به گزارش همشهری آنلاین، گفتوگو با رضا عطاران کار سخت اما پرلطفی است. او میتواند بهسادگی و بدون اینکه هیچ کار خاصی انجام بدهد، شما را بخنداند. شاید همین ویژگیاش او را به یکی از محبوبترین بازیگران طنز سینما و تلویزیون تبدیل کرده تا جایی که حتی وقتی میخواهد جدی بازی کند باز هم تماشاگران میخندند. عطاران این روزها بیشتر از گذشته دغدغهی انتخابهایش را دارد. این فکر او را اذیت میکند که دیگر هیچوقت نتواند در نقشی جدی بازی کند.
عطاران بازی در ورود آقایان ممنوع را یکی از انتخابهای متفاوت خودش میداند و معتقد است شخصیتی مثل دبیر شیمی سادهلوح دبیرستان گلستان را تا امروز بازی نکرده بود و او را مثل هر نقش دیگری از بخشی از وجودش بیرون آورده. با او که چندان انتقاد و چالش را نمیپسندد، دربارهی بازیهایش، وضعیت فیلمهای طنز، تجربهی کارگردانی اولین فیلم سینماییاش و... به گفتوگو نشستیم.
این گفتوگو که در یک روز تابستانی سال ۱۳۹۰ با عطاران به بهانه اکران فیلم ورود آقایان ممنوع انجام شده توسط خودش اصلاح و اینطوری بخشی از حرفهای مهم او تغییر کرد.
معمولا فیلمهای کمدی در ایران خیلی دندانگیر از آب در نمیآید. شاید یک دلیلش ایدههای فیلمنامهنویسان باشد، شاید هم کار بد کارگردانها. اما آیا ممیزی و سانسور هم در ضعف این نوع فیلمها دخالت دارد؟
رضا عطاران: صددرصد. از تأثیر ممیزی، چه ممیزی دولتی و چه ممیزی مردمی و اعتراضی که اقشار مختلف به موضوعات مختلف میکنند، هم غافل نشوید. جزئیترین تأثیر این ممیزیها این است که نویسنده در درجهی اول دچار خودسانسوری میشود. وقتی میخواهی شروع به نوشتن کنی فکر میکنی خب، این را که نمیگذارند. در مرحلهی بعد هم کارگردان همین خودسانسوری را انجام میدهد. یعنی قبل از سانسور، خودمان بخش وسیعی از ممیزی را انجام میدهیم. این خودسانسوری خیلی روی کار تأثیر منفی میگذارد. بخش دیگر هم این است که مردم هم به این روال عادت میکنند و اگر یک چیز جدیدی ببینند، حتی اگر هیچ مورد منطقی هم نباشد و فقط تصویر بخشی از زندگی واقعی مردم باشد، یکدفعه عکسالعمل نشان میدهند. البته اینکه صنفها و شغلهای مختلف حساسیت نشان میدهند و مثلا اگر فیلمی دربارهی زندگی یک پرستار است کل جامعهی پرستاران اعتراض میکنند، به نظرم طبیعی است.
واقعا شما در قبال انتقاد از خودتان یا نشاندادن تصویر انتقادی از یک آدم سینمایی ناراحت میشوید؟
عطاران: به نظر من همه ناراحت میشوند. اگر به شما هم بگویند چه خبرنگار مزخرفی هستید خب، ناراحت میشوید.
نه، اگر از من انتقاد درست و قابلپذیرش بکنند ناراحت نمیشوم.
عطاران: نه، شما متوجه نمیشوید و قبول نمیکنید. همین الان به نظر شما خبرنگار بد و مزخرفی که من گفتم وجود ندارد!؟ قطعا وجود دارد. ولی خودش که قبول ندارد بیخود است.
بگذارید برگردیم سر بحث قبلی. سال پیش سال بسیار پرکاری در کارنامهی کاری شما بود و در پنج فیلم سینمایی بازی کردید. پیشتر هم درسال ۸۸ چهار کار سینمایی داشتید. این پرکاری به کیفیت بازیتان لطمه نمیزند؟
عطاران: قرار بوده که روی کیفیت کارم تأثیر نداشته باشد. اگر تأثیر گذاشته، عمدی نبوده، ببخشید!
