همشهری آنلاین: حضور اعضای بسیج و نیروهای مردمی در جبهههای ۸سال دفاع مقدس باعث حضور شخصیتهای متنوعی در میان نیروهای ایرانی شد. همین خصلت باعث خلق قراردادهایی درباره شخصیتهای رزمنده بسیجی شده که در شخصیتپردازی فیلمها تکرار میشود.
شخصیتهای داستانی فیلمهای جنگی ایرانی درهر واحد نظامی در جبهه یک دسته تعریف میشود. در هر دسته شخصیتهایی نظیر فرمانده، بیسیمچی، پزشک، آرپیجیزن و باقی رزمندگان در مسیر روایت معرفی میشوند. این شخصیتهای متمایز از رزمندگان دارای ویژگیهایی بودند که در اغلب فیلمها با شمایلها، تکیهکلامها و رفتارهایی منحصر به فرد متمایز میشدند؛ اما در میان باقی رزمندگان دسته که اغلب پوششها و رفتارهای یکسانی داشتند، دو نوع شخصیت برجسته است. یک شخصیت رزمنده مسن و پا به سن گذاشته و یک رزمنده جوان و بذلهگو. هرقدر گفتوگوهای رزمنده پا به سن گذاشته حکمتآموز و برگرفته از عرفان عملی بود، رزمنده خوشزبان شوخی و لطیفه میگفت و دیگران را دست میانداخت.
اصغر نقیزاده در میان بازیگرانی که نقش رزمنده بذلهگو و خوشزبان را در میان فیلمها و سریالهای ایرانی بازی کردهاند، چهره اصلی محسوب میشود. او در اغلب فیلمها حتی اگر نقش رزمندهای را هم بازی نکند، با خود شوخی و مطایبه را وارد فضای صحنه میکند.
نقیزاده در فیلمهای دوره اول کارنامه ابراهیم حاتمیکیا بین دیدهبان تا «آژانس شیشهای» یکی از عوامل کلیدی ایجاد صحنه است. در ۳ فیلم «خاکستر سبز»، «از کرخه تا راین» و «آژانس شیشهای» حضور نقیزاده جهان فیلمها را کامل میکند؛ جهانی از مقاومت که این بار دور از خاکریزها و جبههها باید به حیات خود معنی و جهت بدهد.
در «آژانس شیشهای» با پیوستن نقیزاده به پرویز پرستویی و حبیب رضایی ترکیب جمع و جور یک دسته نظامی کامل میشود. جدیت حاجکاظم و مظلومیت عباس یک اصغر مطیع و شوخ کم دارد؛ کسی که در اوج بحران شوخی کند و زیر آواز بزند: یا صدام پیت حلبی.
نظر شما