دانش‌آموزان در روستاهای دورافتاده کوهدشت در آرزوهای تحصیل و وجود سقفی ایمن برای کلاس قد می‌کشند و اگر بخت یارشان نشود، ترک تحصیل می‌کنند تا همیشه درس خواندن برای آنان افسوسی دیرینه شود.

گل ضرون

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از تسنیم، ۶۰ کیلومتر دورتر از کوهدشت خانه‌ها سنگی‌ست و در پناه کوه‌های صعب. دختران در میان سقف‌های لرزان قد می‌کشند و گیسوان آنان آمیخته به جورهای هزار ساله است. بعد که کمی صورت‌شان از آن جورها گُل انداخت بر دست‌های‌شان حنا می‌روید و بر چشم‌های‌شان سرمه تا عروس رنج و دوده بخاری‌های هیزمی شوند، بی‌آن‌که حتی از قلب‌شان پایکوبی اسب سفیدی عبور کرده باشد. اصلاً مگر در میان سینه‌های آه‌ و آهن آنان رخصتی برای آواز شاهزاده‌هاست؟

کوهستان برای آنان حکایت فرهادهایی‌ست که تیشه به بخت می‌زند تا در امان ملال‌های بر زبان گزیده مادر شوند و سینه آنان رستم‌های بی‌تهمینه و لیلاهای بی‌مجنون را شیر دهد. دخترانِ بی‌انتظار، تکلیف دارند که قد بکشند بی‌بروبرگرد، بدون هیچ آرزویی برای عروسک‌های خیالی. زیبای بخت آنان خفته‌است.

روزهای بی‌آذوقه

حیاط خانه‌ها در برخی از روستاهای کوهدشت شمالی از سنگ و خاک است و کنج هر خانه حصاری‌ست برای آخور گوسفندان تا خرج زندگی بی‌آذوقه آنان باشد در روزهای مبادا. در روستای دارسیدگل ضرون کرونا کلاس و درس دانش‌آموزان را تعطیل کرده‌است.

کیان یکی از همین دانش‌آموزان است که همراه سه چهار دانش‌آموز دیگر به صف آمده‌اند تا غم‌شان را از بی‌درسی بگویند: «کرونا که آمد معلممان هم دیربه‌دیر آمد سروقت ما. اینترنت و گوشی اندرویدی هم که نداریم حالا ماییم و کتاب‌هایی که لای آن‌ها باز نشده‌است. در روستای ما دکل مخابراتی نصب است، اما آن‌قدر آنتن‌دهی ضعیفی دارد که نمی‌توانیم به شبکه شاد وصل شویم.»

از آن روز که معلم نیامده حالا ۸ دانش‌آموز این روستا کمک‌دست پدر و مادر شده‌اند و میان کودکی‌هایی که سن‌شان ناگزیر بزرگ می‌شود، درس و کتاب را فراموش کرده‌اند.

دانش‌آموزان بی‌درس

شهربانو زنی میانسال با دو دانش‌آموز که او هم از درس رهاشده در روستای‌شان به تنگ آمده‌ است: «تا حالا فقط یک‌بار ماسک پارچه‌ای را بین دانش‌آموزان آن‌هم با قیمت هر ماسک پنج هزار تومان توزیع کرده‌اند. جنس ماسک خوب نبود و پس‌از یک‌بار استفاده باید آن‌را دور می‌ریختیم.» در روستای حسین‌آباد سرکوه ضرون بازماندن از تحصیل سرنوشت دختران و پسران شده‌است و حالا کرونا دندان برای کودکانی تیز کرده که دل‌شان می‌خواهد درس بخوانند و برای خودشان کسی شوند.

سیدمراد پدر یکی از دانش‌آموزان تکیه داده به سنگ‌هایی که کنار هم حصاری برای چند درخت ساخته ‌است، می‌گوید: «سقف مدرسه روستای ما چوبی‌ست و نه نیمکت‌های درست‌وحسابی دارد و نه بخاری‌ای برای گرم‌کردن. هر چه هست مدرسه‌ای‌ست که تنها در یک کلاس بی‌همه چیز خلاصه شده‌است.»

شبکه شاد در دسترس نیست

دهیار روستای دارسید گل ضرون از روستاهای کوهدشت در این باره می‌گوید: حدود ۱۰ سال از فعال‌سازی دکل فرستنده دیجیتال صداوسیما در شهرستان کوهدشت می‌گذرد، اما روستاهای دارسیدگل علی حسین‌آباد سادات ضرون، قریه برکت، سرینجله، سفیدقبله، سیروله و حسین‌آباد سرکوه شیخیان از دریافت شبکه‌های دیجیتال محروم هستند. در این روستاها تنها شبکه‌های یک، دو، سه و افلاک به‌صورت آنالوگ در دسترس است که آن‌ شبکه‌ها هم با ابری‌شدن هوا قطع می‌شود.

سیداحمد موسوی برای محرومیت‌های روستای دارسیدگل خیلی راه‌ها را رفته ‌است، اما هم‌چنان در روی پاشنه بی‌مبالاتی می‌چرخد: در این مدت که دهیار هستم بارها و بارها پیگیر فعال‌سازی شبکه‌های دیجیتال در روستای خودم و پنج روستای هم‌جوار که فاقد دیجیتال هستند شده‌ام، اما تاکنون هیچ نتیجه‌ای نگرفته‌ام. ما هستیم و دست خالی‌ای که باید برای درددل‌های مردم آبادی سنگ صبور باشد.

وی این‌ها را می‌گوید و آهی سرد صدای گلوی او را به جنبش می‌آورد: «مسئولان با شیوع کرونا آموزش مجازی را جایگزین آموزش حضوری دانش‌آموزان کرده‌اند، غافل از اینکه روستاهای بسیاری قادر به دریافت شبکه آموزش نیستند و این یعنی بی‌عدالتی در حوزه آموزش.»

دهیار روستا دست تمنا به‌سوی دانش‌آموزانی دراز می‌کند که آمده‌اند تا شوق‌ ازدست‌رفته‌شان را برای درس روایت کنند: «اینترنت دکل مخابراتی در روستای ضرون فعال نشده‌است و دانش‌آموزان از نرم‌افزار آموزشی شاد نیز محروم هستند. کرونا که نباشد و اینترنتی هم اگر به فرض باشد باز مشکل تحصیل مجازی در منطقه ما رفع نمی‌شود. در منطقه‌ای با حدود هزار نفر جمعیت گوشی‌های اندروید به تعداد انگشتان دست پیدا نمی‌شود.»

تردد کوهستانی معلمان

در روستاهای دورافتاده کوهدشت وقتی قرار نباشد دختران درس بخوانند، ازدواج می‌کنند و پسران هم چوپان می‌شوند تا با افسوس مدرسه و اندوه ترک تحصیل بزرگ شوند. دهیار درد نهفته دانش‌آموزان را فراموش نکرده و می‌گوید: «اصلاً فرض می‌کنیم که حالا کرونا نیست، معلمان این مناطق با توجه به فاصله ۵۵ کیلومتری صعب‌العبور و کوهستانی روستا تا کوهدشت هر روز ساعت ۷:۳۰ از خانه حرکت می‌کنند و اگر زود به مقصد برسند ساعت ۹:۳۰ در مدرسه حاضر می‌شوند، تازه آن هم اگر بخت مدد دهد و هوا بارانی نباشد و جاده نیز امکان تردد داشته باشد.»

در اینجا که دور است و کوهستانی و صدای اهالی به‌جایی نمی‌رسد تنها محل دادشان دهیار است و حالا سینه او از اندوه‌های مردم بریده و به درد آمده‌است: «هرروز دانش‌آموزان دختر و پسر در همه رده‌های تحصیلی با حزن‌های عمیق از من می‌پرسند چرا کتاب‌های کمک‌آموزشی برای ما نمی‌فرستند؟ چرا روستای ما اینترنت ندارد؟ چرا ما نمی‌توانیم از برنامه شاد استفاده کنیم؟ چرا حداقل معلمی برای ما نمی‌فرستند که رفع اشکال کند؟ چرا ما از  آموزش درست محروم بوده و هستیم؟»

سوال‌های دانش‌آموزان از موسوی تمامی ندارد و حالا او به سینه استغاثه آمده ‌است: «به‌خاطر رضای خدا صدای روستای دارسیدگل علی حسین‌آباد سادات ضرون بخش مرکزی شهرستان کوهدشت را به گوش مسئولان ذی‌ربط برسانید.»

کد خبر 580314

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار