شروع جنگ تحمیلی سوم همه دانش‌آموزان کشور را پای آموزش‌های مجازی نشاند، اما شاگردان بهاره فرهمند، سعیده هاشمی و زهرا عبداللهی با سایر دانش‌آموزان تفاوت دارند و نیازهای ویژه آن‌ها باعث شده معلمان‌شان برای عقب نماندن آن‌ها از درس و مشق، راه و نیمراه‌های بسیاری را امتحان کنند.

مدرسه معلولان

همشهری آنلاین-رابعه تیموری: عشق این معلمان به شغل و شاگردان‌شان وادارشان کرد تا در روزهای پرالتهاب جنگ و آتش بس، مادرانه کمر همت ببندند و برای آموزش دانش‌آموزان‌شان راه و نیم راه‌های دشوار خارج از شرح وظایف آموزگاری‌شان را عاشقانه طی کنند. هاشمی معلم هنرستان دانش‌آموزان استثنایی اقدس موفقیان است؛ هاشمی در مدرسه استثنایی البرز آموزگاری می‌کند و مدرسه نابینایان حضرت عبدالعظیم (ع) محل خدمت عبداللهی است.


یک کلاس حضوری ویژه

تعدادی از شاگردان «بهاره فرهمند» به اختلال کم توانی ذهنی دچار هستند و بعضی از آن‌ها علاوه بر این اختلال، از ضعف بینایی و شنوایی یا کم توانی جسمی هم رنج می‌برند، اما حساب رومینا از همه آن‌ها سواست و خانم معلم می‌داند دست و پنجه نرم کردن دانش‌آموز حساسش با عوارض اختلال عدم تمرکز و بیش فعالی، دلی و دماغی برایش باقی نمی‌گذارد که پای تدریس آنلاین بنشیند. فرهمند می‌گوید: «وقتی کلاس‌ها غیرحضوری شدند، میدانستم که رومینا نمی‌تواند در کلاس مجازی شرکت کند و به فکر افتادم راهی پیدا کنم که او هم از درس و مشقش نماند. »خانم معلم از اولین روزهای جنگ و مجازی شدن مدارس؛ بعد از تدریس آنلاین به بقیه شاگردانش، شال و کلاه می‌کند و به بوستان روبروی منزل رومینا می‌رود تا روی نیمکت یا زیر آلاچیقی بنشینند و کنار هم درس‌های جدید را مرور کنند: «با آن که از منزل ما تا بوستان محل زندگی رومینا فاصله زیادی وجود دارد، هر دفعه که به دیدنش می‌روم با دیدن خوشحالی و انگیزه‌اش برای یادگیری خستگی‌ام در می‌رود. » خانم معلم خوب می‌داند وقتی شاگردان معصومش از صدای موشک باران بی‌قرار و نگران می‌شوند چطور دل به دل‌شان بدهد و آرام‌شان کند: «گاهی همان موقع که وسط کلاس بودیم پدافند فعال می‌شد یا صدای انفجار به گوش می‌رسید و بچه‌ها از شنیدن این صداها وحشت می‌کردند. در این مواقع آرام کردن‌شان سخت بود و باید مدت‌ها با آن‌ها صحبت می‌کردم تا آرامش پیدا کنند و بتوانند با حواس جمع به درس گوش کنند.»

فرهمند از سر اتفاق گذرش به مدرسه استثنایی البرز افتاده، اما دیدن صفا و معصومیت بچه‌ها پاگیرش کرده است: «۱۰ سال پیش که کارم در آموزش و پرورش را شروع کردم، تازه مادر شده بودم و فقط به دلیل این که فاصله منزلم تا مدرسه استثنایی کم بود، تدریس در آن جا را قبول کردم، اما بعدها که فرزندم بزرگتر شد و امکان تدریس در مدارس عادی را داشتم، نتوانستم از این بچه‌ها دل بکنم و تصمیم گرفتم این لطف خدا و همدم بودن با این بچه‌ها را از دست ندهم. »فرهمند معلم پایه‌های پنجم و ششم مدرسه استثنایی البرز است.

معلمی در شرایط خاص | کلاس درسی که در پارک برگزار شد تا کسی جانماند

آموزش بدون کتاب و کلاس

در اولین روزهای جنگ که زهرا عبداللهی آموزش در فضای مجازی را شروع کرد، آنلاین نشدن و غیبت چند روزه دانش‌آموزانش او را دل نگران کرد و باعث شد با تماس‌های فراوان از حال هر کدام باخبر شود. خطوط بریل کتاب‌های درسی ویژه نابینایان تنها ابزاری بودند که او می‌توانست برای تدریس و تفهیم مطالب آموزشی استفاده کند و بسیاری از شاگردانش در آن معرکه پر ترس و دلهره، بدون اینکه کتاب‌های بریل‌شان را همراه ببرند، راهی سفر شده بودند. درآن شرایط و در حالی که آموزش برای بسیاری از دانش‌آموزان محروم از نعمت بینایی تعطیل شده بود، عبداللهی تصمیم گرفت از راه شنیداری مطالب درسی را به دانش‌آموزان نابینا و کم بینایش بیاموزد. اگر چه در همان فایل‌های آموزشی صوتی خانم معلم مشخص بود که او با چه وسواسی سعی می‌کند بدون کتاب و کلاس و وسایل کمک آموزشی مطالب چغر درسی را در ذهن شاگردانش بنشاند، اما دلش باز هم راضی نمی‌شد که به این تلاش‌ها قناعت کند و وظیفه خود را انجام شده بپندارد: «وقتی می‌دیدم بچه‌ها از آموزش مجازی استقبال نمی‌کنند و انگیزه خود برای تلاش و یادگیری را از دست داده‌اند، با آن‌ها تلفنی تماس می‌گرفتم تا با درد و دل آرامش پیدا کنند و اگر بخشی از مطالب درسی را نتوانسته‌اند از طریق فایل‌های صوتی یاد بگیرند، تلفنی برای‌شان رفع اشکال می‌کردم. » آشنایی خانم معلم به روحیات، علایق و توانمندی‌های شاگردانش، باعث شده او قلق‌ها و روش‌های دیگری هم برای به ذوق آوردن و درس خوان کردن‌شان امتحان کند: « هر یک از دانش آموزانم در هنرهای دستی، ادبیات و... استعدادهای خاصی دارند و از آن‌ها می‌خواستم در این روزها با توجه به علاقه و توانایی خود اثری هنری، علمی یا ادبی تولید کنند و برایم بفرستند تا در کلاس مجازی منتشر کنم. بسیاری از آن‌ها از این پیشنهاد من استقبال کردند و رقابتی که برای نمایش توانمندی‌های‌شان به وجود آمد، انگیزه آن‌ها برای حضور در کلاس مجازی را بیشتر کرد. »

