محسن نجفی، نویسنده کتاب «لبخند ماه» که پیرامون زندگی شهید الیاس چگینی نوشته شده در گفت‌وگو با خبرنگار همشهری می‌گوید: «الیاس از غافلگیر کردن آدم‌ها  و شاد کردن آنها لذت می‌برد. البته همیشه از افراد برای شوخی‌هایش حلالیت می‌گرفت. علت انتخاب این نام برای کتاب هم روحیه شاد و روی خندان او بود.»

شهید چگینی

همشهری آنلاین - سرویس فرهنگی: محسن نجفی متولد سال۱۳۶۳، نویسنده و فعال فرهنگی است که تاکنون ۴اثر را به چاپ رسانده‌ است. شروع فعالیتش در عرصه نویسندگی از سال ۱۳۸۳ است. از جمله آثار او می‌توان به کتاب‌های «خیابان تبریز»، «مصطفی خوبی‌ها» و «روزهای عین خوش» اشاره کرده که همگی پیرامون شهدا نوشته شده‌ است. آخرین کتاب او لبخند ماه است که زندگینامه شهید مدافع حرم الیاس چگینی است و انتشارات روایت فتح آن را منتشر و روانه بازار کرده است. در سالروز شهادت الیاس چگینی در گفت‌وگو با نویسنده، زندگی شهید الیاس چگینی را مرور کردیم.

روایت شوخ‌طبعی‌های یک شهید

نویسنده کتاب لبخندماه در ابتدا درباره شهید چگینی می‌گوید: «شهید چگینی متولد روستای امیرآباد نو شهرستان بوئین‌زهرا از توابع قزوین بود و تنها شهیدی از این روستا محسوب می‌شود که همان ‌جا به‌دنیا آمده و زندگی می‌کرد. شهید الیاس چگینی بعد از گذراندن دوران سربازی وارد سپاه شد و در انتهای داستان زندگی‌اش سال ۱۳۹۴ در منطقه حلب سوریه به ‌شهادت رسید. شهید چگینی تنها شهید جاویدالاثر مدافع حرم استان قزوین است.»

شهید شوخ‌طبع

یکی از ویژگی‌های اخلاقی این شهید شوخ‌طبع بودن اوست که حتی نویسنده کتاب عنوان اثرش را هم براساس این خصلت شهید انتخاب کرده است. او درباره روحیه بشاش و شوخ‌طبعی شهید می‌گوید: «الیاس در یک خانواده مذهبی بزرگ شده است که روحیات جدی داشتند. با این حال او خیلی اهل مزاح و شوخی و شیطنت‌های خاص خودش بود. خنده‌رو، بذله‌گو، شوخ‌طبع، پرهیجان، پرهیاهو و در عین حال صاف و زلال است که شوخی‌ها و شلوغ‌کاری‌هایش تمامی ندارد، به‌طوری که از این ویژگی پررنگ او، همسایه و دوست و رفیق تا معلم و پدر و مادر و همسر بی‌بهره نمی‌مانند. البته همیشه برای شوخی‌هایش از افراد حلالیت می‌گرفت. بعد از خدمت سربازی وارد سپاه می‌شود و در چرخشی شگفت‌آور، دیگر آن آدم سابق در چشم همگان نیست. سربه‌زیر، متین، موقر و کم‌حرف می‌شود و برای دفاع از حرم و حریم بی‌بی زینب(ع) بی‌تاب.»

عنایت شهید، انگیزه‌ام را برای نگارش کتاب دوچندان کرد

نجفی درباره طرح اولیه و فرآیند نگارش کتاب لبخند ماه گفت: «تصمیم داشتم که به‌طور جدی‌تری در عرصه نویسندگی ورود کنم و البته به سبب علاقه‌ای که به شهید آوینی داشته و دارم، به همین‌ دلیل انتشارات روایت فتح را انتخاب کردم. در سایت انتشارات، ایده را ارسال کردم و پس از رفت‌وبرگشت‌هایی کتاب توسط این انتشارات به چاپ رسید.طرح اولیه کتاب لبخند ماه را در تابستان سال ۱۳۹۷ آغاز کردم که ارتباطی را با خانواده شهید ایجاد کرد اما بعد از مدتی نوشتن کتاب را متوقف کردم. طی اتفاقاتی متوجه عنایت و توجه شهید شدم و این امر جدیت من را برای نگارش کتاب دوچندان کرد. نوشتن این کتاب تقریبا یک‌سال طول کشید. در شب نیمه‌شعبان ۱۳۹۹ نگارش این کتاب را در قالب داستان آغاز کردم که سال ۱۴۰۱ به چاپ رسید.»

زاویه نگاهی متفاوت

نویسنده کتاب لبخند ماه در پاسخ به این سؤال که چرا زاویه دید متفاوتی را برای کتاب انتخاب کرده می‌گوید: «بعد از بررسی‌هایی درخصوص نحوه نگارش کتاب و با کمک گرفتن از تجربیات و مشاوره‌های دوستان نویسنده‌، به این‌جمع‌بندی رسیدم که بهتر است راوی داستان دانای کل باشد؛ چراکه روایت اول شخص محدودیت‌هایی را برای من ایجاد می‌کند و حتی می‌تواند اختلافاتی را در روایت نیز به همراه داشته ‌باشد. منابع اطلاعاتی من برای این کتاب، خانواده، همسر و تعدادی از همرزمان شهید بودند.»

روایت شوخ‌طبعی‌های یک شهید

تأثیر نوشتن برای شهدا

نویسنده این کتاب از تأثیر نگارش در حوزه شهدا می‌گوید:‌ «معتقدم نوشتن برای شهدا، نگرش آدم‌ها را به زندگی تغییر می‌دهد. هر کسی در این فضا ورود کند تحت‌تأثیر سلوک شهدا قرار گرفته و زندگی‌اش رنگ و بوی انقلابی، جهادی و ولایی می‌گیرد. نوشتن برای شهدا توکل آدم به خدا و توسلش را به انبیا بیشتر می‌کند و من خدا را شاکرم که در این زمینه قدم کوچکی برداشتم. از ابتدای کار نویسندگی برای شهیدان نیت کردم تا نوشتن هرکدام از این آثار را به یکی از چهارده معصوم(ع) تقدیم کنم و این‌کار را با توجه به سرنوشت، فضای زندگی و خلقیات آن شهید انجام دادم.»

چهارم آذر سال ۱۳۹۴ «حمید سیاهکالی مرادی»، «زکریا شیری» و «الیاس چگینی» در جنگ با گروه‌های تکفیری در سوریه شهید شدند. دوستان شهید چگینی از لحظه شهادت او چنین روایت کرده‌اند:«به‌خاطر شرایط بسیار سختی که در آن گرفتار شده بودیم به ساختمانی رفتیم، فرمانده پشتش را به نیروها کرد و گفت هرکس می‌خواهد جلو بیاید دستش را روی دستم بگذارد و الیاس دستش را گذاشت. به همراه الیاس به خط زدیم. بین ما و الیاس خمپاره‌ای اصابت کرد، اما الیاس همچنان پیش رفت تا اینکه خمپاره‌ای به نزدیکی‌اش خورد، اما چون آتش زیاد بود نتوانستیم از جای‌مان بلند شویم لذا پیکر شهید به همان صورت در منطقه ماند. بعد از آن چند نفر از نیروها خواستند پیکرش را بیاورند، اما موفق نشدند.»

روایت شوخ‌طبعی‌های یک شهید

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

«الیاس برای رفتن به سرکار قبل از اذان صبح بیدار می‌شود و از خانه بیرون می‌زند. کنار خیابان می‌ایستد تا سوار سرویس شود. یک کارتن کوچک با یک مهر را، که پیش‌تر لای دیوار کنار خانه اکرم گذاشته برمی‌دارد و نمازش را همان‌جا می‌خواند. نمی‌خواهد نماز اول وقت را به‌دلیل رفتن با سرویس از دست بدهد. اگر در خانه نمازش را بخواند، از سرویس جا می‌ماند.»

کد خبر 810428

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha