همشهری آنلاین - بهنام صدقی:
فارین افرز تأکید میکند در جنگهای نامتقارن میان یک ابرقدرت نظامی و یک قدرت منطقهای، معیارهای پیروزی دو طرف یکسان نیست و همین عدم تقارن میتواند نتیجه سیاسی جنگ را تغییر دهد.
منطق جنگ نامتقارن
در ادبیات مطالعات امنیتی، جنگ میان یک قدرت بزرگ و یک بازیگر ضعیفتر اغلب با معیارهای متفاوتی سنجیده میشود.
بر اساس مطالعات دانشگاه هاروارد و مؤسسات راهبردی:
• قدرتهای بزرگ معمولا برای پیروزی نیازمند تحقق کامل اهداف سیاسی و نظامی هستند.
• در مقابل، طرف ضعیفتر تنها با بقا و مقاومت میتواند ادعای موفقیت کند.
به همین دلیل، اگر طرف ضعیف بتواند از شکست کامل جلوگیری کند، در سطح سیاسی ممکن است برنده تلقی شود.
تفاوت ظرفیت نظامی
مقایسه توان نظامی دو کشور نشاندهنده شکاف قابل توجه در منابع است:
ایالات متحده
• بودجه نظامی سالانه: حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیارد دلار
• بیش از ۷۵۰ پایگاه نظامی در سراسر جهان
• بزرگترین ناوگان هوایی و دریایی جهان
ایران
• بودجه نظامی تخمینی: حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار
• تمرکز بر جنگ نامتقارن، موشکهای بالستیک و پهپادها
در چنین شرایطی، به گفته تحلیلگران فارین افرز، اگر ایران بتواند در برابر فشار نظامی یک ابرقدرت ایستادگی کند و از فروپاشی نظامی یا سیاسی جلوگیری کند، همین امر میتواند بهعنوان موفقیت تلقی شود.
نمونههای تاریخی
تاریخ جنگهای مدرن نمونههای مشابهی از این الگو را نشان میدهد:
جنگ ویتنام
• آمریکا با وجود برتری نظامی نتوانست اهداف سیاسی خود را محقق کند.
جنگ افغانستان
• حضور نظامی آمریکا بیش از ۲۰ سال ادامه یافت اما در نهایت به خروج نیروها منجر شد.
در هر دو مورد، طرف مقابل با ادامه مقاومت و فرسایش هزینههای جنگ توانست نتیجه سیاسی را تغییر دهد.
ابعاد ژئوپلیتیکی
تحلیل فارین افرز همچنین به پیامدهای منطقهای چنین جنگی اشاره میکند:
• اختلال در امنیت انرژی خلیج فارس
• افزایش تنش در تنگه هرمز که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند
• احتمال گسترش رقابت قدرتهای بزرگ مانند چین و روسیه در منطقه
این عوامل میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ را برای آمریکا افزایش دهد.
جان کلام
تحلیل فارین افرز نشان میدهد در تقابل میان یک قدرت بزرگ و یک بازیگر منطقهای، تعریف پیروزی بهشدت وابسته به اهداف اعلامشده طرف قدرتمندتر است. در چنین چارچوبی، اگر آمریکا نتواند ایران را وادار به تسلیم کامل کند، صرف تداوم مقاومت ایران میتواند در معادلات سیاسی بهعنوان نوعی پیروزی برای تهران تعبیر شود.
نظر شما