به گزارش همشهریآنلاین، نشریه «فارن افرز» در گزارشی با تشریح اینکه استثنا بودن رژیم صهیونیستی در رابطه با آمریکا خاتمه یافته است، نوشت: بازتعریف رابطه آمریکا و اسرائیل میتواند هم ابزار بازدارندگی مؤثرتری در برابر الحاق کرانه باختری فراهم کند و هم مسیری برای جلوگیری از برنامه هستهای ایران بگشاید؛ مشروط بر آنکه اتحاد آمریکا و اسرائیل از حالت «استثنایی و غیرپاسخگو» خارج شود.
نشریه «فارن افرز» گزارشی تفصیلی را با عنوان «پایان استثنا بودن اسرائیل؛ پارادایمی جدید برای سیاست آمریکا» منتشر کرده که در چهارمین و آخرین شماره آن آمده است:
واشنگتن باید اصرار کند که آمریکا و [رژیم] اسرائیل از مداخله در سیاستهای انتخاباتی و جناحیِ یکدیگر خودداری کنند. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل بارها برای پیشبرد دستور کار خود وارد سیاست داخلی آمریکا شده است؛ برای نمونه، در سال ۲۰۱۲ عملاً هرچند نه بهطور رسمی از نامزد جمهوریخواهان، میت رامنی، برای ریاستجمهوری حمایت کرد و در سال ۲۰۱۵ نیز به دعوت اعضای جمهوریخواه، در جلسه مشترک کنگره سخنرانی کرد تا توافق هستهای ایران را تخطئه کند. دولتهای آمریکا نیز وارد سیاست داخلی اسرائیل شدهاند، اما با فراوانی کمتر؛ شاخصترین نمونه آن تلاش دولت بیل کلینتون برای تقویت رقیب نتانیاهو در انتخابات نخستوزیری ۱۹۹۶، یعنی شیمون پرز، بود؛ زمانی که کمی پیش از رأیگیری اسرائیلیها، او را به کاخ سفید دعوت کردند.
مداخله حزبی اسرائیل در سیاست آمریکا و فرسایش اتحاد دوجانبه
مشکل این نیست که یک دولت (رژیم صهیونیستی) درباره اقدامات دولت دیگر نظر بدهد یا با سیاستمداران و مقامهای اپوزیسیون دیدار کند؛ مشکل این است که چنین کاری با قصد تقویت یک حزب مشخص انجام شود. هیچ دولت آمریکایی از هیچ شریک دیگری، نوع مداخله آشکاری را که اسرائیل انجام داده تحمل نمیکند. چنین رفتاری با روح همکاریای که باید میان متحدان برقرار باشد سازگار نیست. و در مورد رابطه آمریکا و اسرائیل، این روند به هر دو آسیب زده است. جانبداری آشکار نتانیاهو از جمهوریخواهان نهتنها به او امکان داده سیاستهایی را که اکثریت آمریکاییها از آن حمایت میکنند تضعیف کند، بلکه به کاهش حمایت دموکراتها از اسرائیل نیز کمک کرده است. یک رابطه دیپلماتیک عادیتر نمیتواند پیش برود اگر یکی از کشورها نقش «عامل سیاسی حزبی» را بازی کند.
عادیسازی رابطه؛ بدون تضعیف همکاری و بدون نادیدهگرفتن مسئولیتها
عادیسازی رابطه آمریکا و اسرائیل نه میتواند و نه باید همکاری دو طرف را در حوزههای اطلاعاتی، فناوری و تجارت مختل کند؛ همانطور که نباید سیاستمداران فلسطینی را از مسئولیت اصلاح تشکیلات خودگردان فلسطین مبرا کند یا حماس را از تقصیر خود در ۷ اکتبر تبرئه نماید. اما این عادیسازی میتواند مسیر را برای نتایج سیاستی بهتر هموار کند.
