تجربه دو دهه اخیر نشان می‌دهد آمریکا با تکیه بر ترور هدفمند، تفسیر موسع از ماده پنجاه‌ویک منشور و برچسب‌زنی روایی، نظم حقوق بین‌الملل را به‌طور ساختاری تضعیف کرده است، روندی که در ترور مقامات ایرانی به اوج رسیده و ضرورت بازتعریف قواعد جهانی را برجسته می‌کند، بیشتر از پیش.

همشهری آنلاین - بهنام صدقی:

رویه عملی آمریکا و نیروهای نیابتی وی در سراسر جهان

نقض همراه با افزایش تنش در سطح قواعد حقوقی اعم از موضوعه و عرفی در روابط بین‌الملل

آمریکا در سال‌های پس از واقعه ۱۱ سپتامبر

با برچسب تروریست، هر کس را که موجودیت وی با منافع آن کشور و همپیمانانش در تعارض قرار گرفته، مورد کشتار به اصطلاح هدفمند قرار می‌دهد

همزمان با این اقدامات فراحقوقی

دستگاه حقوقی آمریکا نیز از طریق شبکه‌های وسیع ارتباطی و رسانه‌ها دست‌اندرکار تفسیر گسترده قواعد حقوقی شده است

مقصود از افزایش تنش حقوقی

تجربه عراق و صدور قطعنامه شورای امنیت به عنوان ابزار نقض قواعد حقوقی، راه را برای نقض‌های بیشتر باز کرد

شبه نظامیان بسیاری در خارج از میدان‌های نبرد بالفعل دستگیر یا کشته شدند

مهم‌ترین دستاورد منظومه فکری غرب

استفاده نامشروع و زیاده‌طلبانه از دیدگاه‌های افراد اثرگذار در فضای بین‌المللی

بازتعریف حقوق بین‌الملل از منظر آمریکا

بر اساس آموزه‌های مکتب حقوقی نیوهیون که در دهه ۸۰ میلادی به اوج رسیده بودند

از نظر این مکتب، قانون‌گذاری به معنای پدیدآوردن تصمیم تجویزی است

این تصمیم تجویزی یک فرآیند ارتباطی است که در مخاطب خود مجموعه‌ای از انتظارات متنوع را پدید می‌آورد

در یک اجتماع نامتجانس فراملی

مرجع اقتدار واحد بی‌معناست

با مراجع اقتداری مواجهیم که ممکن است همزمان یا در طول یکدیگر کار کنند

نحوه کنترل، طیف متنوعی از تهدید یا تطمیع را برای مخاطبان مختلف دربر می‌گیرد

سلسله تضعیف نظم حقوقی بین‌المللی

ترور شهید سلیمانی

ترور هیئت دیپلماتیک ایران در دمشق

ترور اسماعیل هنیه در تهران

ربودن نیکولاس مادورو از ونزوئلا

ترور مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران به ویژه مقام معظم رهبری

شرایط ترور این اشخاص

عمدتا در مقام انجام وظایف سیاسی و غیرنظامی بودند

رویکرد آمریکایی

ابتدا طی یک نبرد روایی، برچسب‌زنی به نیروهای متخاصم آمریکا تحت عناوینی مانند تروریست و رزمنده نامشروع دشمن آغاز می‌شود

سپس با توسل به تفسیر موسع از مفاد منشور به ویژه ماده ۵۱ در بحث دفاع از خود، اقدام به کشتن یا بازداشت اشخاص صورت می‌پذیرد

درباره ترور رهبر عالی نظام

اختیار فرماندهی کل قوا نمی‌تواند به منزله نظامی بودن ایشان تلقی و توجیه کننده ترور این شخصیت باشد

ترور ایشان نه‌تنها از حیث سلب حق حیات و حذف فیزیکی یک مقام رسمی، ناقض قواعد شناخته شده حقوق بین‌الملل بشر است

بلکه عمق بسیار بیشتری دارد

ترور چنین شخصیت‌هایی موجب سلب امنیت از یک اجتماع می‌گردد

کشتن شخصیت‌های سیاسی محدود به سلب حیات از خود فرد نیست

بلکه به منزله فراهم کردن اسباب و زمینه‌های لازم برای فروپاشی حق حیات، حاکمیت و استقلال سیاسی یک کشور است

خسارات مادی ناشی از تجاوز نظامی-تروریستی به تمامیت ارضی و استقلال سیاسی ایران قابل ارزیابی است

تمام دولی که به هر شکلی در تسهیل چنین اقدام نامشروعی مشارکت یا معاونت داشته‌اند، مسئول جبران آن هستند

ترور رهبر عالی ایران به عنوان یک سرمایه ملی و مذهبی

با هیچ میزان غرامت مادی قابل جبران نیست

نتیجه نهایی

حقوق بین‌الملل امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به بازتعریف و بازطراحی دارد

جمهوری اسلامی ایران باید به عنوان یک بازیگر اثرگذار و مهم در این بازتعریف مشارکت فعال داشته باشد

کد خبر 1037747

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سیاست‌خارجی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha