حمیدرضا بوجاریان _ خبرنگار: دختر پرشر و شور خانواده ورزشکار «عرب» هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد فوتبال بازی کردن در کوچه، آن هم با پسران هم‌قد و قواره‌اش روزی او را چنان مجذوب فوتبال کند که مستطیل سبز و توپ چهل‌تیکه بشود همه زندگی‌اش.

ورزش واليبال

سوگل عرب  با اینکه پدری باستانی‌کار و برادرانی کشتی‌گیر دارد، از بچگی مسحور جادوی فوتبال بود؛ «وقتی سن و سالم بالاتر رفت، نمی‌توانستم با پسرها در کوچه فوتبال بازی کنم. وقتی از بازی فوتبال در خیابان محروم شدم، آرزو داشتم دوباره پا به توپ شوم و توپ و تور را به هم بدوزم اما فرصتی برای اینکه این خواسته‌ام عملی شود، پیدا نکردم. چون قد و قواره‌ای بلند داشتم، وارد والیبال و تمرین‌های آن شدم.

آنقدر خوب بازی می‌کردم که خیلی زودتر از آنچه فکرش را می‌کردم به تیم ملی والیبال نوجوانان دعوت شدم. » جادوی فوتبال اما کشش خاص خود را داشت. سال ۷۹سال تحول در حوزه ورزش زنان بود؛ تحولی که خیلی زود به ثمر نشست و فوتبال و فوتسال زنان پایه‌گذاری شد. با راه‌اندازی فوتبال زنان، سوگل یک قدم به خواسته‌ای که در دل داشت، نزدیک‌تر شد؛ «وقتی فهمیدم فوتبال و فوتسال زنان فعالیت خود را شروع کرده‌اند، با وجود جایگاه خوبی که در تیم ملی والیبال نوجوانان داشتم بدون لحظه‌ای فکر کردن از تیم ملی خداحافظی کردم تا دوباره پا به توپ شوم. »

اما حالا زندگی سوگل عرب دوباره دستخوش تحولات جدید و البته فوتبالی شده است و توانسته در مسابقات جهانی خوش بدرخشد. او در دهمین دوره رقابت‌های دیسکاور فوتبال در آلمان که با هدف «ترویج و گسترش اینکه با هر فرهنگ، پوشش و اعتقادی که هستید، ورزش کنید» برگزار می‌شود به‌عنوان نماد جوانمردی بازی‌های دیسکاور فوتبال معرفی شد. تیم دختران فوتبالیست ایرانی برای نخستین بار در سال۲۰۱۶در رقابت‌های دیسکاور فوتبال شرکت کردند و به‌عنوان سومی دست یافتند اما آنچه سوگل عرب را جهانی کرد، عکسی بود که در آن بازی گرفته شد و به نماد دهمین دوره این بازی‌ها تبدیل شد.

  • علاقه، کار خودش را کرد 

وقتی پای اراده و علاقه برای رسیدن به موفقیت به میان بیاید، هیچ‌چیزی نمی‌تواند جلوی خواست دختر دروازه شمیرانی را بگیرد. دور بودن چند ساله از توپ، استعداد سوگل را کور نکرده بود. او آنچنان با مهارت تکل و دریبل حریفان را انجام می‌داد که آکادمی‌های ورزش بانوان که در تدارک جمع کردن تیم برای خود بودند به فکر جذب او افتادند. یاران حجازی، تیمی بود (مربی آتوسا حجازی) که موفق شد در کش و قوس‌های فراوان، سوگل عرب را در اختیار خود بگیرد؛ «در بازی‌های سالنی پست خاصی ندارم و همه هم مهاجمند و هم مدافع. در بازی‌های چمنی اما، اوضاع فرق می‌کند و پستی که همیشه آن را دوست داشتم، دفاع راست است. معمولا نمی‌گذارم مهاجمی از زیر دستم رد شود. البته معمولا خطا نمی‌کنم اما گاهی ممکن است مهاجم حریف را به یک تکل میهمان کنم. » 

  • داستان دیسکاور فوتبال و یک عکس 

چند سال قبل تیم ملی فوتبال آلمان به ایران سفر کرد. در آن سفر، تیم میهمان اطلاعاتی درباره ورزش بانوان ایران و تیم‌های فوتبال زنان جمع‌آوری و در قالب رزومه‌ای با خود به آلمان برد. آن زمان کمتر کسی فکر می‌کرد تیم‌های ورزشی زنان ایران در رقابت‌های بین‌المللی حرفی برای گفتن داشته باشند. برگزاری بازی‌های فوتبال زنان در ازبکستان و کسب عنوان سومی در آن، توجه جهانی را به تیم فوتبال زنان ایران جلب کرد. آلمانی‌ها هم از این فرصت استفاده کردند و یک تیم کامل از ایران را به نهمین دوره رقابت‌های دیسکاور فوتبال که در برلین برگزار می‌شد، دعوت کردند؛ «معمولا تیم‌هایی که برای حضور در رقابت‌های دیسکاور فوتبال دعوت می‌شوند، کامل نیستند؛

یعنی چند بازیکن از یک کشور و چند بازیکن از کشوری دیگر در قالب یک تیم، با تیم‌های دیگر بازی می‌کنند. تیم بانوان ایران اما، تیم کاملی بود. » ورزشکاران و تماشاگرانی که بازی‌ها را می‌دیدند تا آن زمان بازی زنان مسلمان با این پوشش کامل را ندیده بودند. وضعیت خاص دختران ایران در رقابت‌های سال ۲۰۱۶، یک بازی اختصاصی با تیم دختران در برلین را به ارمغان آورد؛ بازی‌ای که برای بچه‌های تیم دختران ایران و سوگل عرب یک شانس بزرگ بود؛

