مردی که نوزاد ۴۰ روزه خود را به طرز فجیعی به قتل رسانده بود، در اظهارات خود گفت که همسرش به اوگفته این بچه او نیست اما مادر بچه چیز دیگری در اظهاراتش گفت.

قتل - قاتل - دستگیری

به گزارش همشهری آنلاین، در پی وقوع جنایتی هولناک که طی آن مرد ۳۸ ساله‌ای در یکی از مسافرخانه‌های شخصی مشهد پسر ۴۰ روزه خود را با انگیزه بدبینی به قتل رسانده و جسدش را ۲ روز در یخچال سوئیت مذکور نگهداری کرده بود، قاضی وحیدخاکشور تحقیقات میدانی خود را برای ریشه‌یابی این ماجرای تکان‌دهنده آغاز کرد.

زن و شوهر جوان هرکدام به صورت جداگانه به سوالات تخصصی وی پاسخ دادند و بدین ترتیب در اثنای این پرسش و پاسخ قضایی ابعاد جدیدی از آسیب‌های تلخ اجتماعی نیز خودنمایی کرد.

آنچه می‌خوانید خلاصه ای ازبررسی‌های ویژه قضایی در صحنه جنایت است.

اظهارات مادر بچه

نامت چیست؟ نسرین ـ ن.

چندسال داری؟ متولد سال ۱۳۶۸ هستم.

چند فرزند داری؟ این نوزاد ۴۰روزه فرزند دوم من است. یک پسر هم از همسر سابقم دارم.

از شوهر سابق خود طلاق گرفتید؟ بله.

فرزند اول شما کجاست؟ نزد مادرم در شادگان خوزستان زندگی می‌کند.

چندسال دارد؟ ۱۴ساله است و ابوالفضل نام دارد.

اهل خوزستان هستید؟ بله.

چرا به مشهدآمدید؟ برای مسافرت.

فرزندت در خوزستان به دنیا آمد؟ نه، هنگامی که با قطار عازم مشهد بودیم درایستگاه راه‌آهن سمنان متوجه حمله دشمنان به راه‌آهن شدیم. آنجا بود که از شدت استرس و نگرانی دچار علایم زایمان زودرس شدم. موضوع را به مادرشوهرم گفتم اما او جدی نگرفت.

به همین خاطر وقتی ما را با اتوبوس از سمنان به مشهد فرستادند در میان راه ماجرای نشانه‌های زایمان را برای یکی از همسفرهایمان توضیح دادم که او هم تاکید کرد وقتی به مشهد رسیدیم بلافاصله به بیمارستان بروم. من هم در حالی که شوهرم (کاظم) مدعی بود این نقشه شوهر سابقم است، خودم را به بیمارستان قائم (عج) رساندم و در آنجا پسرم را به دنیا آوردم.

فرزندت درچه تاریخی به دنیا آمد؟ نوزدهم فروردین بود ولی چند روز در مرکز درمانی بستری شد.

از همان زمان در مشهد اقامت دارید؟ بله، ابتدا به منزل خواهرشوهرم رفتیم که در مشهد ساکن هستند. حدود ۲۰ روز آنجا بودیم. بعد هم به یک مسافرخانه رفتیم و از حدود ۵-۶ روز قبل هم به این مسافرخانه شخصی در خیابان نوغان ۵ آمدیم.

اعتیاد دارید؟ نه، من معتاد نیستم. ولی۳ روز قبل شوهرم چند تا قرص متادون به من داد که مصرف کنم چون حالم خوب نبود و او می‌گفت فشارخونت افتاده است!!

چند قرص مصرف کردی؟ ۴-۵ تا بود.

از شب حادثه بگو؟ آن شب من به خواهرشوهرم زنگ زدم که پول موتورسیکلت را به شوهرم بدهید. او گفت من فقط به خاطر تو و فرزند کوچکت این پول را می‌دهم. آن شب حالم خوب نبود که کاظم گوشی تلفن همراه را هم به زمین کوبید و شکست. زن صاحبخانه ناراحت شد و گفتشما پول قرض می‌کنید، این گوشی را هم شکستید! این چه کاری است که شما می‌کنید؟ خلاصه شوهرم بلند شد و گفت بلند شو به اتاق خودمان برویم. وقتی داخل سوئیت رفتیم، اوگفت گرسنه است. من هم بلافاصله برایش تخم‌مرغ درست کردم.

چه زمانی بود؟ نمی دانم ساعت نداریم.

بعد چه اتفاقی افتاد؟ وقتی ماهیتابه تخم‌مرغ را جلویش گذاشتم او با ناراحتی زیاد فریاد زد این چی است درست کردی و همان ماهیتابه را به سر پسرم کوبید که تخم‌مرغ‌ها روی صورتش ریخت. من هم با شالی که داشتم صورت پسرم را تمیز کردم و به او گفتم ناراحت نباش، فردا با هم استحمام می‌کنیم. پسرم گریه می‌کرد که شوهرم گفت او را ساکت کن، ولی در یک لحظه خودش دستش را روی صورت پسرم گذاشت که صدای گریه‌هایش را قطع کند.

گفتم این چه کاری است؟ که گفت اگر حرف بزنی تو را هم می‌زنم. با آنکه من ساکت شدم ولی او نوزاد را از روی تخت برداشت و به زمین زد که در این هنگام پسرم خودش را کثیف کرد اما کاظم همان کثافت‌ها را با انگشت خودش به دهان بچه‌ام فرو برد و سپس فریاد زد دوباره تخم‌مرغ درست می‌کنی یا با همین آرنجم بچه را خفه کنم. من خیلی ترسیده بودم و او دوباره او بچه‌ام را کتک زد.

من از سر دلسوزی پسرم را در آغوشم گرفتم و دیدم کبود شده است. گفت پاشو بیرون برویم، ولی من نرفتم. او موهایم را می‌کشید و می‌گفت تو را نمی‌زنم چون اگر فردا رفتی طلاق بگیری، سندی نداشته باشی! من هم از ترس صدایم بیرون نمی‌آمد.

چه زمانی متوجه مرگ پسرت شدی؟ من خواب بودم. وقتی شب هنگام بیدار شدم، پسرم را ندیدم. می‌خواستم او را به آغوش بگیرم و شیر بدهم ولی کاظم گفت «رضا» نیست! من حالم بد شد. او مقداری آب به من داد و تهدیدم کرد که صدایم از گلو خارج نشود! من هم تا امروز سکوت کردم چون می‌گفت اگر صدایم بیرون بیاید فرزندم را تکه‌تکه می‌کند.

بچه کجا بود؟ درون یخچال.

یعنی نمی‌دانستید؟ نه، امروز خودش گفت.

شما در این مدت در یخچال را باز نکردید؟ نه، چیزی آنجا نداشتیم. از طرف دیگر هم او خانه بود و نمی‌گذاشت من کاری انجام بدهم.

شوهرت معتاد است؟ بله.

چه چیزی مصرف می‌کند؟ شیشه و نوعی مواد مخدر که شبیه خاک است.

امروز که بچه را از یخچال بیرون آوردید، جسد را چه کردید؟ شوهرم آن را درون ساک آبی گذاشت.

چمدان‌ها را جمع کرده بودید؟ بله، از قبل همه را جمع کرده بودم.

بعد چه کردید؟ با مادرم تماس گرفتم و گفتم حالم خوب نیست. بعد هم پیش شماره (کد) مشهد را از صاحبخانه گرفتم تا با آگاهی تماس بگیرم.

چگونه ۵ تا قرص متادون را با هم خوردی؟ خسته شده بودم، او مدام می‌گفت این پسر من نیست، فرزند شوهر سابقت است!

مخارج زندگی را چگونه تامین می‌کرد؟ از همه خانواده‌اش قرض می‌گرفت.

قبلا هم نوزاد را کتک زدهه بود؟ بله، ولی از زمانی که به این سوئیت اجاره‌ای آمدیم بیشتر کتک می‌زد.

بچه چند روز در یخچال ماند؟ ۲ روز در قسمت پایین یخچال بود.

چه کسی برق یخچال را قطع کرده است؟ من نکردم، نمی‌دانم.

اعترافات هولناک مرد پسرکش+ عکس | آن نوزاد بچه من نبود

اعترافات پدر بچه

اهل کجا هستید؟ من اهل و ساکن آبادان هستم.

قبلا ازدواج کرده‌ بودی؟ نه، نسرین همسر اولم است.

چندسال داری؟ متولد ۱۳۶۸ هستم.

چرا به مشهد آمدید؟ پارسال ماه عسل آمده بودیم و پدرم نیز عمل جراحی انجام داده بود به همین خاطر قرار شد به مشهد بیاییم چون بچه باید اردیبهشت به دنیا می‌آمد. قصد داشتیم ۲-۳روز بمانیم و بعد به آبادان بازگردیم اما در مسیر متوجه شدیم که راه‌آهن را زده‌اند که با اتوبوس به مشهد آمدیم و بچه در اینجا به دنیا آمد. بعد از چند روز همسرم را مرخص کردند ولی بچه در بیمارستان بستری بود.

چرا به همسرت بدبین بودی؟چون شکل و شمایل بچه به من نرفته بود. ازطرف دیگر هم همسرم می گفت من قصد دارم از تو جدا شوم و دوباره با شوهر سابقم ازدواج کنم! او می‌گفت پسرم شبیه برادرش (ابوالفضل) است. او خیلی از این حرف‌ها می‌زد تا اینکه یک شب گفت تو دلت خوش است، بچه که مال تو نیست، تو فقط مخارج آن را داده‌ای. با آنکه بچه مال من نبود ولی من همسرم را دوست داشتم. این موضوع موجب مشاجره و جر و بحث بین ما شد.

چه زمانی این مشاجره صورت گرفت؟ شب گذشته (همان شب مرگ بچه). وقتی سر این موضوع دعوا کردیم من بچه را با دستم زدم ولی او هنوز زنده بود. اما همسرم گفت بچه مُرد! با تعجب گفتم مُرد؟!، خب فردا به کلانتری می‌رویم و همه ماجرا را بازگو می‌کنیم.

چگونه نوزاد ۴۰روزه را زدی؟ ماجرای ماهیتابه و تخم‌مرغ چه بود؟ همسرم درست می‌گوید. من ناراحت شدم که تخم‌مرغ را شل درست کرده بود به همین خاطر آنها را سر بچه خالی کردم ولی با ماهیتابه نزدم، چون تخم‌مرغ‌ها سردبود. من فقط او را زدم.

یعنی پرت نکردی؟ نه.

پس چگونه فوت کرد؟ من به داخل حمام رفتم تا «دوا» مصرف کنم (هرویین) نوعی مواد مخدر که با زرورق استعمال می‌شود. من شیشه نکشیدم، اما وقتی بیرون آمدم نسرین گفت حالا تو به زندان می‌روی و من هم با شوهر سابقم ازدواج می‌کنم. او می گفت بچه مرده است.

وقتی فهمیدی نوزاد مرده است، چه کردی؟ او را درون یخچال گذاشتم تا بعد به آگاهی زنگ بزنم. ۲ روز بعد با خودم گفتم حالا وقتش است باید با پلیس تماس بگیرم. شماره آگاهی را از ۱۱۸ گرفتم ولی همسرم گفت بیا به خواهرت زنگ بزنیم. من هم با همان خواهرم تماس گرفتم که ما را از خانه‌اش بیرون انداخته بود. به او گفتم بیا بچه مرده است و من می‌خواهم به آگاهی بروم. او هم آمد.

چرا بچه را در چمدان گذاشتی؟ پس کجا می‌گذاشتم؟

چرا به ۱۱۰ زنگ نزدی؟ صاحبخانه مدام اصرار می‌کرد که باید خانه را تخلیه کنید. ولی ما هنوز یک ساعت فرصت داشتیم.

همسرت می‌گوید شما نوزاد را خفه کرده‌ای؟ نه، او دروغ می‌گوید.

چرا باید همسرت دروغ بگوید؟ چون می‌خواهد طلاق بگیرد. من فقط بچه را کتک زدم. دستم شکسته است، چگونه او را می‌توانستم خفه کنم؟

اگر پسرت زنده بود، چرا او را به مرکز درمانی نبردی؟ اگر باز هم این اتفاق بیفتد من او را به بیمارستان نمی‌برم. چرا باید پسر فرد دیگری را من به بیمارستان برسانم و مخارج او را پرداخت کنم؟!

شما می‌دانستی که این نوزاد شما نیست؟ همسرم خودش می‌گفت که این بچه شکل تو نیست.

به همین خاطر خفه‌اش کردی؟ نه، من خفه نکردم، ولی او را زدم!

تخم‌مرغ‌ها را چه کسی از صورت نوزاد پاک کرد؟ تخم‌مرغ؟ آنها را همسرم پاک کرد. من فقط او را زدم.

چرا جسد را دریخچال گذاشتی؟ چون مرده بود. من هم او را در یخچال گذاشتم.

مرد جوان در حالی به قتل فرزندش اعتراف کرد که تلاش می‌کرد برخی از زوایای این ماجرای هولناک را پنهان کند، به همین خاطر وی با دستور و راهنمایی‌های تخصصی قاضی شعبه ۲۵۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در اختیار کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی قرار گرفت تا همه ابعاد این جنایت تکان‌دهنده زیر نظر افسران زبده آگاهی به سرپرستی سروان آرمین منفرد (افسرپرونده) مورد واکاوی دقیق قرار گیرد.

کد خبر 1037280
منبع: خراسان

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار جامعه

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha