به گزارش همشهریآنلاین، گرچه سایه جنگ، آتشبس و مذاکره با خبرسازیهای متنوع رئیسجمهور آمریکا بر سفر محسوس است اما ایران به رغم همه پروپاگاندای رسانهای واشنگتن، با چشمی باز و اصولی مشخص وارد این پایتختها شده است.
«سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه شامگاه جمعه ۴ اردیبهشت تهران را به مقصد سه کشور پاکستان، عمان و روسیه ترک کرد و ساعاتی بعد در راس هیاتی سیاسی وارد فرودگاه اسلامآباد شد و مورد استقبال «عاصم منیر» فرمانده ارتش و «محمد اسحاقدار» وزیر امور خارجه این کشور قرار گرفت. عراقچی پیش از عزیمت به این سفر هدف از آن را، هماهنگی نزدیک با شرکای خود در موضوعات دوجانبه و رایزنی درباره تحولات منطقهای اعلام کرد.
رئیس دستگاه سیاست خارجی ایران در این سفر با «شهباز شریف» نخستوزیر پاکستان هم دیدار و گفتوگو کرد و در جمعبندی سفر ۲۴ ساعته خود به اسلامآباد نوشت: سفر به پاکستان بسیار ثمربخش بود؛ کشوری که نقش میانجیگرانه و تلاشهای برادرانهاش برای بازگرداندن صلح به منطقه، برای ما بسیار ارزشمند است.
عراقچی با اشاره به اینکه در این سفر، موضع جمهوری اسلامی ایران را درباره یک چارچوب عملی و قابل اجرا برای پایان دائمی جنگ علیه ایران تشریح کردم، تصریح کرد: باید دید آیا ایالات متحده واقعاً از ارادهای جدی برای پیشبرد دیپلماسی برخوردار است.
وزیر امور خارجه درحالی عصر شنبه اسلامآباد را به مقصد مسقط ترک کرد که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا مدعی لغو سفر فرستادگان خود به پاکستان شد و همزمان با فرود هواپیمای حامل عراقچی در فرودگاه مسقط، ترامپ چند ادعای دیگر را هم در توییتها و گفتوگوهای سلسلهای خود مطرح کرد.
عراقچی روز خود در مسقط را با دیدار با «هیثم بنطارق» سلطان عمان آغاز کرد و در گفتوگوهای صورت گرفته، ضمن قدرانی از رویکرد مسئولانه مسقط در کمک به روندهای دیپلماتیک و نیز موضع مدبرانه این کشور در قبال جنگ تحمیلی آمریکا-اسرائیل علیه ایران، حضور نیروهای آمریکا در منطقه را موجب ناامنی و تفرقه دانست. بر اساس برنامهریزیهای صورت گرفته وزارت امور خارجه؛ مسکو مقصد بعدی وزیر امور خارجه است اما پیش از آن، عراقچی قرار است. بار دیگر به اسلامآباد بازگشته و دیدگاههای آمریکا درباره خطوط اعلامی ایران را دریافت کند.
پروپاگاندای رسانهای پررنگ اما بینتیجه ترامپ
سفر فرستادگان آمریکا به پاکستان برای گفتوگو با مقامات ایرانی از همان نخستین روز اعلام آتشبس، سرخط رسانههای مختلف خبری بود و جزییات پرواز «جیدی ونس»، «استیو ویتکاف» و «جرد کوشنر» نمایندگان آمریکا، در بسیاری از حسابهای توییتری خبرنگاران شناخته و ناشناخته در حالی نشر و بازنشر میشد که اساسا هیاتی از آمریکا تا پیش از صبح شنبه ۲۱ فروردین، یعنی روز رسمی مذاکرات، در اسلامآباد حضور نداشت. این خبرسازیها در روزهای اخیر هم به تناسب شرایط از سوی رسانههای رسمی و غیر رسمی و حتی رئیسجمهور آمریکا تکرار شد و نمونه اخیر آن در ۲۴ ساعت گذشته بود. در حالی که هیچ برنامه مشخص و اعلام و تایید شدهای برای دیدار و گفتوگوی مقامات ایران و آمریکا وجود نداشت، رسانهها اما زمان و جزییات پرواز ویتکاف و کوشنر را به صورت مکرر و موکد اعلام منتشر میکردند، ساعاتی پس از ترک تهران، رئیسجمهور آمریکا هم در ادامه پروپاگاندای رسانهای خود، سفری را لغو کرد که از اساس برنامهای برای آن وجود نداشت. ترامپ پس از ادعای لغو این سفر، مدعی شد که پیشنهاد مذاکراتی اولیه ارائه شده از سوی ایران، چندان مقبول نبوده اما تهران پس از آگاهی از لغو سفر نمایندگان آمریکا، پیشنهاد خود را بهبود داده است!
