همشهری آنلاین - گروه سیاسی: کنار گذاشتن ناگهانی ژنرال رندی جورج و ۲ ژنرال ارشد دیگر، دیوید هادنی و ویلیام گرین جونیور، در میانه جنگ با ایران، بدون ارائه دلیل رسمی، تحلیلگران نظامی را به این نتیجه رسانده که این اقدام بیش از یک جابهجایی اداری، بازتاب تعارض عمیق میان اهداف سیاسی وزارت دفاع و رویکرد حرفهای فرماندهان ارتش در مدیریت جنگ است.
تغییرات ناگهانی در ردههای بالای ارتش ایالات متحده در روزهای ابتدایی آوریل ۲۰۲۶، آن هم در میانه جنگ با ایران، به یکی از بحثبرانگیزترین تحولات امنیتی واشنگتن تبدیل شده است. آنچه این رویداد را مهمتر از یک جابهجایی معمول اداری میکند، زمان وقوع آن و سطح افرادی است که کنار گذاشته شدهاند؛ و مهمتر از همه، فقدان هرگونه توضیح رسمی از سوی وزارت دفاع درباره علت این تصمیمهاست.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی، پیت هگست وزیر دفاع از ژنرال رندی جورج خواست فورا بازنشسته شود، در حالی که بیش از یک سال از دوره معمول مسئولیت او باقی مانده بود. همزمان ۲ ژنرال ارشد دیگر نیز از سمتهای کلیدی خود کنار گذاشته شدند. این تصمیمها در شرایطی رخ داده که ارتش آمریکا درگیر یکی از پیچیدهترین رویاروییهای نظامی چند دهه اخیر در خاورمیانه است.
گزارش خبرگزاری رویترز تاکید میکند که این برکناریها بدون ارائه هیچ توضیح عملیاتی یا مدیریتی انجام شده و تنها با بیانیهای کوتاه از خدمات فرماندهان قدردانی شده است. همین خلا توضیح رسمی، بلافاصله توجه تحلیلگران نظامی و امنیتی را به این پرسش معطوف کرد که مسئله فراتر از یک تصمیم شخصی یا انضباطی است.
در ادبیات نظامی آمریکا، کنار گذاشتن رئیس ستاد ارتش در زمان جنگ، آن هم بدون اشاره به خطا یا شکست مشخص، رویدادی کمسابقه تلقی میشود و معمولا نشانه وجود تنشهای عمیقتر در سطح تصمیمسازی استراتژیک است.
رسانهها از جمله سیبیاسنیوز گزارش دادهاند که این تغییرات بخشی از روندی بزرگتر در دوره وزارت هگست است که طی آن، بیش از یکدوجین افسر ارشد یا بازنشسته شدهاند یا از مسیر ترفیع خارج شدهاند.
به نقل از منابع آگاه، هگست در ماههای گذشته تلاش کرده ترکیب رهبری نظامی را بهگونهای تغییر دهد که با نگاه راهبردی و سیاسی دولت هماهنگتر باشد. این گزارشها صراحتا نمیگویند که اختلاف مستقیم بر سر جنگ ایران عامل اصلی بوده، اما تاکید میکنند که زمانبندی این تصمیمها، در اوج درگیریها، قابل چشمپوشی نیست.
شکاف میان رهبری سیاسی و رهبری حرفهای نظامی
تحلیل منتشرشده در روزنامه گاردین این رویداد را در چارچوب یک شکاف کلاسیک در ساختار تصمیمگیری آمریکا بررسی میکند؛ شکافی میان رهبری سیاسی که خواهان سرعت، شدت و نمایش قاطعیت در جنگ است و رهبری حرفهای نظامی که با احتیاط، محاسبهگری و مرحلهبندی عملیات پیش میرود. این روزنامه به نقل از تحلیلگران نظامی توضیح میدهد که چنین شکافی در جنگهای ویتنام، عراق و افغانستان نیز دیده شده بود، زمانی که سیاستگذاران احساس میکردند فرماندهان نظامی بیش از حد محتاط هستند و سرعت پیشروی با انتظار سیاسی همخوان نیست.