نخست اینکه آمریکا در موقعیت قویتری قرار میگیرد تا از الحاق کرانه باختری توسط اسرائیل جلوگیری کند؛ اقدامی که هم با منافع آمریکا ناسازگار است و هم با حقوق فلسطینیان. یک گفتوگوی پیشدستانه باید تعریف آمریکا از «الحاق» را روشن کند و مشخص سازد واشنگتن در صورت اقدام اسرائیل چه واکنشی نشان خواهد داد. تفاهمی مشترک مبنی بر اینکه واشنگتن بهطور جدی گزینههای سیاستی سختگیرانهتر ــ مانند توبیخ علنی یا کسر از حساب کمکهای نظامی اسرائیل ــ را بررسی خواهد کرد، میتواند به بازدارندگی از الحاق کمک کند.
در همین حال، تعلیق کمک نظامی به واحدهای ارتش اسرائیل که در ساخت شهرکهای کرانه باختری مشارکت میکنند، نشاندهنده تعهد آمریکا به رعایت حقوق بینالملل خواهد بود؛ حقوقی که اقدام اسرائیل را برای اسکان جمعیت غیرنظامی خود در سرزمینی که اشغال کرده است، ممنوع میکند. در مجموع، اگر رابطه اسرائیل با آمریکا عادیتر باشد، هزینه الحاق کرانه باختری برای اسرائیل بیشتر میشود و احتمال اقدام به چنین کاری کاهش مییابد.
عادیسازی رابطه بهمثابه اهرم مهار برنامه هستهای ایران
یک رابطه عادیتر میان آمریکا و اسرائیل همچنین میتواند زمینه تلاش مشترک و پایدارتر برای جلوگیری از برنامه هستهای ایران را فراهم کند. اگر واشنگتن بتواند موافقت اسرائیل را برای خودداری از برخی انواع اقدام نظامی جلب کند در ازای تعهد به اینکه اگر ایران از آستانهای توافقشده عبور کند، آمریکا در پاسخ نظامی به اسرائیل خواهد پیوست، شاید از سرگیری مذاکرات هستهای با ایران ممکن شود. «مشروطسازی» میتواند در این سیاست نقشی سازنده ایفا کند: واشنگتن میتواند در صورت حمله اسرائیل بدون تأیید آمریکا، فروش سلاح را متوقف کند؛ یا اگر ایران برنامه هستهای یا موشکهای بالستیک خود را دوباره احیا کرد، وعده کمک اضافی به دفاع موشکی اسرائیل بدهد. حتی ممکن است ایجاد حمایت دوحزبی در آمریکا برای اقدام تهاجمی علیه ایران آسانتر شود، اگر اسرائیل از مداخله در مناظرات سیاسی داخلی آمریکا درباره این موضوع خودداری کند.
هزینههای حمایت بیقیدوشرط و ضرورت گذار از اتحاد خودویرانگر
دههها حمایت بیقیدوشرط آمریکا از اسرائیل، بهجای پیشبرد صلح و ثبات در خاورمیانه، آنها را تضعیف کرده است. فلسطینیان قربانی اصلی این ناکامیها بودهاند، اما آمریکا و اسرائیل نیز هزینه پرداختهاند. و تا زمانی که مشکل بنیادین در رابطه دوجانبه حل نشود، این هزینهها فقط بیشتر خواهد شد. اگر قرار است این رابطه دوام بیاورد، آمریکا و اسرائیل باید خود را با شرایط جدید تطبیق دهند و از همکاریای «استثنایی اما خودویرانگر» به سوی رابطهای عادیتر گذار کنند؛ رابطهای که همچنان میتواند مبنای یک اتحاد باشد.
مانعهای سیاسی بازتنظیم رابطه در عصر ترامپ و نتانیاهو
تا زمانی که ترامپ در دفتر بیضی است و نتانیاهو و ائتلاف افراطی او سکان این رابطه را در دست دارند، بعید است واشنگتن بهطور کامل به یک رویکرد جدیدِ منسجم و نهادینه متعهد شود. با این حال، هنوز برای آغاز بررسی اینکه چه چیزهایی غلط پیش رفته است و چگونه باید اصلاح شود دیر نیست. اگر فرصت بعدی برای بازتنظیم این رابطه هرچه آسیبپذیرترِ آمریکا و اسرائیل از دست برود، نتیجه آن به زیان آمریکاییها، اسرائیلیها و فلسطینیها خواهد بود.
نظر شما