همشهری آنلاین: عکاس روزنامه همشهری و اعضای خانواده‌اش وقتی به سفر رفته بودند، گرفتار ماجرایی عجیب و هولناک شدند و یکی از آنها تا یک قدمی مرگ پیش رفت.

علیرضا طهماسبی

این حادثه روز جمعه، 19مهرماه در جاده قدیم میانه - زنجان اتفاق افتاد. ماجرا از این قرار بود که علیرضا طهماسبی، عکاس روزنامه همشهری همراه با اعضای خانواده‌اش برای شرکت در مراسم ترحیم یکی از اقوامش به شهرستان میانه رفته بودند که در راه بازگشت، نرسیده به پلیس راه زنجان - میانه ناگهان یک کامیون بنز مانع آنها شد. طهماسبی در این‌باره می‌گوید: «ما 2 ماشین بودیم. من سوار ماشین برادر کوچک‌ترم بودم و جلو حرکت می‌کردم و ماشین دوم برای برادر دیگرم بود. ناگهان یک کامیون جلوی ماشین او آمد و به او اجازه عبور نمی‌داد. در این شرایط یک‌مرتبه ماشین برادرم به خاکی و بعد به طرف گاردریل منحرف شد و در این کشمکش راننده کامیون خودرویش را به سپر و آینه ماشین برادرم کوبید. همه این صحنه‌ها را من که جلوتر بودم از آینه می‌دیدم و حسابی وحشت کرده بودیم. درست مثل فیلم‌های ترسناک هالیوودی شده بود.»

آنطور که طهماسبی می‌گوید معلوم نبود که راننده کامیون با چه انگیزه‌ای دست به این کار زد و با وجود آسیبی که به ماشین برادرش وارد کرد اما همچنان دست‌بردار نبود. او می‌گوید: «ما که جلوتر بودیم سرعت خودروی‌مان را کم کردیم و راننده کامیون متوجه شد که ما همراه ماشین عقبی هستیم. می‌خواست فرار کند اما این دفعه ما مانعش شدیم. کمی جلوتر وقتی متوجه پلیس راه شدیم جلو رفتیم و ماجرا را به مأموران اطلاع دادیم.»

  • حمله وحشتناک جلوی چشمان پلیس

خانواده طهماسبی تصور می‌کردند که با کمک مأموران کامیون خاطی متوقف می‌شود اما اتفاق عجیبی افتاد. «وقتی راننده کامیون دید که به پلیس راه رسیده‌ایم، از طریق دوربرگردانی که قبل از پلیس راه بود،  بازگشت و فرار کرد اما کمی آن طرف‌تر کامیون متوقف شد. برادرم همراه یکی از سربازان پلیس راه به طرف آن دویدند اما راننده کامیون با وسیله‌ای شبیه آچار شلاقی به برادرم حمله کرد و سرباز پلیس راه با دیدن این صحنه پا به فرار گذاشت.»

او ادامه می‌دهد: «صحنه وحشتناکی بود. باورم نمی‌شد که راننده جلوی چشم پلیس دست به چنین کاری بزند. او ضربه‌ای به سر برادرم زد؛ طوری که او بی‌حال و غرق خون روی زمین افتاد. همزمان 2 نفر دیگر به هواداری از راننده سررسیدند و با چوب و چماق به جان من، 2 برادرم و برادرزاده نوجوانم افتادند. من برای دفاع از برادرم که ضربه به سرش اصابت کرده بود روی او افتاده بودم و همه ضربه‌ها به من می‌خورد. برادر دیگرم و برادرزاده‌ام هم از این ضربه‌ها بی‌نصیب نماندند. این حمله وحشیانه جلوی چشمان زن و بچه‌هایمان و در چند قدمی پلیس راه اتفاق افتاد.»

دقایقی از این درگیری می‌گذشت که امدادگران اورژانس و مأموران پلیس سررسیدند. ضاربان خیلی سریع گریخته بودند اما مجروحان حادثه به بیمارستان موسوی زنجان منتقل شدند. برادر عکاس همشهری دچار شکستگی جمجمه شده بود و وضعیت وخیمی داشت. به گفته طهماسبی: «برادرم از ناحیه سر دچار تورم زیادی شده بود. خودم هم مچ پایم شکسته بود. برادر دیگر و برادرزاده‌ام هم وضعیت چندان خوبی نداشتند. برادرم همچنان در بیمارستان بستری بود تا اینکه خطر رفع شد.»

  • آزادی ضارب

ضرباتی که راننده کامیون به سر برادر عکاس روزنامه همشهری وارد کرد، او را تا یک قدمی مرگ پیش برد اما راننده کامیون حتی یک ساعت هم بازداشت نشد و وقتی به پلیس احضار شد، ادعا کرد که هنگام وقوع حادثه در اصفهان بوده است. عکاس همشهری ادامه می‌دهد:«ما شماره پلاک کامیون را یادداشت کرده بودیم و وقتی به پلیس دادیم معلوم شد کامیون متعلق به 3برادر است. آنها احضار شدند و ما یکی از آنها را که همان ضارب بود، شناسایی کردیم اما او با ارائه یک بارنامه ادعا کرد که روز حادثه باری را به مقصد اصفهان برده بوده است و در کمال شگفتی ما، حتی یک ساعت هم بازداشت نشد. این در حالی بود که افراد زیادی او را در درگیری دیده بودند. همچنین می‌شد با استفاده از دوربین‌های پلیس راه این موضوع را بررسی کرد اما به ما گفته شد که پلیس راه دوربین ندارد. از همه عجیب‌تر اینکه دادیار رسیدگی‌کننده به پرونده در دادسرای زنجان، کمی بعد دستور آزادی کامیون را از پارکینگ صادر کرد و حتی تحقیق نکردند تا مشخص شود که انگیزه و دلیل حمله هولناک راننده کامیون به خانواده ما چه بوده است. حتی ما مجبور شدیم همه هزینه‌های بیمارستان را خودمان پرداخت کنیم و بدون رسیدن به نتیجه خاصی در حال رفت‌وآمد به دادسرای زنجان هستیم. درحالی‌که به‌راحتی می‌شود با تحقیقاتی ساده حقیقت را کشف کرد، هیچ‌کس حاضر به انجام این کار نیست.»

کد خبر 461354

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 5
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • احمد IR ۱۸:۰۵ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۱
    3 1
    پلیس وقتی بخواد یک بدبختی رو جریمه کنه ... یجا مخفی میشه ولی برای احقاق حق دیگران هیچ کاری نمیکنه
  • محمد IR ۲۳:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۸/۱۱
    6 1
    حالا شما خبرنگاری چاپ کردی من بیچاره تقریبا همین بلا سرم اومد یارو چون آشنا داشت نزدیک بود من برم زندان با خواهش التماس و دادن پول از دستشون خلاص شدیم.