در همین راستا، گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس به نکته مهمتری اشاره میکند: یکی از ژنرالهای کنار گذاشتهشده، مسئول آموزش و تحول ارتش بوده است.
تحلیلگران به این نکته توجه کردهاند که کنار گذاشتن چنین فردی صرفا به عملکرد روزمره مربوط نمیشود، بلکه به نوع نگاه و تفکر حاکم بر بدنه فرماندهی درباره ماهیت جنگ مربوط است. این برداشت در گزارشها بهعنوان نشانهای از نارضایتی وزیر دفاع از رویکرد ذهنی فرماندهان نسبت به جنگ جاری تعبیر شده است.
گزارش منتشرشده در نشریه فایننشال اکسپرس به نقل از منابع نزدیک به پنتاگون، اختلافات پیشین میان هگست و ژنرال جورج را به موضوع ترفیع افسران مرتبط میداند. به گفته این منابع، وزیر دفاع خواستار حذف نام چند افسر از فهرست ترفیع بوده و این موضوع با مقاومت رئیس ستاد ارتش روبهرو شده است. تحلیلگران این نشریه نتیجه میگیرند که این اختلافها نشاندهنده تلاش وزیر دفاع برای تغییر ترکیب رهبری ارتش به نفع افرادی است که با نگاه او همراستاتر باشند.
پیامدهای امنیتی و سازمانی تغییرات در میانه جنگ
در تحلیلهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی، بهویژه در گزارشهای امنیتی، این پرسش مطرح شده که چنین تغییراتی چه تاثیری بر آمادگی عملیاتی ارتش دارد. گزارشهای رویترز و سیبیاسنیوز هر ۲ به این نکته اشاره کردهاند که ارتش آمریکا در حال مواجهه با جنگی است که از نظر ماهیت، با الگوهای کلاسیک جنگ زمینی که ارتش برای آن طراحی شده متفاوت است.
جنگ موشکی، شبکهای و غیرخطی با دشمنی که از خاک خود حمله میکند، فضای تصمیمگیری متفاوتی ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، فرماندهان حرفهای معمولا محتاطتر عمل میکنند، زیرا ابزارهای سنتی ارتش برای پاسخ سریع و تعیینکننده کارایی محدودتری دارند.
تحلیلگران امنیتی به این نتیجه رسیدهاند که این احتیاط حرفهای ممکن است از نگاه رهبری سیاسی بهعنوان کندی یا محافظهکاری بیش از حد تلقی شده باشد. همین برداشت میتواند زمینهساز تلاش برای جایگزینی فرماندهانی باشد که رویکرد تهاجمیتری داشته باشند. در گزارشهای رسانهای این وضعیت بهعنوان تلاش برای تغییر کیفیت توصیههایی که به میز وزیر دفاع میرسد توصیف شده است.
نکته مهم دیگری که در این تحلیلها تکرار میشود، پیام داخلی این برکناریها به بدنه ارتش است. رسانهها نوشتهاند که وقتی رئیس ستاد ارتش و مسئول آموزش و تحول کنار گذاشته میشوند، پیام روشن به هزاران افسر ارشد این است که همراستایی با خطمشی فعلی وزارت دفاع اهمیت بیشتری از سابقه حرفهای و مسیر کلاسیک ارتقاء دارد. این پیام میتواند بر رفتار و تصمیمگیری لایههای پایینتر فرماندهی نیز تاثیر بگذارد.
در مجموع، آنچه از دل گزارشهای رسانههای معتبر برمیآید این است که این برکناریها نه به دلیل یک خطای فردی یا شکست مشخص، بلکه نتیجه تنشهای عمیقتر بر سر نحوه اداره جنگ، سرعت و شدت عملیات و ترکیب رهبری نظامی است. فقدان توضیح رسمی، زمانبندی حساس و گستردگی تغییرات باعث شده تحلیلگران این رویداد را بهعنوان نشانهای از یک بازآرایی مهم در رابطه میان رهبری سیاسی و رهبری حرفهای نظامی آمریکا در میانه یک جنگ پیچیده تفسیر کنند.
نظر شما