به گزارش همشهری آنلاین فرهیختگان نوشت: فرهیختگان : ایران یکدفعه و بدون پیشطراحی در دل این جنگ نیفتاد. این را هم شواهد میدانی اثبات میکنند هم روایتی که تاکنون فرماندهان نظامی از نبرد ایران ارائه کردند، تائید میکنند. ضربه سنگینی که آمریکاییها در نبرد نامتقارن متحمل شدند، حاصل سالها برنامهریزی و طرحریزی مغزمتفکرهای نظامی ایران بود. ایران به استقبال این نبرد نرفت اما برای آن آمادگی کامل داشت. رد این را میتوان در ویدئویی که بهتازگی از سخنرانی حاج قاسم سلیمانی، منتشر شده، یافت. او در اردیبهشت ۹۸ زمانی که ترامپ با خروج از برجام و با بهراهانداختن کمپین فشار حداکثری، سایه جنگ را بالای سرکشور نگه داشت، در یک سخنرانی، پلن جنگی که ایران آن را در همین جنگ رمضان پیاده کرده را تشریح کرد.
گویی این صحبتها نه در ۸ سال گذشته که در آستانه جنگ تحمیلی سوم، مطرح شده است. سردار سلیمانی در این سخنرانی، به اقداماتی اشاره کرد که نعلبهنعل در این جنگ محقق شدند. معنای آن این است که آنچه در حال پیاده سازی علیه دشمن است، ایده چهارچوبدار و سنجیدهشده نظام سیاسی ایران است و با ترور چهرههای مؤثر در آن، این پلن متوقف نشده است. طراحی این عملیات، سالها پیش از آنکه آمریکا بدون استراتژی در این نبرد وارد شود، ریخته شده است. بر این مبنا ایران در این نبرد نامتقارن که برگ برنده اوست، بیبرنامه و مستاصل نبود و طبعا برای ادامه و به پایان رساندن آن نیز بدون استراتژی نیست.
ایران بلوف نمیزند
برخلاف آمریکا که به تصور زدن ضربهای خلقالساعه و کوتاهمدت متکی برترور، شکست ایران را سهلالوصول میدانست، ایران پس از تجربه جنگ تحمیلی با عراق خودش را برای نبردی بزرگتر با ابرقدرتی به نام آمریکا آماده کرده بود. همه آنچه در نبرد ۴۰ روزه اتفاق افتاد، ضرباتی که به پایگاههای آمریکایی وارد شد، مسدود شدن تنگه هرمز و هدف قرار گرفتن زیرساختهای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیجفارس، اثباتکننده این گزاره بوده و هست که طرحریزی برای این جنگ در یک ماه و دوماه و چند ماه اتفاق نیفتاده است. ایران برای زدن ضربهای کاری به دشمن آمریکایی طراحی داشت و طبیعی بود که مختصات آن را به گونهای بچیند که نه فقط آمریکا که کل منطقه تحتالشعاع این نبرد قرار بگیرند و آمریکا پس از آن ناچار به ترک منطقه باشد. حاج قاسم سلیمانی در صحبتهایی که در اردیبهشت ۹۸ مطرح کرده بود، روایتی اجمالی از این طرحریزی ارائه داد که امروز همان ادبیات در صحبتهای سیاستمداران و نیروهای مسلح ایران، برقرار است، به این معنی که اگر ایران نتواند نفت بفروشد، هیچ کشور دیگری هم نفت نمیفروشد. مسدود شدن تنگه هرمز و کنترل کشتیهای عبوری و تغییر سازوکار تنگه که اکنون ابتکار آن در اختیار ایران است، نشان میدهد که این فقط یک بلوف یا رجزخوانی در مقابل دشمن نبود بلکه ایران برای اجرای آن برنامهریزی کرده بود.
بدون برنامه وارد این نبرد وجودی نشدیم
در موقعیتی که استراتژی نبرد، سالها پیش از مواجهه در ذهن استراتژیستهای نظامی ایران، وجود داشت، دشمنان اما با استراتژی کوتاهمدت و طرحریزی عجولانه، در این میدان نبرد گیر افتادهاند. ژنرالی که رئیسجمهور آمریکا بارها به ترور او افتخار کرده است، از مختصات این جنگ خبر داد و حالا تمام آن با جزئیات در حال اجراست. در نقطه مقابل آمریکاییها با اعمال محاصره بر محاصره ایران به گمان خنثی کردن دست قدرت ایران در منطقه خلیجفارس جولان میدهند که معنای آن روشن است، آمریکا برای ادامه این نبرد پلنی ندارد و پس از محقق نشدن هدف ضربتی در این جنگ، استیصال و سردرگمیاش حتی در گفتوگو با رسانهها نیز روشن است. ایران اما تمام مراحل این نبرد را حسابشده جلو میبرد و صحنه نبرد با آمریکا را همانند یک بازی شطرنج طراحی کرده است. در صحنه نظامی حسابشده و هدفمند، ضربه میزند، دیپلماسی با ایده و سازوکار روشن ورود میکند، مردم در نقطهای که میبایست ایستادهاند و مقاومت در این نبرد حسابشده پیش میرود. دست برتر ایران در این نبرد نیز متکی به همین طرحریزی حسابشده، حاصل شده است. طبیعی است که بنا به وعده سردار شهید ایران، تهران برای ادامه این جنگ و دور زدن برنامههای بدون استراتژی دشمن طراحیهایی دارد که در موقعیت عمل و اجرا خود را نشان خواهد داد. گذر زمان نشان خواهد داد که ایران در این نبرد نامتقارن، چگونه دست برتر را حفظ خواهد کرد.
