از آن روزی که با چشم گریان خودش را رساند به دزفول و گفت دلم طاقت نیاورد، این دوری زیاد طول نکشید و رفیقان دوباره به هم رسیدند.
The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393از آن روزی که با چشم گریان خودش را رساند به دزفول و گفت دلم طاقت نیاورد، این دوری زیاد طول نکشید و رفیقان دوباره به هم رسیدند.
نظر شما