همشهری آنلاین - بهنام صدقی:
در این روایت، مسئله صرفا موازنه نظامی نیست، بلکه نقش عوامل سیاسی و روانی در راس تصمیمگیری آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفته است، عاملی که میتواند مسیر بحران را از منطق محاسبه به سمت تصمیمهای پرریسک و پیشبینیناپذیر سوق دهد.
1. تعریف صحنه
اگر نبردی تازه آغاز شود، «جنگ چهارم» خواهد بود، نه ادامهای از جنگ سوم.
هدف آمریکا: خروج از تحقیر و شکست.
هدف اسرائیل: فرصتطلبی و وارد کردن زخمهای ماندگار.
2. منطق میگوید نباید جنگی آغاز شود
نباید ضعف ارتش آمریکا بیشتر آشکار شود.
واشینگتن باید مسیری برای خروج از بحران پیدا کند.
باید اسرائیل را بابت برآوردهای غلط تنبیه و از آن فاصله بگیرد.
3. واقعیت پیرو منطق نیست
جنگ بهاحتمال زیاد شروع میشود
نه بهخاطر محاسبه،
بلکه بهخاطر روانشناسی و روانپریشی ترامپ.
4. ساختار روانی تصمیمگیر
ترامپ شکست را نمیپذیرد.
اطلاعات غلط دریافت میکند و چون خوشایند اوست، همان را میپذیرد.
او بهدنبال پیروزی نیست، بهدنبال انتقام است.
این جنگ بر احساسات او استوار است، نه عقلانیت نظامی آمریکا.
5. بنبست کنونی
عامل هدایت جنگ از سمت آمریکا «غیرمنطقی» است، نه مبتنی بر طرحریزی و تناسب نیرو.
ترامپ میداند همه او را بازنده میدانند و میخواهد این قضاوت را تغییر دهد.
روانشناسی بر راهبرد غلبه کرده است.
6. دیدگاه ایران
اینبار پیروزی باید «کامل» شود.
کامل یعنی احیای بازدارندگی و ساختن نظم جدید امنیتی.
هیچ خط قرمزی باقی نخواهد ماند.
ایران جنگ را از نظر زمان و مکان فراتر از برآورد دشمن خواهد برد.
7. مشکل راهبردی ترامپ
او نمیتواند برای جنگ «پایان» تعریف کند.
حتی با ترور رهبران ایران، جایگزین میآید.
حتی با آسیب به زیرساختها، بازسازی انجام میشود.
بنابراین حداکثر ضربههای ترامپ، او را پیروز نشان نمیدهد.
8. روایت نهایی غرب
«ترامپ شکست خورده و اکنون کورکورانه انتقام میگیرد.»
هر اقدام سخت، او را بازندهتر جلوه میدهد.
9. نقطه تعادل از دست رفته
جنگ میتوانست در نقطهای متوقف شود
اگر آمریکا میفهمید نباید کودکانه دنبال اسرائیل حرکت کند.
اما ترامپ این فرصت را از دست میدهد.
10. پیامد رفتاری ایران
ایران ریسکپذیرتر میشود.
تاریخ جنگها:
پیروزی را ضربههای اول تعیین نمیکنند،
بلکه روند میان مدت و حفظ توان ریسکپذیری تعیین میکند.
11. ناتوانی ترامپ در فهم تاریخ
آغازکنندگان جنگها لزوما پیروز آن نیستند.
هیجان آغاز، زیر سایه محاسبات غلط فرو میریزد.
12. درس نظریه بازیها
برخی تصمیمها در ابتدا غیر عقلانیاند
اما در ادامه بهترین گزینهها میشوند.
منطقهای کردن جنگ توسط ایران یک نمونه واضح است.
نمونههای دیگری هم هست، زمانشان خواهد رسید.
13. پرسش بزرگ
در آستانه جنگ چهارم،
کدام تصمیمهای پر ریسک و ظاهرا غیر عقلانی، در ادامه نبرد عقلانیترین انتخاب ممکن خواهند شد؟
14. پاسخ نهایی
در چنین سناریویی، آغاز یک درگیری گسترده میتواند به نقطهای تبدیل شود که برآوردهای اولیه واشنگتن را دگرگون کند. تجربه جنگهای پرهزینه آمریکا در منطقه نشان داده است که ورود به یک تقابل طولانی، به سرعت فشارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در داخل ایالات متحده افزایش میدهد. در مقابل، ایران با اتکا به ساختار بازدارندگی، ظرفیتهای منطقهای و تجربه مدیریت جنگهای نامتقارن، میتواند میدان را به سمت فرسایش تدریجی قدرت رقیب سوق دهد. اگر چنین روندی شکل بگیرد، نتیجه نهایی بیش از آنکه با برتری تسلیحاتی تعیین شود، با توان طرفها در تحمل هزینهها و حفظ ابتکار راهبردی مشخص خواهد شد، معادلهای که در آن احتمال تثبیت موقعیت ایران و تبدیل آمریکا به بازنده یک بحران پرهزینه، بیش از هر زمان دیگری مطرح میشود. پس جنگ چهارم نباید با بنبست پایان یابد.
نظر شما