همشهریآنلاین - علیاصغر درویش | نیمفصل اول بیست و پنجمین دوره لیگ برتر با صدرنشینی سپاهان و تعقیب جدی پرسپولیس و استقلال به پایان رسید، اما این پایان یک نیمه، فراتر از یک رقابت صرف در جدول است. روند سینوسی نتایج، کاهش محسوس کیفیت فنی بازیها و از همه مهمتر، افت فاحش زیرساختها و غلبه تفکر “گل نخوردن” بر جذابیت فوتبال، نگرانیهایی جدی را به همراه داشته است. در گفتوگوی اختصاصی با فرزاد آشوبی، ستاره سابق آبی و قرمز، به بررسی عمیق این چالشها و همچنین درخشش تیمهای شگفتیساز لیگ پرداختهایم تا ببینیم چشمانداز فوتبال ایران در این برهه حساس چگونه است.
برای تحلیل نیمصل نخست لیگ برتر با فرزاد آشوبی ستاره سابق تیمهای استقلال و پرسپولیس گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
نیم فصل لیگ برتر به پایان رسید و روند بازیها به شکلی بود که هم بازیهای امیدوارکننده را شاهد بودیم و هم بازیهایی را که آن چرخه مطلوب و جذاب فوتبالی را به همراه نداشت. من معتقدم باید لیگ را به دوبخش تقسیم کنیم یعنی تیمهایی که به لحاظ کیفی سطح بالاتری دارند و تیمهایی که با از بین بردن جذابیت بازی و کسب نتیجه احتمالی به نوعی درصدد امتیازگیری از این رقبا هستند.
عامل پنهان افت کیفی
یک موضوع مهمی که در این فصل بیش از فوصل گذشته خیلی به چشم آمد افت فاحش و بزرگ زیرساختها و سختافزاری فوتبال ما بود. منظور من ورزشگاهها و زمینهایی است که مسابقات در آنها انجام میشود به ویژه تیمهای بزرگ و پرهوادار ما مثل پرسپولیس از این امتیاز بزرگ و فاکتوری که خیلی کمک کننده است باتوجه سبک و فلسفهای از فوتبال که ارائه میدهند، محروم شدند و میتوانیم یکی از دلایل افت کیفی نیز همین فاکتور بوده است.
فقر گلزنی و سایه سنگین بازی بسته
متاسفانه کماکان تفکر غالب در فوتبال ما گل نخوردن است، البته قابل توجه و احترام بوده اما اینکه به این شدت فقر گلزنی را احساس میکنیم و میبینیم اصلا پیامد خوبی ندارد پیامدی که در سالهای اخیر به ویژه تیمهای ایرانی را در بازیهای آسیایی و برونمرزی دچار مشکل کرده است. متاسفانه دورنمای مثبت بزرگی قابل مشاهده نیست، امیدوارم این فضا تغییر کند، نگرشها متفاوت باشد. بازی بسته و دفاعی به خودی خود کاملا پذیرفته و مقبول است به ویژه برای تیمهایی که قابلیت رقابت کامل و مستقیم را با رقبای قویتر از خود ندارند اما اینکه به تک لحظهها و خلاقیت آنی بازیکنها دل خوش کنیم، نمیتواند موجب پیشرفت فوتبال ما باشد و در واقع من خودم روی این لیگی که انجام میشود، پنجاه پنجاه هستم.
قهرمانان گمنام و عملکرد فراتر از انتظار
در مسابقاتی که تا پایان نیمفصل مشاهده کردیم تیمهایی بودند که شاید به لحاظ پشتوانه مالی شرایط خیلی ویژه و بزرگی نداشتند اما به لحاظ عملکرد و نتیجهگیری کاملا سطح خوبی را از خودشان نشان دادند، ازجمله خیبر خرم آباد، فجرسپاسی شیراز حتی چادرملو به نظر من تیمهایی بودند که فراتر از آنچه که انتظار میرفت ظاهر شدند و این میتواند پیامد خوبی برای فوتبال ما باشد، تیمهایی که برای خود فوتبال هم ارزش قائلند و با تمام کمبود و کاستیها به ویژه در بخش داشتن بازیکن و بعد مالی عملکرد خوبی از خودشان نشان دادند.
چشمانداز مبهم
تیمهای قابل احترام داشتیم، تیمی مثل گل گهر هم عملکرد خیلی خوبی داشت و آنها با مهدی تارتار رتبه خوبی تا اینجا در جدول به دست آوردند، ملوان کاملا تیم قابل احترامی است ولی در مجموع انتظار بیش از اینها است. وقتی ما قیاس کنیم و شرایط را مقداری بزرگتر از فوتبال خودمان درنظر بگیریم و بسنجیم، واقعیت این است که با استانداردهای امروزی فاصله معنادار و برزگی داریم اما حداقل میتوانیم به این شکل هم نگاه کنیم که چرخه جدید مربیها خون تازهای را به فوتبال ما وارد میکند، شاید گذر زمان این فرآیند را تسریع کند و شکل بهتری را به آن ببخشد اما در حال حاضر کماکان معتقدم که دورنمای بزرگ و مثبتی دیده نمیشود به ویژه اینکه در مبحث ساختن بازیکنها، یافتن استعدادها و پرورش آنها نقیصه و گپهای خیلی بزرگی را شاهد هستیم.
نظر شما