عبداللهی معلم دوره دوم متوسطه مدرسه نابینایان حضرت عبدالعظیم (ع) است و از آن جا که خودش دوران تحصیل را با مشکلات کم بینایی سپری کرده، حرفه معلمی را انتخاب کرده تا تجربیات و دانسته‌هایش را به نوجوانان نابینا هم انتقال دهد و در پیمودن مسیر دشوار زندگی کمک حال‌شان باشد. او ۱۰ سال پیش به جمع معلمان مدرسه نابینایان حضرت عبدالعظیم پیوسته است.

معلمی در شرایط خاص | کلاس درسی که در پارک برگزار شد تا کسی جانماند


درس‌های جذاب خانم معلم

طراحی و تدارک بازی‌های هدفدار ترفند خلاقانه «سعیده هاشمی » معلم هنرستان دانش‌آموزان استثنایی اقدس موفقیان، برای نشاندن دانش‌آموزان بازیگوشش پای درس و مشق و کلاس مجازی بوده است: «برای این که بچه‌ها به آموزش مجازی علاقه پیدا کنند، آموزش را با بازی شروع کردم و با ترتیب دادن بازی‌هایی که دست های‌شان را ورزیده و توانمند می‌کرد آن‌ها را به شرکت در کلاس مجازی علاقه‌مند می‌کردم. » هاشمی در مدرسه با استفاده از چرخ خیاطی دوخت و دوز را به دانش‌آموزانش می‌آموخت و میدانست که در خانه بسیاری از شاگردان محروم و کم بضاعت‌اش، چرخ خیاطی برای تمرین دانسته‌های‌شان یافت نمی‌شود: « بسیاری از دانش‌آموزان من در روستاهای دورأفتاده اطراف تهران زندگی می‌کنند و شرایط اقتصادی خانواده های‌شان اجازه نمی‌دهد چرخ خیاطی و لوازم کار و درس‌شان را تهیه کنند.»

ماهرکردن بچه‌ها در دوخت و دوز دستی به تنهایی برای آموزش شاگردان خانم هاشمی کفایت نمی‌کرد و خانم معلم تهیه وسایل کارشان را هم بر عهده گرفت: «با کمک خیران پارچه، نخ و لوازم دوخت و دوز را تهیه کردیم تا دانش‌آموزان آن‌ها را از مدرسه تحویل بگیرند و در خانه استفاده کنند. » اگرچه این رفت و آمدها بهانه‌ای برای کم کردن بار دلتنگی بچه‌ها بود، اما اگر برای خانواده‌های دانش‌آموزان این بروبیاها میسر نبود، خانم مدیربه کمک خانم معلم می‌آمد: «وقتی از بچه‌ها بی‌خبر می‌ماندیم و برای بردن وسایل کارشان هم در مدرسه حاضر نمی‌شدند، خانم جارچیان، مدیر مدرسه، به همراه معاون پرورشی مدرسه به سراغ‌شان می‌رفتند و علاوه بر سرکشی به آن‌ها وسایل کارشان را در اختیارشان می‌گذاشتند. » خانم معلم خوب می‌داند هر چقدر برای شاگردان معصومش دلیل و برهان بتراشد و دلیل مجازی شدن مدارس را توضیح دهد مجاب نمی‌شوند که فعلأ تا حضوری شدن مدارس دندان روی جگر بگذارند: «اگرچه با تماس‌های تصویری و دورهمی‌های مجازی سعی می‌کردم با بچه‌ها ارتباط نزدیک‌تری داشته باشم، اما دانش آموزانم باز هم برای مدرسه دلتنگی می‌کردند و نمی‌توانستند شرایط را بپذیرند. به همین دلیل از خیری که در طول سال تحصیلی هر دوشنبه تهیه ناهار بچه‌ها را بر عهده می‌گرفت، خواستیم این رویه را در روزهای جنگ هم ادامه دهد و بچه‌ها در این روز علاوه بر ناهارشان وسایل دوخت و دوز و لوازم توانبخشی‌شان را هم دریافت می‌کردند.»

بیشتر بخوانید:خانم معلم فداکار دانش‌آموزانش را بر دوش از رودخانه عبور می‌دهد + فیلم

کد خبر 1033489
منبع: روزنامه همشهری

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار گزارش

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha