همشهری آنلاین-رابعه تیموری:قربانیان این جنایت دشمن صهیونی-آمریکایی تعدادی از اهالی روستای بیلقان، رهگذران و خانوادههایی بودند که برای گذراندن روز سیزدهم فروردین در دامن طبیعت به سر میبردند و شاهدان عینی آن لحظات، عکاسان خبری بودند که برای ثبت و ضبط این جنایت، پس از حمله اول در محل حاضر شدند. تصاویر تکاندهندهای که به وسیله دوربین این عکاسان خلق شد، راوی بخشی از صحنههایی است که آنها شاهد بودند و گزارش زیر نقل ناگفتههای آنها و اتفاقات تلخی است که هرگز از ذهنشان پاک نمیشود.
آب و سبزههایی که با خون مردم سرخ شدند
لحظه انفجار پل بی۱ به وسیله دوربینهای خبری مختلف به تصویر کشیده شده است. نسترن کرمانی از عکاسان خبرگزاری فارس است که در نخستین ساعات انفجار پل در محل حضور داشته و شاهد دومین حمله به این شاهکار معماری مهندسان ایرانی بوده است. او تعریف میکند: «در نخستین لحظات انفجار که به نزدیکی پل تخریبشده رسیدم، مردم سراسیمه و وحشتزده مشغول تخلیه نقاط حوالی پل بودند. نیروهای امدادی هلال احمر و شهرداری در محل حاضر بودند و رسیدگی به مجروحان و سر و سامان دادن اوضاع را آغاز کرده بودند. با آنکه نیروهای نظامی اعلام کردند جنگندههای دشمن هنوز در آسمان هستند و خطر وجود دارد، عکاسان و نیروهای امدادی محل را ترک نکردند. وقتی با امدادگران هلال احمر برای عکاسی و کمک به زخمیها همراه شدم، شاهد صحنههای تکاندهندهای بودم که دشمن برای مردم عادی رقم زده بود؛ افرادی غیرنظامی که برای گذراندن روز طبیعت به آنجا آمده بودند.» او انفجار پل بی۱ و قربانی شدن خانوادههایی را که برای سیزده بدر در آنجا حضور داشتند، شاهدی میداند بر رد ادعاهای مضحک دشمن آمریکایی- صهیونی در تعهد و دوستی نسبت به مردم ایران: «من هرگز این صحنه و ظلمی که دشمن در حق مردم بیگناه کرد را نمیتوانم فراموش کنم. من به چشم خودم دیدم آنها جان همان مردمی را گرفتند که کنار رودخانه زیرانداز انداخته بودند و بازی و شادی کودکانشان را تماشا میکردند...
دخترکانی که قربانی شدند
ویلاها و نقاط مرتفع و سرسبز حوالی پل از محلهای تجمع گردشگران بوده است: «درحالیکه مردم در حال تخلیه محل بودند و ما در گوشهای پناه گرفته بودیم، انفجار دوم صورت گرفت و قطعات سیمانی و میلگردهای آهنی تکهپارهشده پل مانند رگبار به اطراف پراکنده شدند. بعد از انفجار از طریق حصار بالا خودمان را به محل ویلاهای حوالی پل رساندیم که مردم در داخل و اطراف آنها بودند. وقتی به آنجا رسیدیم تعداد شهدا و زخمیهایی که با بدنهای خونآلود روی زمین افتاده بودند به اندازهای زیاد بود که حدود ۲ ساعت طول کشید تا مجروحان را جمعآوری کنیم و تحویل واحدهای امدادی دهیم.» در یکی از آثار کرمانی کفشهایی دخترانه به تصویر کشیده شده است: «بعد از انفجار اول، مادری درحالیکه کودکش را در آغوش گرفته بود هراسان و وحشتزده از آنجا دور میشد. وقتی لنگه کفش دختربچه روی زمین افتاد مادر سراسیمه و بیتوجه به آن به دویدنش ادامه داد و من از کفش به جا مانده از دختربچه عکس گرفتم.» تعداد زیادی از شهدا و مجروحان حمله به پل بی۱ زنان و کودکان بودند:«یکی از شهدا خانمی بود که بدنش پاره پاره شده بود. در میان مجروحان هم دختربچهای دیدم که سرتا پایش خونآلود، ولی آسیب جسمی ندیده بود و با گریه از ما میخواست به مادرش کمک کنیم، اما وقتی او را به نیروهای امدادی تحویل دادم و به سراغ مادرش رفتم، مادر کودک شهید شده بود... » شدت حملات به پل به اندازهای بوده که بسیاری از منازل مسکونی اطراف هم آسیب دیدهاند: «پل بی۱، ۱۳۰ متر ارتفاع داشت و ترکشهایی که از روی پل پرتاب شده بودند سقف خانهها را شکافته و بر سر ساکنانش آوار شده بودند....»