«مسئولان آلمانی برگزاری مسابقه‌های دیسکاور فوتبال، درخواست بازی اختصاص با تیم دختران ما را داشتند. آتوسا حجازی هم با بچه‌ها صحبت و موافقت کرد با تیم دختران برلین بازی کنیم. بازی گرمی بود و توانستیم آنها را ببریم. در پایان بازی، یکی از دختران آلمانی با من خوش و بش کرد و همدیگر را در آغوش گرفتیم. نمی‌دانم چطور شد که عکاس، این لحظه را ثبت کرد. بازی تمام شد و ما هم بعد از دیدن مرکل -صدراعظم آلمان- که قدرتمندترین زن جهان است به تهران برگشتیم. » 

  • بدشانس بودم 

بازی‌ تیم بانوان فوتبالیست ایرانی در نهمین دوره از رقابت‌های دیسکاور فوتبال، خاطره خوبی در ذهن آلمانی‌ها به جا گذاشته بود. اعضای تیم هر کدامشان مشغول کارهای روزمره و فعالیت‌های خود بودند. قرار بود اتفاق بزرگی رقم بخورد و تیم یاران حجازی در دهمین دوره از رقابت‌های دیسکاور فوتبال به آلمان دعوت شود. همه‌چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه اتفاقی برای سوگل ‌افتاد؛ «ترس احساسی است که با آن بیگانه‌ام. وقتی بچه بودم بالای درختی می‌رفتم و از آن بالا به پایین می‌پریدم. نوروز امسال، هوس کردم یاد دوران بچگی کنم و بالای همان درخت بروم. بالا رفتن همانا و افتادن از آن و شکستن پایم همانا. قرار بود مسابقات دیسکاور فوتبال مرداد در آلمان برگزار شود. دکترها گفتند امکان ندارد بتوانم در مسابقات شرکت کنم و باید دوران نقاهت را بگذرانم. ناچار شدم در تهران بمانم. » 

  • وقتی نماد جوانمردی غایب بود

«سوگل خبر نداری. همه جای شهر عکست رو زده‌اند. » این خبری است که «حمیده حمیدی» از دوستان نزدیک سوگل عرب به او می‌دهد. سوگل می‌گوید: «وقتی حمیده گفت که همه جای شهر عکس و بنرت را زده‌اند، تعجب کردم. از دوستم پرسیدم که چرا عکسم را زده‌اند و گفت از زمانی که وارد فرودگاه شده‌اند همه جای شهر از فروشگاه‌ها و خیابان‌ها گرفته تا روی لباس‌ها و حتی کوله‌پشتی‌ها و... عکسم را به‌عنوان نماد جوانمردی رقابت‌ها چاپ کرده‌اند. »

خیلی زود مسئولان تیم متوجه می‌شوند که برگزارکنندگان دهمین دوره رقابت‌ها دنبال نمادی از جوانمردی برای بازی‌هایی که برگزار کرده‌اند، می‌گشتند و عکس سوگل عرب همان عکسی بوده که آنها می‌خواستند؛ «عکسی که چاپ شده بود همان عکسی بود که در بازی اختصاصی تیم ۳سال قبل گرفته شده بود. چون حجاب کامل داشتم و نماد یک ایرانی مسلمان باحجاب بودم، این عکس به نشانه‌ای برای دیسکاور فوتبال و مفهوم «ورزش برای همه، با هر فرهنگ و آیینی» تبدیل شد. این عکس در مجله‌های ورزشی و رسانه‌های آلمانی بازتاب زیادی داشت. مردم برلین هم استقبال خوبی از آن کردند. »

  •  استقبال در خارج؛ سکوت در داخل 

حضور دختران مســـــلمان در بازی‌های فوتبال خارج کشور، همواره با فراز و فرودهایی همراه است؛ از نبود پوشش خبری چنین بازی‌هایی در رسانه‌های داخلی گرفته تا بی‌تفاوتی یا کم‌توجهی رسانه‌های مکتوب به چنین اخباری. عرب برخوردهای داخلی و خارجی با تیم اعزامی دختران ایران به مسابقات دیسکاوری سال ۲۰۱۶ را مقایسه می‌کند؛ «وقتی به مسابقات دیسکاوری سال ۲۰۱۶رفتیم، نهمین دوره از این رقابت‌ها بود و نخستین دور حضور یک تیم از دختران ایران در این رقابت‌ها. ایرانیان ساکن آلمان از حضورمان در رقابت‌ها مطلع شده بودند و از شهرهای مختلف خودشان را به برلین رساندند تا ما را تشویق کنند.

ورزشگاه محل برگزاری مسابقه پر از تماشاگر ایرانی بود و احساس می‌کردیم در کشور خودمان بازی می‌کنیم. به همان اندازه که خارج کشور مورد استقبال و تشویق قرار گرفتیم بعد از بازگشت به ایران، خبری از تشویق و استقبال نبود. رسانه‌ها یا خبری از تیم کار نکرده بودند یا به واسطه مربیگری آتوسا حجازی، چند خط خبر زده بودند. در دوره دهم هم با اینکه ایران و دختران ایرانی به‌عنوان نماد جوانمردی انتخاب و در جهان معرفی شدند، کمتر رسانه‌ای به این موضوع پرداخت و تقریبا در سکوت خبری با این موضوع برخورد شد. »

  • دعوت به مسابقه

چند سال قبل تیم ملی فوتبال آلمان به ایران سفر کرد. در آن سفر، تیم میهمان اطلاعاتی درباره ورزش بانوان ایران و تیم‌های فوتبال زنان جمع‌آوری کرد

کد خبر 455073

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =