به گزارش همشهری آنلاین، "محسن مهدیان" مدیرمسئول روزنامه همشهری در یادداشتی خطاب به یکی از وعاظ معروف نوشت: متنی از شیخ اسماعیل رمضانی در یک گروه دیدم و در همان گروه اظهار تعجب کردم که چگونه میشود یک متن تا این حد اشکال محتوایی داشته باشد. امروز دیدم متن در جاهای زیادی وایرال شده است.
البته شیخ رمضانی متن را از سر درد نوشتهاند، اما احتمالاً دقت نکردهاند که چنین متنهایی با این میزان خطای فاحش، در شرایط جنگی تا چه حد آسیبزا است.
شیخ اسماعیل عزیز پیشتر نیز در بزنگاه راهپیمایی عید غدیر اظهارنظری داشتند که بعد ناگزیر شدند چند بار آن را اصلاح کنند. آنجا هم ناخواسته دچار خطایی مشابه متن اخیر شدند؛ یعنی دوگانهسازی میان مردم و حاکمیت.
مختصراً به متن برسیم:
خطای اول
بهصورت مفصل استدلال کردهاند که امام از سر اجبار قطعنامه جنگ را پذیرفتند. حالا چرا این را گفتهاند؟ تا بگویند اگر مسئولین نخواهند، خواسته امام پیش نمیرود.
اصل حرف درست است، اما مصداق غلط است. این شبهه نخنما بارها پاسخ داده شده است. پیشنهاد میکنم مصاحبه مفصل شهید باقری در این رابطه را بخوانند. رهبری فرمودند امام از سر اجبار آتشبس را پذیرفتند، اما نه اینکه این اجبار ناشی از خدعه مسئولین باشد، بلکه ناشی از شرایط کشور در آن سال و حکم مصلحت و عقل بود.
بگذریم، مباحث مهمتری هم هست.
خطای دوم
در ادامه، شیخ اسماعیل در نقد شروطی که پرستیوی منتشر کرده، نوشتهاند که چرا میخواهید با این شروط جنگ را پایان دهید. پاسخ ساده این است که دقت نکردهاند این شروط آغاز مذاکره است نه شروط پایان جنگ. عجیب است چنین خطای فاحشی که ظاهراً بهانه اصلی نوشتن متن است.
خطای سوم
نوشتهاند "احساس می کنم" مسئولین دنبال مذاکرهاند. احساس؟ عجب
دقیقاً کدام مسئول دنبال مذاکره است؟ یکی را نام ببرند. موضع قالیباف یا دولت؟ متن عراقچی را خواندهاند؟ متن سخنگوی دولت را ندیدهاند؟
نکند شیخ رمضانی عزیز، میان صداقت مسئولین جمهوری اسلامی و دروغبافیهای ترامپ، به ترامپ اعتماد کردهاند؟
مگر با "احساس" می شود چنین حکم عجیبی داد؟
خطای چهارم
احتمالاً برخی اخبار واسطهها درباره انتقال پیام را دیدهاند و تصور کردهاند مذاکره است. رد و بدل کردن پیام که اسمش مذاکره نیست. بالاخره چگونه باید به دشمن بگوییم مذاکره نمیکنیم یا شروطمان چیست؟
خطای پنجم
در انتها نوشتهاند برای این مشکل، از دست هیچکس کاری برنمیآید جز مردم.
واقعیت این است که کل متن را برای همین بخش نوشتم، چون خطایی بسیار فاحش است.
چگونه ممکن است با این همه شواهد این روزها از یکدلی، همدلی و انسجام آشکار، باز هم به دنبال دوگانهسازی میان مردم و حاکمیت باشیم؟ مگر حاکمیت ما غیر از مردم است؟ چگونه از آثار سوء این نگاه غافل میمانیم؟ چگونه به فرامتن چنین خطایی که بهعنوان راهحل ارائه شده، بیاعتنا هستیم؟
از کدام حاکمیت حرف میزنیم؟ کدام مسئول؟
اجازه ندهید فهرست کنم تکتک کسانی را که امروز در میان ما نیستند و با همین حرفهای غیرمنصفانه و دور از واقع، خائن، مصلحتاندیش، کندکننده مسیر رهبری، مقابل ولایت و عافیتطلب خوانده شدند و امروز چیزی جز شرمندگی از آن باقی نمانده است.
آخر چطور ممکن است که یک متن پر از خطا را تنها به واسطه "یک احساس" بنویسم؟
اگر اثر تخریبی متن شما را در شرایط جنگی نمیدیدم، این نقد را نمینوشتم. اما خدا میداند ضرر این حرفها و ایجاد انشقاق میان مؤمنین و تقابل میان مردم و حاکمیت را خیلی عمیق میدانم، خیلی. نگرانی درباره این خطای فاحش حتماً بیش از نگرانی درباره مذاکره و غیره است.
دوستدار حقیقی شیخ عزیزمان.
نظر شما