انجام وظیفه در دل خطر
عارف فتحی از عکاسان خبرگزاری دانشجو هم این جنایت جنگی را به تصویر کشیده است. او به سختی توانسته یکی از عکاسان حاضر در صحنه را از خطر دور کند: «من و خانم پرماه که از عکاسان خبری است، بعد از حمله به پل به محل انفجار رفتیم. ما در فاصله ۱۵-۱۰ متری پل مشغول عکاسی بودیم که دوباره حمله شد. سنگ و سیمانهای پل که به پایین پرتاب میشدند، به آدمها و رهگذران اطراف پل اصابت میکرد و آدمها هم بر اثر شدت انفجار و برخورد با قطعات پل، به چند متر دورتر پرتاب میشدند. خانم پرماه با دیدن این صحنهها وحشتزده شده بود و من به زحمت توانستم او را از تیررس این اصابتها دور کنم.» تصاویری که فتحی از اصابت موشکها به پل ثبت کرده، به خوبی شدت حملات وحشیانه دشمن به این سازه غیرنظامی را نشان میدهد: «وقتی دوباره به محوطه مشرف به پل برگشتم هنوز حملات دشمن ادامه داشت و توانستم از موشک دوم و سوم عکاسی کنم. موشک چهارم با فاصله کمی فرود آمد و وقتی دیدم ریزش پل بیشتر شده و قطعات سیمانی بیشتری پایین میافتند، شروع به دویدن کردم تا از آنها فاصله بگیرم. در همان حال دیدم که یک موتورسوار با موتورسیکلتش از پل به پایین سقوط کرد. نیروهای انتظامی با دیدن این شرایط از عکاسان خواستند محل را ترک کنند. ما درحالیکه در طول مسیر از امدادرسانی به مجروحان و شهدا عکاسی میکردیم از آنجا دور شدیم...»فتحی در این مأموریت آسیب دیده است: «بر اثر قرار پرفتن در معرض انفجارهای پل، شنوایی پوش چپم از بین رفته و ترکشی به پشتم اصابت کرده است.»

هیچ محدودیت مالی برای بازسازی پل نداریم
چند روزی از ۱۳فروردین و روزی که با حمله آمریکا به پل معروف کرج، کام تمام ایرانیها تلخ شد، میگذرد. در این میان روایتهای مختلفی از ۲بار حمله موشکی به بزرگترین پل خاورمیانه منتشر شده است و بسیاری منتظر هستند تا بهزودی شاهد روند بازسازی پلB۱ باشند. در همین رابطه مهرداد کیانی، شهردار کرج به همشهری گفت: «هنوز ارزیابی از میزان خسارت پل نداریم. این پروژه بسیار مهم و فنی است و کارشناسان مختلفی باید اظهارنظر کنند. باید بحث ایمنی و حتی حمله مجدد بررسی شود. مسئولان حوزههای مختلف باید مراجعه کنند و نظر بدهند تا میزان خسارت واردشده را ارزیابی کنیم.»
او افزود: «ما حتی نمیدانیم که به شکل دقیق چقدر خسارت وارد شده است، چون به هیچ عنوان دسترسی به بالای پل وجود ندارد. اما در دستورکار ماست که بهسرعت دست به بازسازی پل بزنیم. ما به مردم قول میدهیم که در کوتاهترین زمان ممکن نسبت به بازسازی اقدام کنیم و این پل را در اختیار مردم قرار دهیم. ما هیچ محدودیت مالیای نداریم. بازسازی پل جزو اولویتهای ما در مدیریت شهری است.»
کیانی همچنین در مورد نامگذاری این پل توضیح داد: «نام شهید رئیسی روی این پل است که در راه ایران به شهادت رسید. B۱ همان مخفف bridge one یا همان پل یک، اسم کارگاهی است و اسم قطعی و نهایی نیست. پروژهها وقتی پلهای متعددی دارد با عنوان کارگاهی شناخته میشوند، ما هم در همین پروژه پلB۱ تا B۲۷ را داریم. B۱ پس از بازسازی به نام شهید رئیسی نامگذاری خواهد شد.
بیشتر بخوانید:خانههایی که دیگر نیستند | گزارش میدانی از حمله موشکی به حوالی اتوبان شهید باقری
نظر شما