دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۱
۰ نفر

در گیرودار جنگ و در کنار تلاش‌های نیروهای امدادی و نظامی، بانوان جهادگر از سراسر کشور، آستین همت بالا زده‌اند تا شست و شوی پرده، پتو و روفرشی های خانه های آسیب دیده،  باری از دوش خانواده های زخم خورده از جنگ بردارند.

گروه جهادی

همشهری - پریسا نوری: در گیرودار جنگ و در کنار تلاش‌های نیروهای امدادی و نظامی، بانوان جهادگر از سراسر کشور، آستین همت بالا زده‌اند و با شست و شوی پرده، پتو و روفرشی های خانه های آسیب دیده، باری از دوش خانواده های زخم خورده از جنگ بردارند.

کارگاه همدلی در پارکینگ شهربانو

در زیرزمین ساختمان شهربانوی منطقه ۳ شهرداری، که پیش از این پارکینگ بود، فضایی برای شستشوی اقلام خانگی برپا شده است. سه ماشین شستشوی پتو، تشت‌های بزرگ، هیترهای حرارتی و داربست‌ها ابزار کارشان است. بانوان جوان، میانسال و حتی سالمند در حالی که چکمه های لاستیکی بلند سیاه رنگ به پا کرده‌اند سخت مشغول کارند تا پتوهای خاک گرفته ای که از زیر آوار خارج شده را هر چه زودتر شسته و پاکیزه تحویل صاحبانش بدهند.

حضور داوطلبانه از سراسر ایران

سارا خوشگو، مسئول بانوان گروه جهادی "خادمان ام ابیها"، که مجری این طرح جهادی است، درباره شکل گیری گروه می‌گوید: «فراخوانی برای این اقدام در گروه مجازی منتشر شده و داوطلبان زیادی از سراسر ایران برای کمک اعلام آمادگی کرده‌اند. البته در روزهای اول، فرش و قالی نیز شسته می‌شد، اما به دلیل سنگینی کار، این مسئولیت به آقایان سپرده شده و اکنون تمرکز بر شستشوی پتو، روفرشی و پرده است که از خانه‌های آسیب‌دیده در نقاط مختلف تهران جمع‌آوری می‌شود.»

از دانش آموز تا پزشک، همه پای کارند

در میان بانوان مشغول کار، دو زن میانسال در حال پهن کردن پتوی خیس خورده بر روی داربست هستند. خوشگو درباره داوطلبان می گوید: «از دانش‌آموز و دانشجو تا پزشک و استاد دانشگاه، همه اینجا داوطلبانه و بدون ادعا برای کمک حاضرند. همین چند روز پیش، یک پزشک از مشهد اینجا بود و امروز صبح با اصرار ما به شهرش بازگشت.» او با خنده از چالش اصلی‌اش می‌گوید: «اینجا همه با جان و دل کار می کنند. با وجودی که به دلیل تعداد زیاد داوطلبان کار را نوبت بندی کرده ایم اما همه اصرار دارند بیشتر بمانند و باید مدام تذکر بدهم کمتر کار کنند و مراقب سلامتی‌شان باشند.»


ارسال پیام همدلی روی بسته‌ها
پس از شستشو، پتوها در کیسه‌های پلاستیکی بسته‌بندی و در گوشه‌ای از پارکینگ چیده می‌شوند. روی هر بسته نام و نشانی صاحب پتو نوشته شده است. کنار این اطلاعات، دل‌نوشته‌هایی هم هست که داوطلبان برای همدلی با خانواده‌های آسیب‌دیده نوشته‌اند. بر روی یکی از آن‌ها که با تصویر پرچم ایران تزئین شده، نوشته: «هموطن عزیز، امیدوارم به زودی با آرامش سر بر بالشت بگذاری. دل خانواده بزرگ ایران برای تو می‌تپد.»

روایت بانوان از حضور

به عشق بچه‌های میناب آمدم
سید کلثوم جباری، ۵۸ ساله از محمودآباد، در حالی که پتوهای تمیز را بسته‌بندی می‌کند، با لهجه شیرین محلی‌اش می‌گوید: «مادر پنج بچه‌ام. به عشق بچه‌های مظلوم میناب آمده‌ام کمک کنم.»
از سختی کار که می‌پرسم، لبخند می‌زند: «برای زن‌های شمالی که شالیکاری می‌کنند، پتو شستن کاری ندارد.»

لازم باشد اسلحه دست می‌گیرم

مهین محمدی، ۶۰ ساله، همراه دخترش از قائم‌شهر آمده است. روی صندلی نشسته و نفسی تازه می‌کند تا سراغ پتوهای تازه‌رسیده برود. می‌گوید: «برای کمک به هم‌وطنانم هرکاری لازم باشد انجام می‌دهم. پتو شستن که چیزی نیست، اگر لازم باشد اسلحه هم دست می‌گیرم.»

کد خبر 1027847
منبع: روزنامه همشهری

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار شهردارى

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha