لیدا‌ هادی: چندی پیش جرج گالووی یکی از اعضای پارلمان انگلستان طی مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی عرب کشورهای عربی جهان را به سبب عدم توانایی آنها در حل بحران فلسطین به شدت به باد انتقاد گرفت

به زعم او اعراب با جمعیتی بالغ بر 300 میلیون نفر و بشکه‌های نفت 136 دلاری خود اگر بخواهند می‌توانند در زمانی کمتر از یک هفته به همه بحران‌ها و تنش‌های موجود در حوزه خاورمیانه پایان دهند. البته که ادعای شش روزه او گزافی بیش نیست اما باید به این مسئله به صورتی عمیق پرداخت که واقعا اعراب در تمامی این سال‌ها چرا هیچ‌گاه سعی نکرده‌اند به شکرانه بشکه‌های نفتی خود امتیازهای لازم را از آمریکا و همتایان اروپایی آن بگیرند؟
 اعراب که این روزها در بستری از طلای سیاه آرمیده‌اند هیچ‌گاه در صدد آن نبوده‌اند که از این حربه در گستره‌ای بین‌المللی استفاده کنند؟ اما واقعا چرا؟
کشورهای عربی در سال‌های اخیر حتی در بدترین شرایط سیاسی خاورمیانه همواره بر این عقیده بوده‌اند که نفت سلاح نیست. شاید نظر سران کشورهای عربی کاملا درست و منطقی باشد اما اصرار بر این موضوع باعث شده است که با توجه به بحران‌های کنونی منطقه، جامعه عربی و در پی آن جهان اسلام با انتقادهای فراوانی مواجه شود، اظهارنظرهایی که در وهله نخست به بی‌توجهی آنها به مسئله مردم ستمدیده فلسطین و بی‌تفاوتی نسبت به آنچه که اسرائیل در بیت‌المقدس انجام می‌دهد ختم می‌شود. اما آیا در پس چنین اعتقادی نیرویی خارجی پنهان است که آنها را از استفاده‌ای بهتر از این قدرت جهانی باز می‌دارد؟
مسلما بزرگان ملت‌های غربی هیچ‌گاه نمی‌توانند این تصور را داشته باشند که همپیمانان عربی آنها روزی بشکه‌های نفتی‌شان را برای دسترسی به خواسته‌هایشان بایکوت کنند. غرب همواره بر این نکته اصرار داشته که نفت صرفا یک مایحتاج روزمره است که باید به تناسب در دسترس مردم قرار بگیرد. آنها در حالی ادعای دسترسی یکسان همه مردم جهان به انواع سوخت و منابع نفتی را دارند که استفاده از انرژی هسته‌ای را صرفا منحصر به شماری از کشورهای خاص جهان تلقی می‌کنند، چنان که هر کشوری نیز نتواند با پارامترهای معین آنها کنار بیاید نمی‌تواند به صورتی حتی متعادل و مناسب از منابع انرژی هسته‌ای بهره‌مند شود!
 اما به راستی اگر تمامی کشورهای عربی که بالاترین میزان ذخایر نفت جهان را نیز در اختیار دارند به همراه سایر همتایان مسلمان خود با حربه نفت، اسرائیل و آمریکا را مجبور به ابراز مواضع خود در باره صلح خاورمیانه می‌کردند چه اتفاقی می‌افتاد؟ کمترین نتیجه چنین واکنشی که نفت در آن حرف اول و آخر را می‌زند آرامش و ثباتی پایدار در خاورمیانه خواهد بود که اسرائیل و همتای آمریکایی آن را به سبب ترس از عدم دسترسی به منابع عظیم چاه‌های نفت خاورمیانه تضمین می‌کردند. اگر چه در این میان ممکن است بازی سیاست خاورمیانه کمی پیچیده‌تر از قبل شود. افزایش صد چندانی قیمت نفت در بازارهای جهانی و شاید هم تقابل نظامی کشورهای تشنه نفت و همتایان اروپایی آنها از احتمال‌های خطر بزرگ اعراب است. البته در این میان حمایت گسترده همه تولیدکنندگان نفت در سطوح بین‌المللی مانند ونزوئلا و اندونزی از کشورهای عربی هر اقدامی از سوی کشورهای غربی را به بن‌بست می‌کشاند.
چنین حرکت عظیمی از سوی اعراب مستلزم وحدت و همسویی ویژه‌ای است که متاسفانه در این سال‌ها در جهان عرب به فراموشی سپرده شده است. هم‌اکنون آن چه کشورهای عربی به آن گرفتار هستند نوعی عدم اتحاد و وفاق فرامرزی است که هنوز در ورای دیپلماسی خاص آنها در خفا مانده است. چنان که اگر آنها می‌توانستند لحظه‌ای بی‌توجه به همه مطالباتی که آمریکایی‌ها در دوره‌های مختلف چنان یک الگوی مشخص به تابلوی کاری آنها منگنه کرده‌اند وارد بازی بزرگ سیاست خاورمیانه شوند، می‌توانند به حقایقی بزرگ از قدرت بی‌مانند خود در جهان پی ببرند که آزادی عمل و تصمیم‌گیری کمترین نتیجه آن خواهد بود.

همشهری امارات به نقل گلف‌نیوز

کد خبر 55615

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار