به گزارش همشهری آنلاین، جوانی که به اتهام قتل پدرش تحت تعقیب پلیس آگاهی مشهد قرار داشت، پنجشنبه گذشته خود را به پلیس آگاهی معرفی کرد و در اعترافی عجیب گفت: «حدود ۳۲ سال قبل، زمانی که کودکی خردسال بودم، در مشهد زندگی میکردیم. آن زمان پدرم به خاطر درگیری و پرخاشگریهایی که داشت، مادرم را به قتل رساند و جسد او را درون چاه حیاط منزل انداخت.
در آن سن و سال نمی فهمیدم چه بلایی سرمان آمده و سرنوشتمان چه میشود، تا اینکه یک هفته بعد پلیس وارد ماجرا شد و پدرم را به زندان بردند. از آن روز به بعد سختیها و فلاکتهای تلخ ما هم شروع شد چراکه هیچکس از ما مراقبت نمیکرد و به همین دلیل هم من و برادرانم را تحویل بهزیستی دادند.
- پایان خونین دستدرازی به پسر نوجوان
- درخواست مرد اعدامی از قاضی دادگاهش
- روایت هولناک پدر ملیکا از قتل او | این مرد را ملأعام اعدام کنید
سالها گذشت و ما در بهزیستی رشد کردیم. وقتی به سن قانونی رسیدیم، به دادگاه رفتیم و با اعلام گذشت ما، پدرم از زندان آزاد شد و به زندگی خود در همین منزل خیابان مجد ادامه داد. اما من و برادرانم به اصفهان رفتیم و در آنجا زندگی جدیدی را آغاز کردیم و گاهی برای دیدن پدرمان به مشهد میآمدیم.
در آخرین سفر ما به مشهد، برادر بزرگترم برای انجام کاری به بیرون از خانه رفت و من و پدرم تنها ماندیم. در حالی که با یکدیگر صحبت میکردیم، ناگهان پدرم موضوع قتل مادرم را به میان کشید و گفت مادرت حقش بود که او را کشتم!
این جمله برایم خیلی سنگین بود به طوری که من هم پاسخش را با عصبانیت دادم و به همین خاطر با یکدیگر درگیر شدیم. در همان حالت خشم ناگهان چماقی را برداشتم و به سرش کوبیدم. زمانی که متوجه شدم دیگر نفس نمیکشد، موزاییکهای سر چاه منزل را برداشتم و پیکر بیجان پدرم را کشانکشان به داخل حیاط بردم و درون همان چاهی انداختم که ۳۲ سال قبل مادرم را داخل آن انداخته بود. بعد هم ماجرای قتل پدرم را برای برادرانم بازگو کردم و به این نتیجه رسیدیم که خودم را به پلیس مشهد معرفی کنم.»
با دستور ویژه سرهنگ جواد بیگی رئیس پلیس آگاهی مشهد بررسیهای تخصصی کارآگاهان اداره جنایی برای کشف ابعاد تکاندهنده این جنایت هولناک در حالی ادامه دارد که جسد پیرمرد ۷۵ ساله هفته گذشته از چاه منزل مذکور در حضور قاضی وحید خاکشور بازپرس ویژه قتل عمد مشهد بیرون کشیده شد و با دستورهای محرمانه مقام قضایی تحقیقات در این باره ادامه یافت.
نظر شما