به گزارش همشهری آنلاین، سیدرضا صدرالحسینی، کارشناس مسائل غرب آسیا:
1. با تکیه بر اندوختهای متراکم از تجربیات چهلوهفتساله، جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخی، تمامی مؤلفههای قدرت خویش را در یک منظومه منسجم بهکار گرفت؛ منظومهای که از هدایتهای راهبردی رهبری، پشتوانه راسخ مردمی، توانمندیهای میدانی نیروهای مسلح، و نیز پشتیبانی رسانهای و مطبوعاتی شکل گرفته و با ارشادات رهبر شهید انقلاب به نقطهای از تمرکز و همافزایی رسیده بود. در چنین شرایطی، ایران در طول چهل روز، در مواجههای نابرابر با دو قدرت اتمی—یکی مدعی برتری نظامی در منطقه غرب آسیا و دیگری مدعی جایگاه ابرقدرت سیاسی-نظامی—چنان عملکردی از خود بروز داد که آنان برای حفظ هیبت خود و نیز صیانت از موجودیت رژیم صهیونیستی، ناگزیر به پذیرش شرایط جمهوری اسلامی ایران شدند.
2. در امتداد این روند، شرایط جمهوری اسلامی در حالی مطرح گردید که ایالات متحده آمریکا، علیرغم آنکه در برابر ملت ایران و توانمندیهای نظامی، رسانهای و روانی آن در موقعیتی فروتر و منفعلانه قرار داشت، اقدام به ارائه طرحی پانزدهمادهای و محل تردید نمود؛ طرحی که پس از مدتی، آشکار شد مفاد و مضمون آن چیزی جز تمکین و تسلیم ملت ایران را دنبال نمیکند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با ابتکار عمل، طرحی دهمادهای را پیش کشید که دربرگیرنده موضوعات متنوع اقتصادی، سیاسی، نظامی و هستهای (علمی) بود و چارچوبی مبتنی بر منافع ملی و اقتضائات راهبردی کشور ارائه میداد.
3. این طرح، صرفاً یک پاسخ متقابل نبود، بلکه آمریکا را در برابر یک دوراهی سخت و سرنوشتساز قرار داد؛ انتخابی میان تداوم نبرد و مواجهه مستقیم که میتوانست به اضمحلالی ناگهانی و پرهزینه در قدرت جهانی آن کشور بینجامد، یا پذیرش روندی از افول تدریجی در ساختار قدرت خود. با توجه به شرایط میدانی و واقعیات پیشگفته، سران و رهبران آمریکا در نهایت گزینه دوم را برگزیدند؛ بدین معنا که مسیر کاهش قدرت خویش را بهصورت تدریجی و کنترلشده دنبال کنند، نه بهشکل دفعی و شتابزده.
4. با این حال، باید تأکید داشت که صرف این پذیرش از سوی مقامات آمریکایی، برای ملت ایران و مسئولان کشور، واجد اطمینان و اعتماد تلقی نمیشود. تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران، با وقوف کامل به این واقعیت و با بیاعتمادی نسبت به طرف مقابل، در این نشستها حضور یافت؛ در حالی که همزمان، نیروهای مسلح کشور با حفظ آمادگی کامل، همچنان دست بر ماشه داشته و با هوشیاری و اقتدار، تحولات را رصد میکنند. این همزمانی دیپلماسی و آمادگی میدانی، بازتابی از راهبردی است که در آن، صیانت از منافع ملی در بالاترین سطح مورد توجه قرار دارد.
نظر شما