم پرداخت چینی CIPS انجام داد.

آینده اقتصاد ایران و سناریوهای پیش‌رو

رئیس سازمان برنامه‌وبودجه دولت سیزدهم در پاسخ به پرسشی درباره چشم‌انداز آینده، با احتیاط 3سناریو را ترسیم کرد و گفت: اگر شرایط فعلی نه‌جنگ‌نه‌صلح ادامه یابد، متغیرهای اقتصادی ما تقریباً شبیه به اسفندماه گذشته خواهد بود، با قدری تخلیه آثار روانی جنگ. پیش‌بینی ما این بود که حتی اگر جنگی هم نشود، تورم امسال کمتر از سال گذشته نخواهد بود و باید 7 تا 10درصد روی تورم سال قبل می‌گذاشتیم. سناریوی دوم، ازسرگیری حملات نظامی است که می‌تواند متغیرها را دوباره تشدید کند و سناریوی سوم که احتمال آن را ضعیف می‌دانم، رسیدن به توافق با آمریکاست. اما حتی در آن حالت هم وضعیت ما به قبل از خرداد۱۴۰۴ برمی‌گردد؛ آن زمان هم وضعیت ایده‌آلی نداشتیم، سرمایه‌گذاری و رشد ما پایین بود و کسری بودجه جدی داشتیم.

شکنندگی مالی دولت و لزوم اصلاح ساختاری آن

منظور مهم‌ترین اولویت کشور در هرسه سناریو را اصلاح ساختار مالی دولت دانست و گفت: تراز جاری دولت به‌شدت شکننده است و طی 3سال گذشته مدام به سمت منفی‌شدن حرکت می‌کند. دولت باید وابستگی خود را به منابع ناپایداری مثل واگذاری دارایی‌های مالی، اوراق بدهی و صندوق توسعه ملی کاهش دهد و هزینه‌های جاری را با درآمدهای پایدار، به‌ویژه مالیات، تأمین کند. اما این فشار مالیاتی نباید به 5دهک پایین برسد؛ معافیت‌های آنان باید حفظ شود. در مقابل، مالیات بر سرمایه، مالیات بر مجموع درآمد و سایر ابزارهای نظام مالیاتی باید فعال شوند.

او در همین زمینه، گریزی هم به تجربه دولت سیزدهم در تدوین برنامه هفتم زد و گفت: صندوق‌های بازنشستگی فشار عظیمی به بودجه وارد می‌کنند و اگر تدابیر برنامه هفتم برای پایدارسازی آنها اجرا نشود، این بار سنگین‌تر خواهد شد. دولت باید چابک‌سازی را از خود شروع کند؛ سختی را خودش بپذیرد، نه اینکه به مردم تحمیل کند.

احیای سازمان برنامه به‌عنوان مغز متفکر

بخش پایانی گفت‌وگو به نقد ساختار تصمیم‌گیری در دولت اختصاص یافت. منظور با ابراز تأسف از اینکه سازمان برنامه‌وبودجه صرفاً به یک تخصیص‌دهنده اعتبارات روزمره تبدیل شده، خواستار یک تحول جدی شد و گفت: بخش اجرای بودجه جاری باید به خزانه‌داری منتقل شود. سازمان برنامه باید از درگیری‌های روزانه خارج شود و به مغز متفکر کشور برای شناسایی و طراحی راهکارهای رفع ناترازی‌ها تبدیل شود؛ چه در انرژی، چه در صندوق‌های بازنشستگی و چه در نظام مالیاتی. هوشمندسازی بودجه، حساب واحد خزانه و پیوند واقعی میان برنامه و بودجه نیز باید در اولویت قرار گیرد.

او همچنین بر ضرورت خروج شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی از حالت سمبلیک و طراحی یک سیاست صنعتی جدی تأکید کرد و گفت: همانگونه که در بخش نظامی و موشکی با طراحی یک سیاست صنعتی هدفمند به اقتدار رسیدیم، در حوزه‌های فناوری اطلاعات، دارو، انرژی و خودروسازی نیز به چنین سیاستی نیازمندیم. بخش خصوصی انگیزه دارد؛ کافی است میدان دهیم و گره‌گشایی کنیم.

روایتی از دغدغه‌های شهید رئیسی

در پایان برنامه، منظور به مناسبت سالگرد شهادت رئیسی، به بیان خاطراتی از دغدغه‌های اقتصادی رئیس‌جمهور شهید پرداخت و توضیح داد: ایشان عمیقاً به ولایت‌مداری باور داشت و بارها با وجود فشارها و عدم‌همراهی‌ها می‌گفت هیچ کلمه‌ای نخواهم گفت که آقا (رهبر شهید) را آزرده کند. شهید رئیسی با وجود اینکه امکان و اختیار آن را داشت اما هیچ‌گاه سفارش کسی را برای دریافت اعتبار خارج از ضوابط نمی‌کرد. در سیاستگذاری همیشه تأکید داشتند که به اندازه جیب‌تان تصمیم بگیرید. هر طرحی که بار مالی داشت، می‌پرسیدند منابعش کجاست و اگر تأمین نمی‌شد، از ایجاد انتظار در مردم پرهیز می‌کردند. همین روحیه باعث می‌شد که هیچ‌گاه بدون پشتوانه به مردم وعده ندهند و برای ادای حقوق آنان زمانبندی دقیق مطالبه کنند.

کد خبر 1039368
منبع: روزنامه همشهری

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار اقتصاد كلان

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha