روزهای بازنشستگی‌اش را می‌گذراند. دلش برای روزهایی که یکجا آرام و قرار نداشت تنگ شده است. می‌گوید: «اوایل انقلاب بود که به شهرری آمدم.

ستوان ولی

همشهری آنلاین-سودابه رنجبر: هنوز دولت و حکومت انقلابی آن‌گونه که باید به اوضاع مسلط نشده بود و بعضی از مردم بی‌قاعده ساخت‌وساز می‌کردند. آنها حفاری می‌کردند تا خانه بسازند اما حفاری‌ها گنج‌هایی را از دل زمین بیرون می‌کشید. این موارد آنقدر زیاد شده بود که «تیله کنی» در شهرری یک شغل محسوب می‌شد. ما بودیم و گنج یاب‌هایی که به دنبال سرقت میراث فرهنگی کشور بودند. ستوان ولی مهری، متولد ۱۳۱۹ است و سینه او سراسر داستان‌هایی از گذشته‌های نه چندان دور است که خودش بازیگر نقش اول داستان‌هایش است.  

قصه‌های خواندنی تهران را اینجا دنبال کنید

ولی مهری در بحبوحه انقلاب به شهرری فرستاده شد. او پیش از این در ساوه اصفهان، دماوند و... خدمت کرده بود. در آن روزها مردم به هر شکلی می‌خواستند خشم خود را نسبت به رژیم پهلوی ابراز کنند و تخریب آرامگاه رضاخان یکی از نمادهای خشم مردم بود. در اردیبهشت ماه سال۱۳۵۹ مردم در مدت چند روز آرامگاه رضاخان را تخریب کردند. ولی مهری در سال‌های قبل و بعد از انقلاب کارمند اداره میراث فرهنگی بود. او درباره تخریب آرامگاه می‌گوید: «در سال۱۳۵۹ نگهداری آرامگاه درحوزه استحفاظی من بود. پیش از آنکه مردم آرامگاه را تخریب کنند، نامه‌ای به ما داده شده بود تا از مجسمه‌ها و آثاری که در آرامگاه نگهداری می‌شد محافظت کنیم. می‌گفتند قرار است بعدها این مکان به موزه جنایات پهلوی تبدیل شود.» ولی مهری در حالی که روزهای اول انقلاب را در ذهنش مرور می‌کند می‌گوید: «در تمام مدتی که آرامگاه تخریب و گودبرداری می‌شد حتی یک قطعه استخوان از محل کشف نشد و این ادعا که می‌گویند جسد رضاخان به ایران منتقل نشده است می‌تواند صحت داشته باشد.»

عمری به دنبال تیله کنان


ستوان ولی مهری، ۴۰سال درمیراث فرهنگی شهرری و تهران خدمت کرده است. می‌گوید: «در اطراف امامزاده‌ها و به‌خصوص بی‌بی زبیده احتمال وجود دفینه و گنج بیشتر بود. از این‌رو گشتزنی ما بعد از انقلاب در این محدوده بیشتر شده بود و به همان نسبت، بسیاری از گنج‌یاب‌ها، در همین محدوده پرسه می‌زدند تا اینکه در خیابان دیلمان چندین سکه کشف شد.»وقتی زمین‌های لم‌یزرع شهرک انقلاب را به کارگران واگذار کردند. گنج‌یاب‌ها و تیله کنان در فاصله‌های نزدیک چاله‌های یک متری حفر کرده بودند حتی دام و طور هم نمی‌توانستند در این زمین‌ها چرا کنند چون هر آن امکان داشت در یکی از این چاله‌ها سقوط کنند. در همان زمان بود که تعدادی از قاچاقچیان اشیای عتیقه، در ابتدای خیابان منتظری مقبره ۵سرباز دوره باستان را پیدا کردند. سربازها با کلاهخودها و لباس رزم دفن شده بودند. حتی در کنار آنها آلات جنگی وجود داشت. این اتفاق باعث شد که انبوهی از قاچاقچیان با انگیزه جدید به این محله بیایند که بی‌نصیب هم نماندند و توانستند ظروف قدیمی و دفینه‌هایی را پیدا کنند. البته بسیاری از این گنج‌ها به دست اداره میراث فرهنگی افتاد و هنوزهم در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. 

