همشهری آنلاین: مرگ دووال از طریق بیانیهای از همسرش، لوچیانا دووال، در فیسبوک اعلام شد: «دیروز با همسر عزیزم، دوست گرامی و یکی از بزرگترین بازیگران زمانهمان خداحافظی کردیم»، او نوشت. «باب به آرامی در خانه و در میان عشق و آسایش درگذشت. برای جهان، او یک بازیگر برنده اسکار، کارگردان و داستانگو بود. برای من، او همه چیز بود.»
او ادامه داد: «اشتیاق او برای هنر بازیگری با عشق عمیقش به شخصیتها، یک غذای خوب و برپا کردن صحنه همراه بود. برای هر یک از نقشهای فراوانش، باب همه چیز را برای شخصیتها و برای حقیقت روح انسانی که نمایندگی میکردند ارائه داد. با این کار، چیزی پایدار و فراموشنشدنی برای همه ما به جا گذاشت. از شما برای سالها حمایتی که از باب نشان دادید و برای فراهم کردن این زمان و حریم خصوصی جهت جشن گرفتن خاطراتی که به جا گذاشت، سپاسگزاریم.»
دووال با طبیعتگرایی زمخت خود، سبک بازیگری یک نسل را تعریف کرد که شامل رابرت دنیرو، داستین هافمن و جین هکمن بود. اگرچه او هرگز به اندازه دنیرو ستاره نبود، اما توانایی بدون تکلف او در کامل درآوردن شخصیتهایش باعث احترام همکاران و منتقدان شد. همانطور که فرانسیس فورد کوپولا یک بار به نیویورک تایمز گفت، در نقطهای «تشخیص تفاوت بین بازیگران اصلی و بازیگران بزرگ شخصیتمحور دشوار است.» او بازیگری بود که برای همکارانش نمونه بود، هفت بار نامزد اسکار شد و در عین حال در آثار تلویزیونی مانند «کبوتر تنها» و «رد پای شکسته» درخشید و مجموعاً پنج نامزدی امی دریافت کرد و دو بار برنده شد.
نخستین نقش بزرگ او در سینما، و یکی از بهیادماندنیترین نقشهایش، نقش ترسناک بو رادلی در «کشتن مرغ مقلد» در سال ۱۹۶۲ بود. اگرچه شروعی قدرتمند داشت، اما مسیر حرفهای او کمی زمان برد تا تثبیت شود؛ تا میانه دهه ۱۹۷۰، دووال تواناییهایش در بازیگری شخصیتمحور را با حضور در نقشهای بزرگتر ترکیب کرد.
در سال ۱۹۶۹، او با کارگردان جوان فرانسیس فورد کوپولا در درام صمیمی «مردمان باران» همکاری کرد و سال بعد نقش جذاب فرانک برنز در «ماس» اثر رابرت آلتمن را گرفت. او همچنین در فیلم تجربی جورج لوکاس «THX ۱۱۳۸» بازی کرد و کارهای جالبی در تئاتر نیز انجام میداد. اما فیلمی که مسیر حرفهای او را تغییر داد، «پدرخوانده» در سال ۱۹۷۲ بود، جایی که او نقش صبور و زیرک مشاور تام هیگن را بازی کرد و برای اولین بار نامزد اسکار شد. او نقش هیگن را در «پدرخوانده: قسمت دوم» در سال ۱۹۷۴ تکرار کرد. او همچنین در «مکالمه» کوپولا و در نقش دکتر واتسون در «راهحل هفت درصد» اثر هربرت راس ظاهر شد.
در سال ۱۹۷۶، او نقش بهیادماندنی یک مدیر تلویزیون بیرحم را در «شبکه» ایفا کرد و سه سال بعد، به عنوان سرهنگ کیلگور در «اینک آخرالزمان»، جمله مشهور «عاشق بوی ناپالم سر صبحم» را گفت و برای بار دوم نامزد اسکار شد. در سال ۱۹۷۷، او و اولو گراسبارد نمایشی از «گاو آمریکایی» دیوید ممت را به برادوی آوردند و بازخوردهای مختلط دریافت کردند. همان سال، او مستندی روستایی به نام «ما جت ست نیستیم» ساخت و اوایل دهه ۱۹۸۰، فیلم کوچک و دقیق «آنجلو، عشق من» را کارگردانی کرد. اما تا زمانی که در «سانتینی بزرگ» نقش شخصیت اصلی، یک پدر پرخاشگر و نظامی، را بازی نکرد، اعتبار بازیگر نقش اول سینما را کسب نکرد و در سال ۱۹۸۰ برای آن نامزد اسکار بهترین بازیگر شد. سال بعد، در جشنواره ونیز در کنار رابرت دنیرو در «اعترافات واقعی» مورد تحسین قرار گرفت. سپس، در سال ۱۹۸۴، بازی آرام و دقیق او در «بخششهای محبتآمیز»، نوشته هورتون فوت و کارگردانی بروس برسفورد، جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را برای او به ارمغان آورد. پس از آن، او اغلب برای نقشهای فرعی یا مشترک سرصفحه دریافت میکرد، مانند «طبیعی»، «رنگها»، «روزهای تندر»، «رز سرگردان»، «جرونیمو: یک افسانه آمریکایی» و «تاثیر عمیق».
دووال توجه زیادی به فیلم «فرستاده» در سال ۱۹۹۷ جلب کرد، فیلمی که خودش کارگردانی و نقش اصلی آن را ایفا کرد. او برای نقش واعظ زننده تگزاسی که پس از انجام یک عمل خشونتآمیز مجبور است دوباره شروع کند، نامزد اسکار شد. در جوایز مستقل، «فرستاده» بهترین فیلم و دو نامزدی برای دووال به عنوان بازیگر و کارگردان دریافت کرد. سال بعد، او برای نقش یک وکیل نابغه و عجیب در درام دادگاهی «یک اقدام مدنی» نامزد اسکار شد.
دیگر آثار او شامل فیلم اکشن «سرقت در شصت ثانیه» با نیکلاس کیج و علمی–تخیلی «روز ششم» با آرنولد شوارتزنگر، فیلم ورزشی «شانس برای پیروزی» که در آن لهجه اسکاتلندی اجرا کرد، و درام گروگانگیری «جان کیو» بودند. دووال فیلم رازآلود «ترانگو ترور» در سال ۲۰۰۳ را نوشت، کارگردانی و بازی کرد، دربارهٔ آدمکش وسواسی که به آرژانتین فرستاده و با یک رقاص درگیر میشود. او به ژانر وسترن در فیلم «چشمانداز باز» کوین کاستنر در سال ۲۰۰۳ بازگشت، سپس ژنرال رابرت ای. لی را در «خدایان و ژنرالها» بازی کرد و در «شیران دستدوم» نقش داشت، فیلمی کوچک که در آن با مایکل کین به عنوان عموهای عجیب و غریب یک نوجوان بازی میکرد. دووال نقش پلیس خشن را در «ما مالک شب هستیم» بازی کرد، اما در نقشهای کوتاه در «چهار کریسمس» و طنز ۲۰۰۵ «متشکرم که سیگار میکشید» شخصیتهای خشن خود را مسخره کرد.
او با نزدیک شدن به هشتاد سالگی ار رمق نیفتاد: در سال ۲۰۰۹ در «جاده» جان هیلکوت ظاهر شد؛ در فیلم کوچک اما محبوب «گت لو» نقش مردی گوشهگیر با ریش را بازی کرد که به قول راجر ایبرت «چشمان زیرک و بازیگوشی دارد» و در «دل دیوانه» نقش کوتاه بازی و تهیهکنندگی کرد که بسیاری را به یاد «بخششهای محبتآمیز» میانداخت.
دووال با نویسنده «کبوتر تنها» بیل ویتلیف برای «شبی در مکزیک قدیم» در ۲۰۱۴ همکاری کرد و همان سال در «قاضی» نقش قاضیای را بازی کرد که به قتل تصادفی متهم بود و پسرش (رابرت داونی جونیور) از او دفاع میکرد. به گفته ورایتی، فیلم «بر یک حرکت ساده اما الهامبخش در انتخاب بازیگر متمرکز است، و شخصیت شناسی دووال را در مقابل زیرکی داونی قرار میدهد و فرصتهای فراوانی برای هر دو فراهم میکند.» دووال برای این فیلم هفتمین نامزدی اسکار خود را دریافت کرد.
در سال ۲۰۱۵، اولین تلاش کارگردانی او از زمان «ترانگو ترور» در سال ۲۰۰۲، فیلم مستقل جاهطلبانه «اسبهای وحشی» در SXSW به نمایش درآمد. یکی از آخرین نقشهای او در سینما، «چشم آبی کمرنگ» اسکات کوپر در سال ۲۰۲۲ بود.
دووال در سن دیگو متولد شد، پسر یک دریاسالار نیروی دریایی بود و در بخشهای مختلف کشور، به ویژه انیپولیس، محل آکادمی نیروی دریایی آمریکا بزرگ شد. والدین و معلمانش او را تشویق کردند تا درام بخواند. پس از فارغالتحصیلی از کالج پرینسیپیا و تکمیل خدمت نظامی، زیر نظر سانفورد میزنر در نیبرهود پلیهاوس نیویورک تحصیل کرد. او با دوستانی مانند رابرت مورز، هکمن و هافمن وقت میگذراند. اجرای یکشبۀ «نمایی از پل» اثر آرتور میلر در ۱۹۵۷ به کارگردانی گراسبارد باعث شد او در تلویزیون در «شهر برهنه» و مهمان برنامههایی مانند «مدافعان»، «تئاتر آرمسترانگ» و «افبیآی» ظاهر شود.
در دهه ۱۹۶۰، حتی پس از موفقیت بزرگ «کشتن مرغ مقلد»، او در نقشهای شخصیتمحور در فیلمهایی مانند «کاپیتان نیومن»، «تعقیب»، «کارآگاه»، «شهامت واقعی» و «بولیت» ظاهر شد و در وسترنهایی مانند «قانونگذار»، «تهاجم بزرگ نورثفیلد مینهسوتا» و «جو کید» حضور داشت. او همچنین در تئاتر در نمایشهایی مانند «حرفه خانم وارن»، «با نام حقیقی من صدا کن»، «روزها و شبهای بیبی فنسترماکر» و اجرای کامل آف برادوی «نمایی از پل» در ۱۹۶۵ با بازی مشترک جان وویت و سوزان آنسپچ حضور داشت. در دهه ۱۹۷۰، درامهای جنایی شهری نیز یکی از زمینههای اصلی او بود، از جمله «نشان ۳۷۳»، «فرار» و «الیت قاتل» اثر سم پکینپا.
تلویزیون گاهی نقشهای جذاب و کامل ارائه میداد. در سال ۱۹۷۹، او در فیلم تلویزیونی «آیک» نقش ژنرال دوایت دی. آیزنهاور را بازی کرد. ده سال بعد، در مینیسری CBS «کبوتر تنها» بازی کرد و نامزد امی شد. او نقش دیکتاتور شوروی را در فیلم HBO «استالین» در ۱۹۹۲ بازی کرد و نامزد دوم امی شد. در ۱۹۹۷، برای نقش نازی در «مردی که آیشمان را گرفت» نامزد امی شد؛ و در ۲۰۰۶، نقش اصلی و تهیهکنندگی مینیسری «رد پای شکسته» را بر عهده داشت که موفقیت آن AMC را به عنوان تولیدکننده محتوای اصلی معرفی کرد و دووال دو امی دریافت کرد، یکی برای بازیگری و دیگری، مشترک با سایر تهیهکنندگان، برای مینیسری برجسته. برای HBO، در فیلم تلویزیونی ۲۰۱۲ «همینگوی و گلهرن» نقش ژنرال روسی را بازی کرد.
نظر شما