همشهری، گاهی در دل ویرانیها و میانه آوارها، محبتی از جنس عشق و محبت واقعی به دل آدم می نشیند. درست مثل پیرمرد دریادلی که با وجودی که خانه و زندگی اش زیر آوار مانده بود، سفره اش را برای میهمانان باز نگه داشته. مهدی بابایی، مدیر روابط عمومی منطقه ۶، روایت زیبایی را تعریف میکند. او می گوید: برای فیلمبرداری به یکی از نقاط مورد اصابت رفته بودم و در میان خرابه ها دنبال ثبت ویرانی ها بودم، اما آنچه دیدم فراتر از هر تصویری بود که میتوانستم ثبت کنم. در یکی از خانهها که سقفش تقریبا ریخته بود و اسباب و اثاثیه زیر آوار مانده بود، پیرمرد صاحبخانه در حالی که سروصورتش باندپیچی و زخمی و آشفته بود حتی در دل ویرانی می خواست رسم زیبای میزبانی را ادا کند و با اصرار مرا روی ویرانه ها به دنبال خود دعوت کرد. دنبال پیرمرد رفتم، در آشپزخانهای که چیز زیادی از آن باقی نمانده بود یخچال هنوز سر پا بود. پیرمرد در یخچال را باز کرد و چند عدد میوه بیرون آورد و با دستان لرزان تعارف کرد.»
بابایی ادامه می دهد: «دشمن متجاوز شاید توانسته باشد آجرها را از هم جدا کند، اما هرگز نمیتواند این ریشههای عمیق را بشکند. این پیرمرد، نماد واقعی «ایران» است؛ زخمی، اما ایستاده.»
نظر شما