در حالی که هیچ برنامه مشخص و اعلام و تایید شدهای برای دیدار و گفتوگوی مقامات ایران و آمریکا وجود نداشت، رسانهها اما زمان و جزییات پرواز ویتکاف و کوشنر را به صورت مکرر و موکد اعلام منتشر میکردند.
این رویکرد ترامپ از همان روزهای نخست آغاز جنگ علیه ایران هم به شکلهای گوناگون تکرار شد؛ زمانی رئیسجمهور آمریکا در شبکههای اجتماعی مدعی نابودی سیستم دفاعی ایران شد که هواپیماهای آمریکایی در جنوب اصفهان در حال سوختن بودند. رئیسجمهور و تیم همراه او در این جنگ در مقطعی مدعی کنترل بر تنگه هرمز بودند که گزارش نهادهای بینالمللی، عبور و مرور هیچ کشتی را از این تنگه بدون تایید ایران امکانپذیر اعلام نمیکرد.
نمونههای متعددی از این قبیل اظهارات و ادعاهای مشوش از سوی رئیسجمهور آمریکا در طول دو ماه گذشته به تکرار منتشر شده است و فارغ از اینکه آیا با هدف خاصی و در راستای تداوم جنگ در میدان، انجام میشود یا صرفا نشانههای آشفتگی ذهنی رئیسجمهور آمریکاست، باید مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شود که آیا بر سیستم تصمیمگیری در ایران تاثیری گذاشته است یا نه.
موضع مشخص تهران در برابر مواضع متناقض آمریکا
داستانسازی مذاکراتی ترامپ و تیم او، بخش پررنگ جریان خبررسانی درباره یکی از مهمترین چالشهای جهان یعنی جنگ علیه ایران را شکل داده و این میان بسیاری از رسانههای معتبر هم در دام تصمیمات و اظهارات عجیب رئیسجمهور آمریکا گرفتار شده و اقدام به انتشار خبرهای اشتباه و دروغ میکنند که نمونهای از آن را میتوان در سفر مقامات آمریکا شاهد بود. این سبک از سیاستورزی گرچه از ترامپ به عنوان نمونه عجیب روسای جمهور آمریکا، چندان بعید به نظر نمیرسد اما فرآیند سیاستورزی، دیپلماسی، گفتوگو و تصمیمگیری را برای مقامات بسیاری از کشورهای جهان بسیار دشوار کرده است. اینکه تقریبا هیچ مقامی در جهان، حتی بنیامین نتانیاهو نخستوزیر رژیم اسرائیل نمیتوانند درباره تصمیم و اقدام و رویکرد چند ساعت بعد رئیسجمهور آمریکا اطلاع یا اعتمادی داشته باشند، در حال تبدیل شدن به معضل جهانی است که به اندازه کافی از جنگ انتخابی او متضرر شده است.
با نگاهی کوتاه به روند طی شده در سناریوهای جنگی و مذاکراتی ترامپ که اغلب آنها را یا در شبکه اجتماعی خود (تروث سوشال) یا در گفتوگو با شمار خاصی از خبرنگاران مورد تایید خود اعلام میکند؛ مشخص خواهد شد که در حال حاضر خبرسازی مذاکراتی ترامپ از جزییات اصلی مذاکرات مانند مفاد توافقات و پیشنهادات دو طرف، به سوی حاشیه سفر و حضور مقامات این کشور در اسلامآباد و یا حضور و عدم حضور فرد خاصی در تیم مذاکراتی ایران تنزل پیدا کرده است و این روند حکایت از آن دارد که رئیسجمهور آمریکا در حال حرکت از اصل موضوع به سوی فرعیات و حاشیههای نه چندان راهگشا است.