از این حیث صحبتهای حاج قاسم سلیمانی، ژنرال ایرانی که عینا تشریح و تبیینی برعلل و طراحی نبرد ۴۰ روزه ایران با آمریکاست، سند اثبات استراتژی هوشمندانه ایران مقابل جنگ است. برای ثبت در تاریخ مشروح این سخنرانی تنظیم شده که در ادامه آن را میخوانید.
ما زودتر از این منتظرتان بودیم
ابزارهای نظام در مقابل جنگ تمامعیار چیست؟ آیا میتوانیم براین جنگ پیروز شویم؟ آیا این از آن بحرانهایی است که میگوییم از دل هر بحرانی، خداوند پیروزی بزرگ را برای انقلاب رقم زد؟ این نیز همان است یا متفاوت است؟ من میگویم این همان است بلکه بزرگتر است.
جهان، غیرقابل کنترل است. کسی نمیتواند بگوید من دنیا را کنترل میکنم. اگر آمریکا بخواهد با فروش نفت مواجه کند، اولاً این باعث افزایش قیمت نفت میشود. ثانیا، هر حادثهای که اتفاق بیفتد، هر فشاری بر ما، منعکس میشود بر فشار بر دیگران. ما ۱۷۰۰-۱۶۰۰کیلومتر ساحل داریم. در جزیره هنگام همه سوپرتانکرهایی که نفت عربستان، کویت، عراق و امارات را حمل میکنند باید بهاجبار از کنار این جزیره رد شوند. شما فرض کنید یک فرد گرسنهای نشسته و شما طبق طبق غذا از جلوی او رد میکنید. نگاهت میکند؟ و میگذارد شما به سهولت طبق طبق غذا رد کنید و او گرسنه بماند؟ لذا اینکه مسئولان ما گفتند اگر نفت ما به فروش نرسد، نفت دیگری هم به فروش نمیرسد، بلوف نیست. شدنی و امکانپذیر است. امروز بستن تنگه هرمز هم لازم نیست، تمام آبها همین است.
حرفی که در همدان زدم، بلوف نبود؛ گفتم شما باید فکر کنید که در آنجایی که تصورتان این است که ما نیستیم اتفاقاً ما در نزدیکترین نقطه به شما هستیم. حتماً روزی نبوده که به مهمترین دشمنمان فکر نکنیم. مگر میشود ما به دریای سرخ فکر نکنیم، مگر میشود ما به مدیترانه فکر نکنیم؟ مگر میشود ما به دریاها فکر نکنیم؟ حتماً فکر کردیم. حتماً سازوکار مناسب را فراهم کردیم. این همه نیرویی که در خلیجفارس چیده شده است، به ساختمانهای بلندمرتبه در امارات که عظمت آن را در تلویزیونها منتشر میکنند، نگاه کنید، کسی میتواند جنگ کند؟ تهدید به جنگ میکنند، اما میدانند اگر جنگی صورت گرفت در مقابل هر پادگانی، ایران پادگان درست کرده و قدرت دارد. میدانند و خودشان اعلام میکنند که قدرت نامتقارن جمهوری اسلامی، در مقابله با آنها، قابل مقایسه با قدرت آنها نیست. پیش از آنکه آنها وارد این خط شوند ما برای این جنگ آماده بودیم. ما آماده هستیم که در همه سطوح از ملتمان، قدرتمندانه و عزتمندانه دفاع کنیم و میتوانیم.
امام فرمودند که اگر شما در مقابل دین ما بایستید ما با همه توانمان در مقابل دنیای شما میایستیم. دین ما جمهوری اسلامی است. دین حقیقی مجسمیافته در درون، جمهوری اسلامی ایران است. اگر این نباشد کسی کاری به ما ندارد. میشویم اردن، میشویم مصر سیسی.
فقط کمی اسلام سیاسی در مصر تکان خورد، آن را ساقط کردند. در جهان اسلام این هوشمندی بهخوبی وجود دارد که هرگونه اتفاقی پیرامون جمهوری اسلامی برکل عالم اسلام، اثر میگذارد. چون جمهوری اسلامی پناهگاه است. تکیه گاه واقعی برای اسلام سیاسی سنی و اسلام سیاسی شیعی، جمهوری اسلامی است.
در غرب، شرق و جنوب کشور خودمان، آمریکا، در یک جا با بیش از ۵۰ هزار سرباز و در جایی دیگر با بیش از ۱۴۰ هزار سرباز، وارد شد. یعنی حتی نیروهای ذخیره آمریکا وارد خلیجفارس، شدند. نتیجه آن بیان آن آدم احمق شد. آمد در عراق با چراغ خاموش هواپیما آنقدر تاب خورد تا در پایگاهی در دل صحرا نشست. رئیسجمهور آمریکا را با چراغ موبایل هدایت کردند و تا وقتی آنجا بود، خبر را مخفی کردند، وقتی هم خبر آن به آمریکا رسید، چراغ و آن خیمه تاریک را نشان دادند و او آمد و گفت ۷تریلیون دلار در عراق خرج کردیم و این نمود قدرت ما در عراق شده است.
ما به جنگ تشویق نمیکنیم. ما جنگ را دوست نداریم. اما در هر حادثهای در مقابلمان سرسخت میجنگیم. تجربه هم این را نشان داده است.
همین الان آثار شکست دشمن کاملاً پیداست. به میزانی که دشمن دچار وحشت و اضطراب است، آن میزان برای ما غیرقابل تصور است. ما دشمن را به لطف خدا، تحقیر میکنیم، با اعتماد و اطمینان به خدا. ما در محاسباتمان، خدا را داریم. در هیچ محاسبهای بدون خدا نمیتوانیم زندگی کنیم. چون اگر او را داشته باشیم، کسی را نداریم. قدرت ما اتکا و ایمان و اعتقاد به نصرت خداست و بر این اعتقاد زندگی میکنیم.
نظر شما