همشهری آنلاین- حوادث: اواخر هفته گذشته زنی جوان که ساکن یکی از محله های شمال پایتخت است با پلیس تماس گرفت و گزارش یک درگیری را اعلام کرد. او گفت که همسایه اش ظاهرا با فرد دیگری در خانه اش به شدت درگیر شده است و آنطور که از صداهایشان فهمیده، به نظر می رسد که سارقی وارد خانه مرد همسایه شده و او را به قتل تهدید کرده است.
پس از این تماس، تیمی از ماموران راهی آدرس مورد نظر شدند اما با دستگیری فردی که برای سرقت وارد خانه مرد همسایه شده بود و اعترافات او، راز عجیبی فاش شد.
سرقت از همکار
بررسیها نشان داد که آن شب سارق میانسال ساله برای سرقت وارد خانهای شده بود که چراغهایش خاموش بود و کسی در آنجا حضور نداشت. وی شروع به جمعآوری اموال باارزش کرده و در حالی که کوله پشتی خود را پر از سکه، طلا و دلار کرده و قصد فرار داشت، ناگهان با حضور ناگهانی صاحبخانه غافلگیر شده بود. او با دیدن صاحبخانه، وی را شناخته بود؛ چرا که صاحبخانه نیز همانند وی یک دزد سابقهدار و حرفهای بود. سارق که آن شب به صورت اتفاقی وارد این خانه شده بود پس از مواجه شدن با همکارش قصد فرار داشته اما صاحبخانه مانع او شده و با هم درگیر شده بودند و زن همسایه که صدای درگیری آنها را شنیده بود، با پلیس تماس گرفته و نقشه فرار وی ناکام مانده بود.
دزد سابقهدار
سارق میانسال بازداشت شد واگرچه اعتراف کرد که این نخستین سرقت او بوده است اما خیلی زود با انجام تحقیقات بیشتر، جزییات سرقت های سریالی او فاش شد. او مجرمی سابقه دار بود که به خانه های شمال پایتخت دستبرد می زد. اما در آن سوی پرونده نیز صاحبخانه بود که به گفته سارق دستگیر شده یک دزد حرفهای بود. کارآگاهان پس از شنیدن ادعاهای سارق میانسال و انجام تحقیقات متوجه شدند که حرفهای وی صحت داشته و صاحبخانه نیز دزدی بوده که تخصصش دستبرد به منازل است. در این شرایط راز سرقت های سریالی صاحبخانه و و همدستانش نیز فاش و آنها دستگیر شدند.
تحقیقات در این دو پرونده ادامه دارد تا جزییات بیشتری از تبهکاری های سارقان منازل فاش شود.
درخواست عجیب دزد سریالی
سارق دستگیر شده ۵۲ ساله است. او بارها زندان را تجربه کرده و میگوید حالا که باعث شده یک سارق دیگر هم شناسایی و دستگیر شود، درخواست دارد که دادگاه در مجازاتش به او تخفیف دهد!
چند وقت است که سرقت می کنی؟
من دو سال قبل از زندان آزاد شدم و توبه کردم. با خود گفتم که دور خلاف راخط می کشم. با ماشینم مسافرکشی می کردم و یک آنلاین شاپ هم راه انداخته بودم اما پس از شروع جنگ، کارم را از دست دادم. به حدی مشکلات مالی به من فشار وارد کرده کرد که ناچار شدم توبه ام را بشکنم و مجددا در مسیر خلاف قرار بگیرم.
چند مرتبه زندان را تجربه کرده ای؟
دو مرتبه. این بار می شود سومین بار. تخصصم سرقت منزل است.
با چه شگردی خانه ها را خالی می کردی؟
من شاه کلید دارم. به راحتی می توانم در خانه ها را باز کنم. هر کس یک تخصصی دارد، تخصص من هم باز کردن قفل درهاست.
تنها کار می کنی؟
تک رو هستم. قبلا با باند کار می کردم اما اصلا خوب نبود. سهمم کم می شد. همه ریسک را خودم به جان می خریدم اما سهم من هم مانند کسی می شد که پشت فرمان نشسته و زاغ زنی می کند. درحالیکه کار سخت یعنی باز کردن قفل در را خودم انجام می دادم. اینبار هم تصمیم گرفتم همدستی نگیرم و تنهایی سرقت کنم تا زندگیم سر و سامان بگیرد.
از آخرین سرقتی که مرتکب شدی و گیر افتادی تعریف کن، ظاهرا او هم مانند خودت دزد منزل بوده است؟
درست است. برای همین درخواست تخفیف مجازات داده ام چون باعث شدم یک باند سرقت منهدم شود. او هم مانند من تخصصش سرقت منزل است. چند سال قبل او را در زندان دیده بودم. آن شب به صورت اتفاقی وارد خانه او شدم. خودش در خانه نبود. من هم فورا کیفم را پر کردم و درست زمانی که می خواستم از خانه خارج شوم، او سربزنگاه رسید و مچم را گرفت. تا او را دیدم شناختم. گفت هرچه برداشتی را برگردان. گفتم نه. با چاقو تهدیدش کردم که اگر کنار نرود او را لو خواهم داد. حتی او را تهدید به قتل کردم که با هم درگیر شدیم و بعد پلیس رسید و گیر افتادم. البته او را هم خودم لو دادم.
او هم سرقت میکرد؟
باند سرقت داشت و هرازگاهی خانه ها را خالی می کردند. هرچند در ابتدا مدعی بود که قبلا سارق بوده و در حال حاضرتوبه کرده و دور خلاف را خط کشیده اما پلیس را که نمی توان فریب داد. خیلی زود دستش رو شد و او هم گیر افتاد. حالا درست است که من اتفاقی باعث شدم او دستگیر شود اما ای کاش دستگاه قضایی برای من تخفیف در مجازات در نظر بگیرد!
نظر شما