پروپاگاندای بیثمر ترامپ و محاصرهای که مذاکره را تهدید میکند
این روند، با هر هدفی در حال انجام باشد، موضع تهران تاثیری از آن نخواهد پذیرفت، از آن رو که بر روی اصولی تاکید دارد که آن را حق قانونی خود میداند. از دیدگاه تهران، آتشبس آغاز شده از ۱۹ فروردین ماه، با هدف پایان دادن به جنگ تحمیلی بود اما نه پایانی موقت. تهران در ۴۰ روز نبرد با آمریکا و رژیم اسرائیل توانست باور به شکننده و ضعیف بودن خود را هم به ترامپ و نتانیاهو و هم به دیگر مقامات جهان نشان داده و اثبات کند. از این رو بارها تاکید و تصریح داشته است که چرخه باطل جنگ-آتشبس- مذاکره- جنگ باید به نوعی درست و معقول پایان پذیرد. حضور در اسلامآباد و نشستن پشت میز مذاکره هم دقیقا به این دلیل بود. پس از این نشست اما مشخص شد که ترامپ و تیم او نه در پی مذاکرهای برای پایان دادن به تنش و رسیدن به توافقی پایدار که در پی تسلیم ایران هستند.
تحت تحریم، تهدید و محاصره مذاکره ثمربخشی صورت نخواهد گرفت و دیپلماسی با پروپاگاندای مجازی پیش نخواهد رفت.
همزمان با اعلام تسلیمناپذیری ایران در برابر خواستههای آمریکا، محاصره دریایی آغاز و تهدیدات به حمله از سوی ترامپ افزایش یافت. ایستادگی ایران بر مواضع رئیسجمهور آمریکا را به ایده آتشبس نامحدود همراه با تداوم محاصره دریایی ایران رساند و این شرایط تاکنون و در حالی ادامه دارد که ایران برگزاری دور دیگر مذاکرات را منوط به پایان تهدید و محاصره کرده است. این رویکرد تهران در سفر وزیر امور خارجه به طرف پاکستانی به عنوان میانجی انتقال داده شد و «مسعود پزشکیان» رئیسجمهور هم در گفتوگو با شهباز شریف نخستوزیر پاکستان تصریح کرد: تا زمانی که اقدامات خصمانه و فشارهای عملیاتی آمریکا متوقف نشود، بازسازی اعتماد و پیشرفت در مسیر گفتوگو با دشواری مواجه خواهد بود و توصیه روشن ما به آمریکا این است که برای فراهم شدن بستر حلوفصل مسائل، ابتدا موانع عملیاتی از جمله محاصره را کنار بگذارد».
تحت تحریم، تهدید و محاصره مذاکره ثمربخشی صورت نخواهد گرفت و دیپلماسی با پروپاگاندای مجازی پیش نخواهد رفت. این اصول را رئیسجمهور آمریکا باید بیش از هر زمان دیگری درک کند از آن رو که در دوازده و چهل روز جنگ، تهران حاضر به تسلیم دربرابر زیادهخواهیها نشد، در نزدیک به ۱۰ دور مذاکره هم امتیازی را از منافع و حقوق خود واگذار نکرد و این یعنی برای رسیدن به توافق با تهران آن شیوه نتیجه بخش نخواهد بود. مسیر اما برای هیات حاکمه در آمریکا روشنتر از آن است که نیازی به تبیین باشد؛ رفع محاصره و تهدید خواسته منطقی تهران از واشنگتن است و برای گشودن مسیر مذاکره و رسیدن به توافق بیش و پیش از آنکه نیازی به خبرسازیهای متنوع توییتری باشد، نیازمند اراده سیاسی برای بازگشت به مدار منطق و عبور از زیادهخواهیهاست.
نظر شما