علی عمادی: طرفه حکایتی است فرهنگ در دیار ما که نام‌ها بیش از آثار در ترازوی اعتبار می‌ارزند.

اگر در چارگوشه عالم، نام‌ها موجب اقبال به آثار می‌شوند، اما در نهایت این محصول است که در بوته نقد محک می‌خورد؛

فارغ‌ از اینکه خالق اثر کیست و چه جایگاهی دارد. اما در این گوشه عالم از همان بدو سفارش تا پس از تولید و عرضه محصول فرهنگی، چاقوی خالق اثر است که می‌برد نه نفوذ پیام و کالای تولیدشده.

شاید این اتفاق از آن جهت رخ می‌دهد که عمده آثار فرهنگی در سازوکار دولتی رقم می‌خورد؛ صرفاً منظور سفارش‌ها نیست که حتی آثار بخش خصوصی نیز از غربال ممیزی عبور می‌کند و در نهایت این دولت است که باید بر هر اثر فرهنگی مهر تأیید بزند.

این موضوع را در همه ساحت‌ها می‌شود دید. در عرصه کتاب علی‌القاعده با سلیقه ممیزان، کتابی نباید انتشار یابد، اما چون نویسنده برش دارد می‌تواند فارغ از اثرش، مجوز بگیرد.

اگرچه عکس این موضوع نیز رواج دارد؛ یعنی فلان کارگردان یا بهمان نویسنده نمی‌تواند متاع فرهنگی خود را در بازار عرضه کند چون نامش چندان به مذاق مسئولان فرهنگی وقت خوش نمی‌آید و جدا از اینکه اصل محصول چیست، چه حرفی دارد و چه پیامی،  در محاق، به کنج فراموشی سپرده می‌شود تا شاید چرخ فلک بچرخد و مسئولی دیگر که چندان حساسیت به نام او ندارد دوباره متاعش را از زیر خروارها خاک درآورد، که شاید در آن موقع دیگر جنس دندان‌گیری نباشد.

این بیماری فرهنگی شاید بیش از هرجای دیگر در صدا و سیما شیوع یافته است. اکنون آثاری روی آنتن تلویزیون می‌روند که با وجود صدها میلیون تومان یا احیاناً ده‌ها میلیارد تومان هزینه، حتی از نظر مسئولان خود رسانه ملی نیز قابل دفاع نیست و معلوم نمی‌شود چه کسی پاسخگوی این همه اسراف از بیت‌المال است؟

چرا چنین رخ می‌دهد؟ چون این «نام» است که طرح می‌دهد و این «نام» است که سریال را می‌سازد و مسلما که نمی‌شود محصول «نام» را ارزشیابی کرد.

فقط «نام»ها که معلوم نیست آثارشان به اندازه خودشان وزن داشته باشد، در میانه راه به لکنت می‌افتند و آن‌گاه باید با صدها من سریشم آنها را چسباند.

جلسه نقد و بررسی برای سریال گذاشت، جلسات توجیهی برای مخاطب برگزار کرد که چرا چنین شده است و چرا چنان نشده یا گاهی اوقات بدون هیچ عذر و بهانه‌ای، برنامه‌ای را از همان میانه راه به پایین آنتن کشید.

تا چه زمانی باید شاهد این بیماری بود و دم نزد؟ آیا وقت آن نرسیده که عرصه فرهنگ از ساز و کار تیول‌داری به روشی منطقی‌تر تغییر جهت دهد؟ تا از این پس احساس نکنیم، در این تیول‌داری، رعیت نگون‌بختی باخته و خان‌زاده‌ای ستاره اقبالش بیشتر درخشیده است.

کد خبر 57099

برچسب‌ها