ستوان ولی و ۴۰سال مبارزه با تیله‌کنی! | بشقاب شگفت‌انگیز هزار چهره چه بود؟

وقتی نام ستوان مهری در موزه ثبت می‌شود


آقای مهری داستان را آن‌چنان با آب و تاب برایمان تعریف می‌کند که انگار در یک بازی دزد و پلیس شرکت کرده‌ایم. می‌گوید: «شهرداری منطقه چند کارگر افغانستانی را به کار گرفته بود تا از محلی که اکنون اداره آموزش و پرورش منطقه است گودبرداری کنند. خاک حاصل از این گودبرداری‌ها را به محله هلال‌احمر و اطراف کوره‌پزخانه‌ها می‌بردند تا چاله‌ها را با آن پر کنند. ظاهراً در جریان این گودبرداری، کوزه‌هایی پر از سکه از محل گودبرداری برداشته شده بود و بدون اینکه کسی متوجه آنها شده باشد آنها را به محله هلال‌احمر منتقل کرده بودند. بعداز اینکه یکی از کارگران افغانستانی متوجه سکه‌هایی می‌شود که در تلی از خاک ریخته شده بود، مقداری را داخل کیسه ریخته و به کنار فشاری آب می‌آورد و مشغول شست‌وشوی آنها می‌شود. وقتی مردم از محل سکه‌ها سؤال می‌کنند محل سکه را نشان می‌دهد و می‌گوید: «خودتان بروید جمع کنید.»مهری می‌گوید: «وقتی به آنجا رسیدم کوچک و بزرگ در حال جمع کردن سکه در بین تلی از خاک بودند. برای اینکه بتوانم کنترل اوضاع را به دست بگیرم، ۳شلیک هوایی انجام دادم و همه در جای خود خشکشان زد. بعد از آن با حضور معاون فرماندار، سعی کردیم تمام سکه‌ها را جمع‌آوری کنیم. البته کارگر افغانستانی که به گفته اهالی بخش زیادی از سکه‌ها را برده بود، متواری شد. کارشناس میراث فرهنگی بعد از مطالعه سکه‌ها تشخیص داد که سکه‌های کشف شده مربوط به دوران ساسانی است و اکنون سکه‌ها در موزه ملی ایران به نام مأمور کشف ستوان دوم، ولی مهری نگهداری می‌شود.»ولی مهری در حالی‌که آلبوم عکس‌هایش را ورق می‌زند خاطره دیگری تعریف می‌کند و می‌گوید: «یکبار دیگر در جلیل‌آباد ورامین توانستیم ۳۲ سکه دیگر را ضبط کنیم. داستان از این قرار بود که در یک قلعه قدیمی اهالی در حال ساخت‌وساز بودند و در حالی که بخشی از زمین را گودبرداری کرده بودند ما رسیدیم. در همین حین کودکی‌سراسیمه از در قلعه به بیرون دوید و فریاد زد: «‌گنج پیدا کردیم.» به صدای کودک که سن و سالش به ۱۰ سال هم نمی‌رسید تفنگ آماده به شلیک را به سمت تجمع نشانه رفتم وقتی همه عقب ایستادند در خواست نیروی کمکی کردیم و بعد از چند دقیقه برای جمع‌آوری سکه‌ها آمدند. آن سکه‌ها هم مربوط به دوران ساسانی بود.»

ستوان ولی و ۴۰سال مبارزه با تیله‌کنی! | بشقاب شگفت‌انگیز هزار چهره چه بود؟

بشقاب هزار چهره


ام البنین، همسر ستوان مهری می‌گوید: «‌سال‌های سختی را در کنار ایشان گذرانده‌ام. تمام مدت از این شهر به آن شهر در سفر بودیم و خودمان را متعلق به هیچ شهری نمی‌دانستیم. چون هر لحظه امکان داشت که محل خدمت آقای مهری تغییر کند. در بین دفینه‌هایی که همسرم کشف و ضبط کرد دلم می‌خواست آن بشقاب چینی که در محل  دفن شیخ کلینی واقع در حسن‌آباد کشف شده بود را ببینم. طبق گفته همسرم بشقاب چینی به نظر ساده می‌آمد بدون هیچ رنگ و لعابی اما چند گوشه داشت که وقتی از هر گوشه و با زاویه مستقیم به بشقاب نگاه می‌کردی پادشاهی را برتخت می‌دیدی که از یک زاویه در حال نوشیدن بود و از زاویه دیگر درحال شکار.» ام‌البنین می‌گوید: «شبی متوجه شدیم دزد وارد خانه‌مان شده و بعضی وسایل و پول‌ها را برده است. آقا ولی فقط نگران لباس‌های نظامی و اسلحه‌ای بود که شب‌ها زیر سرش می‌گذاشت و می‌خوابید. وقتی دید اسلحه سر جایش است دلش آرام گرفت. زندگی ما همیشه درتب و تاب بوده است.» 


-------------------------------------------------------------------------------------------------

*منتشر شده در همشهری محله منطقه ۲۰ به تاریخ ۱۳۹۵/۵/۱۵

کد خبر 760531

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha