دکتر رها خرازی‌آذر: والتز، متفکر و تئوریسین آمریکایی «جنگ»، در نوشته‌های خود به این نکته اشاره می‌کند که «پیش از آنکه جنگ به‌طور فیزیکی بین دو طرف آغاز گردد، این نزاع در اذهان دو طرف ایجاد می‌شود.»

پیش از جنگ، کشورهای خواهان جنگ با استفاده از رسانه‌ها و مدیریت آنها تلاش می‌کنند تا کشورمقابل را در مرکز فعالیت‌های رسانه‌ای قرار دهند. آنها زمینه مناسب برای شروع جنگ روانی را در قالب 3 نقش فراهم می‌کنند:

تسهیل‌کنندگی: در این نوع اثربخشی، رسانه‌ها نه تنها فرآیند تصمیم‌گیری در مورد جنگ را کوتاه می‌کنند، بلکه به مثابه یک نیروی تقویت‌کننده تصمیمات، به ایفای نقش می‌پردازند.
بازدارندگی: این نوع اثرگذاری به دو شکل انجام می‌شود؛ شیوه نخست ایجاد فشارهای احساسی است که در این سناریو ممکن است پوشش وسیع و قوی تلویزیونی به حکومت و اخلاق سیاسی ضربه وارد کند. اما شیوه دوم پوشش رسانه‌ها درزمان واقعی است که احتمال دارد تهدیدی برای امنیت عملیات باشد.

اجبارکنندگی: تحت‌تأثیر این نوع تاثیرگذاری، حکومت‌ها وادار به دخالت و انجام عملیات نظامی می‌شوند. در این شیوه مسائل جهانی پوشش داده شده و نمایی از حوادث به شکل سیاسی ارائه می‌شود.

در تمامی نقش‌های نامبرده، تسلط به دو حوزه رسانه و موضوعات امنیتی، سیاسی، نظامی و دیپلماتیک، در ارائه تحلیل‌های تخصصی ضروری است.

با این دیدگاه، روزنامه نگاری امنیتی – نظامی، به مانند روزنامه‌نگاری دیپلماتیک، نوع خاصی از روزنامه نگاری بین‌المللی محسوب می‌شود که موفقیت در آن، به تسلط بر محتوای تخصصی امنیتی – نظامی بستگی دارد. تحلیل‌های سیاسی – امنیتی – نظامی- دیپلماتیک که از اینگونه خبرنگاران و روزنامه نگاران حرفه‌ای انتظار می‌رود، این امر را ضروری می‌سازد که آنها علاوه بر تخصص روزنامه نگاری بین‌المللی، تسلط مناسبی به اطلاعات تخصصی و اغلب به روز در حیطه‌های نامبرده داشته باشند.

حال آنکه روزنامه نگاری امنیتی– نظامی در بسیاری از موارد، نظیر جنگ اخیر میان روسیه و گرجستان، با روزنامه‌نگاری سیاسی اشتباه گرفته می‌شود و در آن به جای آنکه خبرنگاران و روزنامه‌نگاران بین‌المللی با عینک امنیتی و راهبردی به تحلیل وقایع و پیش‌بینی آینده جنگ، براساس استراتژی‌های بلندمدت نظامی – امنیتی کشورهای درگیر و حامیانشان بپردازند، به ارائه تحلیل‌های سیاسی مبتنی بر شرایط سیاسی در کوتاه مدت می‌پردازند.

نکته قابل تامل دیگر این است که خبرنگاران سیاسی و امنیتی در راه کسب اطلاعات موثق، به اشتباهات قابل توجهی دچار می‌شوند. به‌عنوان نمونه، در وضعیت مطلوب، خبرنگاران هنگامی که با مسئله‌ای دیپلماتیک روبه‌رو هستند، باید به سراغ دیپلمات‌ها بروند و هنگامی که با مسئله‌ای امنیتی مواجهند سراغ مقامات وزارت دفاع بروند. اما در اکثر اوقات، خبرنگار ممکن است موضوعی امنیتی را با یک دیپلمات طرح مسئله کند و موضوعی دیپلماتیک را با یک مقام امنیتی - نظامی.

از این‌رو مبنای تحلیل که تغییر می‌کند، تحلیل شرایط نیز نتایج و پیش‌بینی‌های درستی ارائه نخواهد داد. این نکته بسیار ظریف، اشتباهات فاحش بسیاری از تحلیل‌های نظامی– امنیتی را دامن می‌زند.

کد خبر 64555

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار