به گزارش همشهریآنلاین، مجله فارن افرز، در گزارشی با مقایسه سیاست ایران در کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز با سیاست کشورهای عربی در تحریم حامیان اسرائیل در دهه ۷۰ میلادی، نوشت: با وجود یک آتشبس شکننده میان ایالات متحده و ایران، بحران اقتصادی جهانی که در پی بسته شدن تنگه هرمز ایجاد شده همچنان بدون وقفه ادامه دارد. محاصرههای متقابل باعث شده حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت، ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع جهان، و همچنین کالاهای راهبردی مانند هلیوم، آلومینیوم و اوره در داخل خلیج فارس گرفتار شوند و امکان رسیدن به بازارهای جهانی را نداشته باشند.
تلاشهای ایالات متحده برای خارج کردن کشتیها از این تنگه با موج تازهای از حملات موشکی و پهپادی ایران مواجه شده و تنها تعداد اندکی از کشتیها موفق به عبور شدهاند.
پیامدهای اقتصادی این بحران هماکنون آشکار شده است: کمبود سوخت و سایر محصولات در شرق آسیا و استرالیا، جهش شدید قیمت سوخت هواپیما، و کاهش تقاضای جهانی نفت برای نخستین بار از زمان همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰(۱۳۹۹ خورشیدی). در ایالات متحده، قیمت بنزین از چهار دلار به ازای هر گالن فراتر رفته و احتمال دارد تا پایان ماه جاری میلادی به پنج دلار برسد. در صورت بسته ماندن تنگه، این فشارهای اقتصادی تشدید شده و موجب افزایش تورم و کندی رشد تولید ناخالص داخلی خواهد شد.
توانایی ایران در بستن تنگه هرمز از سوی تحلیلگران سیاسی با «سلاح نفتی» کشورهای عربی علیه غرب در اوایل دهه ۱۹۷۰(دهه پنجاه خورشیدی) مقایسه شده است. اما در واقع، نظام بینالملل امروز با چالشی بزرگتر و پایدارتر از آن زمان روبهروست. حتی اگر ایران موفق به نهادینهسازی کنترل خود بر تنگه از طریق ایجاد نوعی نظام عوارض بلندمدت نشود، ثابت کرده است که میتواند این آبراه را حتی در برابر فشار نظامی سنگین نیز مسدود کند.
این مجله نوشت: این تهدید در آینده قابل پیشبینی بر اقتصاد جهانی سایه خواهد انداخت. به نظر نمیرسد کارزار نظامی ایالات متحده و اسرائیل بتواند به براندازی حکومت ایران منجر شود؛ در صورت شعلهور شدن دوباره درگیریها، تهران قادر خواهد بود تنگه هرمز را بار دیگر مسدود کند. واشنگتن باید این ریسک را بپذیرد و درک کند و دچار این تصور نشود که ابزار نظامی و دیپلماسی میتواند بهطور دائمی این مساله را حل کند.
ایالات متحده برای جلوگیری از یک بحران اقتصادی شدیدتر باید در ماههای آینده تنگه را بازگشایی کند. این امر احتمالا ترکیبی از مذاکره و فشار از طریق محاصره دریایی آمریکا را میطلبد. اما در بلندمدت، آمریکا باید راههایی بیابد تا در صورت تکرار تلاش ایران برای بستن تنگه، اقتصاد جهانی مانند وضعیت فعلی آسیب نبیند. واشنگتن باید راهبردهایی را دنبال کند که تابآوری انرژی را افزایش داده و وابستگی به تنگه را کاهش دهد. همچنین باید از توسعه مسیرهای جایگزین حملونقل در کشورهای حوزه خلیج فارس حمایت کرده و مشوقهای سمت عرضه را برای تسریع گذار انرژی در داخل و خارج کشور تقویت کند. تنها با کاهش وابستگی است که میتوان اهمیت راهبردی تنگه را کاهش داد و اهرم فشار ایران را از بین برد.
فارن افرز ادامه داد: واضحترین نمونه مشابه با استفاده تسلیحاتی ایران از تنگه هرمز، تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳(۱۳۵۱ خورشیدی) است، زمانی که اعضای عرب اوپک پس از وقوع جنگ با رژیم اسرائیل در اکتبر(مهرماه) همان سال، تولید نفت را کاهش داده و ارسال نفت به ایالات متحده را ممنوع کردند. این تحریم تاثیر عمیقی داشت - باعث کمبود شدید بنزین در ایالات متحده و افزایش ۴۰۰ درصدی قیمت نفت خام در سطح جهانی شد - اما استفاده از آن به عنوان یک ابزار سیاسی کوتاه مدت بود.
در مقابل، موفقیت ایران در تنگه هرمز احتمالا پایدارتر خواهد بود. جمهوری اسلامی دههها برای توسعه تواناییهای لازم جهت بستن تنگه سرمایهگذاری کرده است؛ از جمله مینها، موشکها، پهپادها، موشکهای بالستیک ضدکشتی و ناوگان قایقهای تندرو. همچنین توانسته است با هزینه نسبتا کم این تهدید را عملی کند. این اقدامات همراه با مینگذاری و حمله به اهداف ساحلی باعث توقف تقریبا کامل آمدوشد شده است.
در این گزارش آمدهاست: تجاوز یک ماهه ایالات متحده و رژیم اسرائیل نیز برای بازگشایی تنگه کافی نبوده و اسکورت دریایی نیز به دلیل تردید کشورها در ورود به درگیری دشوار شده است. همچنین شرکتهای کشتیرانی به دلیل عدم قطعیت آتشبس، تمایلی به عبور از تنگه ندارند.
در نتیجه، ایران اکنون بهطور قابلاعتماد میتواند در آینده نیز تنگه هرمز را مسدود کند. توان نظامی آن تضعیف شده اما از بین نرفته است. تنها با اقدامات محدود مانند مینگذاری یا حملات کوچک میتواند عبور کشتیها را بازهم متوقف کند. اگر ایران موفق به ایجاد نظام عوارضی شود و برای عبور کشتیها هزینه یا خطر حمله تعیین کند، خارج کردن آن از این موقعیت با نیروی نظامی بسیار دشوار خواهد بود.
نظر شما