همشهری آنلاین: یافتههای باستانشناسی و شواهد توپوگرافیکی و اقلیمی، مؤید آن است که زمینهای واقع میان ارتفاعات توچال در شمال تهران و چشمهعلی در شهرری، در اعصار پیش از تاریخ هم خالی از سکنه نبوده است.
این شهر نه فقط یک پایتخت سیاسی و اقتصادی، بلکه یک بومسازگان شهری منحصر به فرد است که در آن مرزهای سنتی میان زیستگاههای طبیعی کوهستان و فضاهای شهری به تدریج محو شده است.
همسایگی مستقیم با پارکهای ملی نظیر خجیر و سرخهحصار که روزگاری شکارگاههای سلطنتی بودند و یا چسبیدگی تهران به کوهستان، این شهر را به محلی تبدیل کرده است که حیات وحش، علیرغم فشار توسعه و افزایش جمعیت همچنان در آن حضور فعال دارد. تهران جزئی از فلات حاصلخیز مرکزی ایران است و اهمیت زیستمحیطی خاصی دارد. جلگه ری و کوهستان شمالی و شرقی مشرف به آن موسوم به قصران، یکی از مهمترین محدودههای اسکان در ناحیه فلات مرکزی ایران است که امروزه جزئی از حوزه شهر تهران را تشکیل میدهد. مشاهدات تاریخی نشان میدهد که گونههای بومی سازگار شده و گونههایی که از مسیرهای مهاجرت عبور میکنند از گذشته های دور در این بوم سازگان دیده شده اند و این چیز غریبی نیست، اما شدت و دفعات مشاهده بعضی گونهها در دهههای اخیر افزایش یافته است.
پستانداران کوچک مانند روباه قرمز و در بعضی مواقع شغال طلایی که به طور فزایندهای در حاشیه شهر و پارکهای بزرگ دیده میشوند و پرندگان که شهر تهران به عنوان مسیر مهمی برای مهاجرت آنها است از این نمونه است. همچنین گونههایی مانند کلاغ و کبوتر و در سالهای اخیر طوطی سبز، بلبل خرما و مرغ مینا گونههای غیربومی هستند که دیگر بومی شدهاند و به دلیل سازگاری بالا با منابع غذایی انسانی در همه جا حضور دارند. مشاهده یا عدم مشاهده حیات وحش در بافت شهری تهران نتیجه فشارهای محیطی در زیستگاههای اصلی و هم زمان جاذبههای خاص محیط شهری است.
تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آب و غذایی طبیعی در دامنههای البرز، گسترش بیرویه شهرسازی، ساخت و ساز و احداث جادهها در حریم کوهستان، فضای کافی برای زندگی و شکار حیوانات را از بین برده، حیوانات را مجبور به مهاجرت به سمت منابع پایدارتر میکند. کاهش ریسک شکار نشدن توسط شکارچیان طبیعی و سازگاری رفتاری با محیط های شهری و همینطور وجود پسماندهای شهری، زبالههای رهاشده و غذای اضافی فراهمشده توسط شهروندان، منبع غذایی دائمی، قابل دسترستری برای روباهها، شغالها و پرندگان فراهم میکند.

همیشه حضور گونههای مختلف حیات وحش، صرفا یک چالش مدیریتی نیست، بلکه میتواند مزایای زیستی و اجتماعی قابل توجهی به همراه داشته باشد که کنترل آفات و تنظیم جمعیت جوندگان موذی از آن دسته اند اما از سوی دیگر با نگاه کردن به این مقوله از نگاه زیست شناسی میتوان ارزشهای اجتماعی و آموزشی برای آموزش مستقیم شهروندان به ویژه کودکان، درباره بومشناسی و اهمیت تنوعزیستی و ارتباط با طبیعت و بهبود کیفیت روانی زندگی شهری را تقویت میکند.
اینکه حضور حیاتوحش در زندگی شهری از نگاه اکولوژیک نیاز است موضوعی غیرقابل تردید است اما تعارض بین زندگی انسان و حیوان در محیطهای شهری قطعا اجتنابناپذیر است و نیاز به مدیریت دقیق دارد؛ تا جایی که حضور بیش از حد و کنترل نشده میتواند ایمنی عمومی و همینطور خطرات انتقال بیماری های مشترک مانند هاری را افزایش دهد.
یکی از بزرگترین چالشها، نوع رفتار شهروندان با حیات وحش است. قطعا غذادهی به گونهها به ویژه حیاتوحش چه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم یک انتقاد جدی است چون باعث وابستگی حیات وحش به منابع غذایی انسانی، از بین رفتن ترس طبیعی و افزایش تعارضات میشود.
بهترین و سادهترین نوع همزیستی موفق در بومسازگان در شهری به نام تهران، نیازمند یک استراتژی چندوجهی و مشارکت فعال شهروندان است. حیاتوحش میتوانند در این شهر زندگی کنند اما نیاز به کاهش تولید پسماند، عدم غذادهی به حیاتوحش و نوع برخورد با گونه در مواجه حضوری است.
علاوه بر این، نقش دستگاههای تاثیرگذار در مدیریت شهری در حفاظت از گونهها را نباید کم تاثیر دانست زیرا نظارت دقیق بر جمعآوری پسماندها، مدیریت فضای سبز شهری و ساخت کریدورهای سبز برای جابجایی گونهها در بین پارکها، اجرای برنامههای بهداشتی برای کنترل جمعیت حیوانات ناقل بیماری و نظارت دقیق بر روند ساخت و سازها در حریم مناطق زیست این گونهها میتواند میزان تعارضات را در این موضوع به میزان بسیار زیادی کاهش دهد.
همزیستی پایدار با حیاتوحش شهری نیازمند درک این واقعیت است که تهران فقط یک شهر برای زیستگاه انسانها نیست، بلکه بخشی از یک بومسازگان بزرگتر است. این همزیستی فقط با درک متقابل، احترام به حریم طبیعی حیوانات و مسئولیتپذیری شهروندی، دستگاههای متولی مدیریت شهری و نحوه تعامل با طبیعت ممکن خواهد بود.
نظر شما