همشهری آنلاین - گروه سیاسی: واشنگتنپست در تحلیلی با اشاره به نقش بختآزمایی دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا در تصمیمات سیاسیاش به مقایسه این رفتار او با اندیشههای ماکیاولی اندیشمند سیاسی قرن ۱۶ پرداخت. این مقاله تحلیلی را میخوانید:
ممکن است دونالد ترامپ هرگز «شهریار» نیکولو ماکیاولی را با دقت نخوانده باشد، اما بیتردید با توصیه مشهور این فیلسوف قرن شانزدهم همدل است که برای حفظ قدرت، «بیمحابا بودن بهتر از محتاط بودن است». این بیمحابایی سال گذشته زمانی آشکار شد که ترامپ مجلس ایالتی تگزاس را تحت فشار گذاشت تا پیش از انتخابات میاندورهای، نقشههای انتخاباتی را به نفع جمهوریخواهان بازترسیم کند. امسال نیز همین روحیه زمانی دیده شد که او فرصت را برای درهم شکستن حکومت جمهوری اسلامی ایران مناسب دید.
این اقدامات شتابزده، جهشهایی به دل ناشناختهها بودند. بازترسیم میاندورهای حوزهها اقدامی تهاجمی و غیرمعمول است، اما محاسبه سیاسی ترامپ احتمالا این بوده که جمهوریخواهان بتوانند از ایالتهای «قرمز» کرسیهای بیشتری بیرون بکشند تا دموکراتها نتوانند در ایالتهای «آبی» جبران کنند. جنگهای آمریکا در خاورمیانه معمولا برنده سیاسی یا راهبردی نبودهاند، اما فرمانده کل قوا احتمالا تصور میکرد پس از بمباران ایران در ژوئن گذشته و عملیات در ونزوئلا در ژانویه، در موقعیت برتری قرار دارد.
تا اینجا، هر ۲ قمار نتیجه مطلوب ندادهاند. دموکراتها به تلاش ترامپ در تگزاس با بازترسیم تلافیجویانه نقشه کالیفرنیا پاسخ دادند. در ویرجینیا نیز دموکراتها طرحی جسورانه برای دستکاری مرز حوزههای انتخاباتی (جریمندرینگ) پیشنهاد کردند که رایدهندگان هفته گذشته آن را تصویب کردند. در نتیجه، تلاش ترامپ برای تحکیم کنترل جمهوریخواهان بر مجلس نمایندگان ممکن است عملا به از دست رفتن کرسیها بینجامد. رئیسجمهور توان خود را برای واداشتن مجالس جمهوریخواه ایالتهایی مانند ایندیانا به چنین اقداماتی بیش از حد برآورد کرد و شدت واکنش دموکراتها را دستکم گرفت.
ماجراجویی در ایران نیز به دلایل مشابهی در وضعیت تعلیق قرار گرفته است. آنچه ترامپ جنگی ۴ تا ۶ هفتهای توصیف کرده بود، اکنون وارد هفته هشتم شده و در یک آتشبس شکننده متوقف مانده است؛ آتشبسی که برخی متحدان ترامپ خواهان شکستن آن هستند. نیروهای اسلامگرا همچنان بر کشور حاکمند و ذخایر موشکی و پهپادی آنها از میان نرفته است.
از همه مهمتر در محاسبات سیاسی ترامپ، تجارت در تنگه هرمز همچنان با محدودیت مواجه است؛ وضعیتی که به افزایش قیمتها در آمریکا انجامیده و حمایت عمومی از او را در نظرسنجیها کاهش داده است (بر اساس دادههای وبسایت تجمیع نظرسنجیهای سیاسی آمریکا (RealClearPolitics)، محبوبیت خالص او از منفی ۱۱ به منفی ۱۷ سقوط کرده است). بار دیگر، رئیسجمهور توان خود برای تحمیل ارادهاش بر رقیب را بیش از حد برآورد کرد و مسیر تشدید تنش از سوی رقیب — در اینجا استفاده ایران از اهرم هرمز علیه اقتصاد جهانی — را بهدرستی پیشبینی نکرد.
البته پسنگری همیشه دقیق است. تلاش ترامپ برای بازترسیم حوزهها میتوانست موفق شود اگر مجالس جمهوریخواه آمادگی بیشتری برای دستکاری مرز حوزههای انتخاباتی نشان میدادند. سیاست خارجی تهاجمی او نیز میتوانست برنده سیاسی باشد اگر جمهوری اسلامی تحت فشار آمریکا و اسرائیل فرو میپاشید یا تسلیم میشد. پیامدهای درجه دوم و سوم بسیاری از مانورهای سیاسی اصولا قابل پیشبینی نیستند. ماکیاولی استدلال میکرد که همه رهبران تا حدی در اختیار بخت و اقبالاند.
اما نقطهای که ترامپ از دستورالعمل ماکیاولی فاصله گرفته، نه جسارت او بلکه ناتوانیاش در «پوشش ریسک» است. ماکیاولی بخت را به رودخانهای تشبیه میکند که گاه طغیان میکند و همهچیز را درمینوردد. «با این حال، همین ویژگی مانع آن نمیشود که وقتی آب پایین است، برای روزهای خطر آماده نشویم و با ساختن سد و خاکریز، امکان مهار سیلاب بعدی را فراهم نکنیم.»
ترامپ چنین سد و خاکریزهایی چندان نساخته است. او در دوره دوم ریاستجمهوریاش مجموعهای از قمارهای پرریسک را روی هم انباشته است. دستکاری مرز حوزههای انتخاباتی میتوانست شانس بیشتری داشته باشد اگر او سطح محبوبیت خود را حفظ میکرد. اما رئیسجمهور همزمان فرآیندی بیثباتکننده در بازترسیم حوزهها به راه انداخت و پیش از انتخابات میاندورهای وارد جنگی نامحبوب شد.
در ویرجینیا، رایدهندگان طرح دموکراتها (تغییر نحوه ترسیم حوزههای انتخاباتی به نفع حزب دموکرات) را تنها با اختلافی حدود ۳ درصد تصویب کردند؛ اگر ترامپ اندکی محبوبتر بود، این همهپرسی شاید شکست میخورد. تبعات یک «جنگ انتخابی» (ایران) اکنون شکست در میدان دیگر (بازترسیم حوزهها) را تشدید میکند. فرمانروایان زیرک میدانهای نبرد خود را با دقت انتخاب میکنند.
جسارت و بخت در کارنامه سیاسی غیرمعمول ترامپ نقش مهمی داشتهاند و هنوز هم ممکن است به یاری او بیایند. او، همانند ماکیاولی، میداند که سیاستمدارانی که از اقدامات تهاجمی پرهیز میکنند نیز ممکن است بهدلیل احتیاط بیش از حد از صحنه کنار بروند.
با این حال، با پیش رفتن دوره دوم ریاستجمهوری، به نظر میرسد بخت کمتر با او یار است. ماکیاولی مینویسد: «همه دیدهایم که فرمانروایی ممکن است یک روز کامیاب باشد و روز دیگر، بیآنکه تغییری در منش یا تواناییهایش رخ داده باشد، قدرت را از دست بدهد.» این زمانی رخ میدهد که او «تماما به بخت تکیه کند.»
فارغ از اینکه سیاستورزی خشن ترامپ را موجه بدانیم یا نه، ماکیاولی یادآور میشود: «فرمانروای موفق کسی است که خود را با زمانههای در حال تغییر تطبیق دهد.» قمارباز اما همچنان همان اهرم را میکشد، به امید آنکه بخت برگردد. وقت آن است که خاکریزها ساخته شوند.
نظر شما