به گزارش همشهری آنلاین، چندی قبل پسری جوان در حال عبور از خیابانی در جنوب تهران بود که متوجه شد پیکر مردی جوان در کنار ساختمان متروکهای افتاده است. هرچند در ابتدا تصور میشد وی جان باخته است، اما با کمی دقت صدای نفسهای او را شنیده و مرد جوان به بیمارستان منتقل شد. بلافاصله کادر درمان تلاش خود را آغاز کرد و مرد جوان از یکقدمی مرگ بازگشت.
ردپای آشنا در آدمربایی
با اعلام موضوع به پلیس، ماموران به بیمارستان رفتند و میثم که بهبودی نسبی پیدا کرده بود، در تحقیقات اولیه گفت: در حال عبور از خیابان بودم که خودروی پژویی راهم را سد کرد و سرنشینان خودرو که ماسک و کلاه به سر و صورت داشتند، مرا با تهدید و زور سوار خودرو کردند.
در طول مسیر سرم را زیر صندلی قرار داده بودند و من نتوانستم مسیر را ببینم. اما بعد از حدود یک ساعت خودرو توقف کرد و من صدای باز شدن در گاراژی را شنیدم و خودرو به داخل خانه باغی وارد شد.
وی افزود: مردان نقابدار مرا به اتاقی در خانه باغ برده و مورد ضرب و شتم قرار دادند. آنها چند برگه سفید امضا مقابلم قرار داده و از من امضا و اثر انگشت گرفته و تهدید کردند که در برابر خواستههای برادرهایم باید سکوت کنم، در غیر این صورت اموالم را با برگههای سفید امضایی که از من گرفته بودند، تصاحب خواهند کرد.
مرد جوان اظهار کرد: چند ماه قبل مادرم فوت کرد. پدرم هم سالها قبل فوت کرده بود. با مرگ مادرم، برادرهایم به سراغم آمدند و از من خواستند که خانه ارثیه پدری را بفروشند. من که ساکن طبقه دوم خانه ویلایی بودم به آنها گفتم فعلا دست نگهدارند شاید بتوانم سهم آنها را خریداری کنم. اما آنها قبول نکردند و اعلام کردند که هر چه زودتر خانه را بفروشیم.
وی با بیان اینکه گروگانگیران از سوی برادرانش اجیر شده بودند، ادامه داد: آنها مرا ۲۴ ساعت در خانه باغ زندانی و شکنجه کردند.
بازداشت ۲ برادر و اعتراف آنها
به دنبال اظهارات مرد جوان، بازپرس جنایی دستور بازداشت ۲ برادر شاکی را صادر کرد.
گرچه دو برادر ابتد ا منکر آدمربایی بودند، اما در ادامه تحقیقات و با وجود مدارک به ربودن برادرشان اعتراف کردند.
یکی از آنها در تحقیقات گفت: وقتی پدرم فوت کرد، اموال او را به غیر از خانه ویلایی که مادرم در آنجا ساکن بود، تقسیم کردیم. برادرم در طبقه دوم همان خانه زندگی میکرد و در این مدت حتی یک ریال هم بابت اجاره به ما پول نداد.
وی ادامه داد: با مرگ مادرم قرار شد که خانه را بفروشیم، اما برادرم مخالف بود چون با فروش این خانه باید از آنجا اسباب کشی میکرد. ما که راه چاره ای برایمان نمانده بود، تصمیم گرفتیم او را تهدید کنیم.
متهم توضیح داد: از طریق یکی از دوستانم با مرد سارقی آشنا شدم و او با کمک دو همدستش نقشه ربودن برادرم را کشیدند. قرار نبود او را در حدی کتک بزنند که جانش به خطر بیفتد. زمانی هم که ما فهمیدیم میثم بر اثر شکنجهها بیهوش شده ست، دستور دادیم او را آزاد کنند. هدف ما این بود که میثم بترسد و رضایت به فروش خانه پدری بدهد.
دستگیری ۳ مرد گروگانگیر
با اعتراف دو برادر، ۳ مرد گروگانگیر نیز بازداشت شدند.
به دستور بازپرس جنایی، متهمان در اختیار پلیس قرار داده شده و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
نظر شما