اما نقش شما در فیلم ورود آقایان ممنوع از نوع فیلمهای سخیف نیست و انتقاد هم میکند. ویژگی این متن نسبت به اکثر کارهای طنز فعلی چیست که شما آن را کمنقصتر میدانید؟
عطاران: در درجهی اول تازگی سوژهی آن است. دیگر اینکه بسیار راحت و روان یک سوژهی ساده را بیان میکند و درعینحال در پسزمینه و تهِ قصه، ماجرایی وجود دارد که خوب و قابلتأمل است. یعنی قرار نبوده فقط بخنداند. در داستان ورود آقایان ممنوع یک نوع رقابت در جریان است؛ مثل رقابتی که بین استقلال و پرسپولیس وجود دارد. همین باعث میشود این رقابتی که بین زن و مرد در قصه جریان دارد کاملا بیننده را درگیر بکند. مخاطب اگر زن باشد، مرتب خودش را جای گروه زنان فیلم میگذارد و اگر مرد باشد خودش را جای مردان قصه قرار میدهد. این درگیری، تضاد موقعیت بسیار جالبی به وجود میآورد که بیننده نمیتواند حتی لحظهای از قصه را رها کند و تا آخر همراه داستان و اتفاقهای آن پیش میآید.
شما مدتی است نقش یک آدم سادهدل را بازی میکنید که معمولا حواسش به هیچچیز نیست ولی درعینحال هوش و حواسش سرجاست. در فیلم البته وجه سادهدلبودنش پررنگ شده. شما در این فیلم همان شخصیتی را که در فیلم هوو یا سریالهای خودتان ساختهاید ادامه دادهاید یا اینکه همهچیز را از اول شکل دادهاید؟
عطاران: من معمولا نقش آدمهای قالتاق، دزد و کلاهبردار را بازی میکنم. ولی خب، همهی ما بالاخره در همهی شرایط میتوانیم قرار بگیریم. من ممکن است حتی در شرایط ویژه در موقعیت قتل قرار بگیرم. شما میتوانید با همین تیپی که الان هستید دزدی کنید. آدمها در شرایط مختلف شخصیتها و رفتارهای متفاوت میتوانند از خودشان نشان بدهند. من هم آن بخشی را که مربوط به این نوع شخصیت میشود از درون خودم استخراج میکنم، پرورشش میدهم و بهش نزدیک میشوم و نهایتاً ازش استفاده میکنم. همانطور که آن بخش قالتاق و رند را برای نقشهای خلاف و کلاهبردار استفاده کردم.
یعنی شما فکر میکنید درون همهی ما ظرفیت هر شخصیتی وجود دارد؟
عطاران: دقیقا. حتی وقتی کسی بااطمینان میگوید مثلا فلان کار را انجام نمیدهم ممکن است برایش موقعیتی پیش بیاید که همان کار را انجام بدهد و ببیند عملی را که هرگز باور نداشته بکند انجام داده است.
پس روی واقعی بودن شخصیتها حساس هستید...
عطاران: سلیقهی من این است که بازی رئال و واقعی را میپسندم و احساسم این است که هرچه به زندگی واقعی نزدیکتر باشم تأثیرش روی آدمها بیشتر خواهد بود، برای اینکه مابهازایش را در اطراف خودشان میبینند و قبول میکنند که این شخصیت درست است. اگر ندیده باشند و چیز عجیبوغریبی باشد حتما قبولش نمیکنند و آن بازیگر و کارگردان خودشان را بکُشند هم آن کار، کار پذیرفتنی و خوبی نمیشود.
رمز موفقیت را در این رئال بودن میدانید؟
عطاران: من خودم سعی میکنم این کار را بکنم. حالا دیگر نمیدانم رمزش همین است یا نه.
هیچ وقت از کلیشه شدن نترسیدهاید؟
عطاران: خیلی وقتها ترسیدهام. جلوی این روند کلیشه و تکراریشدن را گرفتن کار سختی است. اما تا آنجا که ممکن است دارم سعیام را میکنم. نقشهایی مثل مأمور نیروی انتظامی فیلم کاهانی یا دبیر شیمی سادهلوح ورود آقایان ممنوع را که با کارهای دیگرم متفاوت است به همین خاطر میپذیرم و سعی میکنم در انتخابهایم دقت کنم و تلاش میکنم کارهای بهتری بکنم.
شاید لازم باشد شما هم گهگاه نقش جدی بازی کنید؛ برعکس کاری که خانم ویشکا آسایش انجام داده است...
عطاران: شاید. ولی خانم ویشکا آسایش بازیگر حرفهای و توانمندی هستند و در این کار هم این را ثابت کردند. اتفاقا بازیگرهایی که کار طنز نکردهاند در فیلمهای طنز بازیشان نتیجهی بهتری میدهد.
چرا؟
عطاران: به علت اینکه آدم جدی سعی میکند موقعیت را خوب بازی کند و وقتی موقعیت خوب اجرا شود بهترینش در کار طنز اتفاق میافتد.
کار با ایننوع بازیگرها سخت نیست؟
عطاران: در این نوع کار من تازه درس یاد میگرفتم. برای اینکه یک بخش کار این بود که ما باید واقعی بازی میکردیم و قرار نبود ادای کسی را دربیاوریم. البته من در کارهایم همیشه این را رعایت میکنم ولی خب به نظرم بازی همهی گروه در این کار از من بهتر بود.
هیچکس فرشته نیست
ویشکا آسایش در اولین کار سینمایی شما، هیچکس فرشته نیست، هم بازی میکند. آنجا هم نقش طنز دارد؟
عطاران: آنجا آدمها واقعی هستند اما موقعیت طنز داریم.

یک موقعی دربارهی مرجانه گلچین در بزنگاه گفته بودید یک لیستی از بازیگرها دارید که دوست دارید از آنها در کارهایتان حتما استفاده کنید. داستان این لیست چیست؟
عطاران: این لیست اسامی بازیگرانی است که به دلایل مختلف همیشه دوست دارم با آنها کار کنم. طبیعتاً این دوستان هم همیشه در این لیست بودند اما در مورد آقای گیتیجاه همیشه خیلی دوست داشتم با ایشان کار کنم و از همان مواردی است که گفتم.
چرا؟
عطاران: چون احساسم این بوده که ایشان حقشان را هیچوقت از بازیگری نگرفتهاند و تا آنجایی که بشود و بتوانم سعی میکنم این کار اتفاق بیفتد.
نقش اول این کار خودتان هستید؟
عطاران: بله، متأسفانه!
چرا متأسفانه؟
عطاران: سخت است هم کارگردان و هم نقش اول کار باشم.
شما که هم کارگردان هستید هم بازیگر، پیش نمیآید بخواهید در کار کارگردان دخالت کنید؟
عطاران: فکر میکنم وظیفهی هر بازیگری است که فکر کند و پیشنهادهایی را که خوب است بگوید. بقیهاش بستگی به کارگردان دارد و اینکه دوست داشته باشد از این پیشنهاد استفاده بکند یا نه. من نه در کار رامبد، بلکه در همهی کارهایی که بودهام آنجایی که به نظرم رسیده در کارگردانی یا حتی در بازی باید چیزی بگویم، گفتهام. رامبد هم بازیگر یک فیلم باشد باید پیشنهادهایش را بدهد.
جایی گفتید وقتی کارتان را در تئاتر مشهد شروع کردید فقط نقشهای جدی بازی میکردید. چرا بعد کاملا به طنز رو آوردید؟ در نقشهای جدی چطور بودید؟
عطاران: فکر میکنم همینطوری بودم فقط موقعیتها بهجای طنز، جدی بود. خودم احساس نمیکنم بازیام تغییر محسوسی کرده باشد.
الان که همیشه طنز بازی میکنید این دغدغه را ندارید که شاید هیچوقت نتوانید نقش جدی بازی کنید؟ آیا اصلاً مایل به بازی در آثار جدی هم هستید؟
عطاران: بله، مایل هستم و دغدغهاش را هم دارم ولی بستگی دارد به کارهایی که بهم پیشنهاد میشود. مثلا قرار بود در کار کاهانی من کاملا جدی باشم و خیلی هم جدی بازی کردم ولی باز رفتم در جشنواره دیدم مردم میخندند. فکر میکنم دیگر من به عنوان بازیگر کمدی شناخته شدهام. مردم من را میبینند میخندند و کاریش نمیشود کرد.
یعنی در کار آقای کاهانی ایشان خودشان قصد خنداندن مخاطب را در یک صحنههایی نداشتند و بازی شما باعث خنده میشد؟
عطاران: نه، فیلم و موقعیتهای آن خیلی تلخ بود ولی تماشاگران میخندیدند. فکر میکنم اگر جای من یک بازیگر دیگر آن نقش را جدی بازی میکرد احتمالا خنده به وجود نمیآورد. انتخاب بازیگر خیلی روی این خندیدن مردم تأثیر داشت.
فکر میکنید چون شما انتخاب شدید یک موقعیتی که اصلا خندهدار نبوده، خندهدار شده؟
عطاران: بله، فکر میکنم این خیلی تأثیر داشته. مثلا بهجای من اگر شهاب حسینی بازی میکرد باز هم مردم اینقدر میخندیدند؟ فکر نمیکنم در آن صورت دیگر کسی میخندید و خندیدن به این فیلم کار سختی میشد.
با این اوصاف وقتی آقای کاهانی در جشنواره خندهی تماشاگران را دیدند واکنششان چه بود؛ احساس ناراحتی نکردند؟
عطاران: به هر حال یک جاهایی فکر میکردیم این اتفاق بیفتد، ولی انتخاب بازیگر هم در تشدید این ماجرا تأثیر داشت. من این را به عنوان مثال دربارهی حضور خودم در نقشها و موقعیتهای جدی گفتم. آقای کاهانی هم یکی از دلایل انتخاب من برای این نقش را همین نرمتر کردن یک ماجرای تلخ میدانند.
نظر شما