زهرا رستگارمقدم:اگر قانونی بخواهیم به هر ماجرایی نگاه کنیم، قانون افراد را مکلف کرده نسبت به درآمدی که در کشور کسب م‌کنند، مالیات بپردازند. چگونه؟

دلالان

فرایندی برای چنین کاری وجود دارد؛ مثلا شخص باید اظهارنامه بنویسد و طی آن درآمد و سود خود را اعلام کند و مالیاتش را براساس آن رقم بپردازد. اگر تا امروز از چنین مراحلی اطلاع نداشتید شاید در این پرونده اطلاعاتی دستگیرتان شود. اما اگر به‌نحوی تلاش می‌کنید مالیات‌تان را بپیچانید یا خارج از زمان قانونی پرداخت کنید به نوعی دچار فرار مالیاتی شده‌اید. جالب است که مجریان قانون از چنین فرارهایی بی‌اطلاع نیستند، اما در همین مشاغل که گاه به آن زیرزمینی می‌گویند، بی‌خیال مالیات‌گیری می‌شوند.

مسئولان، دست‌اندرکاران این رویه را چنین توجیه می‌کنند که در فعالیت‌های اقتصادی‌ای که کنترل لازم درباره آن وجود ندارد، معمولا فرار مالیاتی رخ می‌دهد. طبق قانون بودجه، رقمی برای دریافت مالیات‌ها پیش‌بینی می‌شود که نسبت به آن رقم ۹۴درصد وصولی وجود دارد، غافل از اینکه ظرفیت کشور بیش از این ارقام است و به گفته مسئولان بیش از ۳۰تا ۴۰درصد مالیات‌ها پرداخت نمی‌شود.

  • مالکان طبقه زیرزمین‌

ملاک، دلالان خرید و فروش سکه و دلار، دلالان خرید و فروش ماشین، ناشران دی‌وی‌دی، افست‌کاران کتاب، نصابان ماهواره، حتی خرده‌فروشان و سوپرمارکت‌دارها و... جزو همین گروه زیرزمینی محسوب می‌شوند؛ آنهایی که به اهالی فرار معروفند. این در حالی است که هیچ مالیاتی حذف نمی‌شود یا از هیچ جایی مالیات اخذ نمی‌شود مگر اینکه قانون وضع کرده باشد. با وجود این باید گفت ضعف قانون مالیاتی وجود ندارد، بلکه ضعف مجری چنین قانونی وجود دارد.

کسانی که از پرداخت مالیات معافند لازم نیست زیر زمین کار کنند. اگر مجری قانون تصمیم بگیرد از مشاغل مختلف مالیات دریافت کند، با توجه به اینکه بسیاری از ردوبدل‌های مالی با دستگاه پوز و بانکی انجام می‌شود، برایش چندان سخت نیست. شاید اگر یک دهه پیش چنین مشکلاتی رخ می‌داد پیدا کردن آدم‌ها ممکن نبود، اما امروزه چنین نیست. با این حال مجریان معتقدند نباید سراغ همه اقشار رفت و برای این کار خود دلایلی دارند؛ مثلا سختی آوردن همه شاغلان تحت نظام مالیاتی با دلایلی چون هزینه بالای بعضی مشاغل نسبت به درآمدشان و تبعات اجتماعی آن.

این‌که گفته می‌شود مشاغلی پنهان از نظر، درآمد کسب می‌کنند یا به‌اصطلاح در زیر زمین هستند، به این معنا نیست که ردوبدل های پولی‌شان با گونی انجام می‌شود. هر نوع حمل‌ونقلی با بارنامه‌ انجام شده و در هر سازمان، مالیات محاسبه می‌شود. بانک‌ها رکورد همه پول‌هایی را که جابه‌جا می‌شود می‌دانند و... به همین‌خاطر پیگیری و مطالبه مالیات چندان عمل پیچیده و دور از دسترسی نیست. همه اینها ممکن است، مگر اینکه مجریان اصول مالیاتی، به پرداختن به این بخش بزرگ از جامعه علاقه‌ای نداشته باشند.

به باور کارشناسان اقتصادی، سازمان بزرگ مالیاتی کشور علاقه دارد با ۲۰۰هزار مودی ۹۰درصد مطالبات خود را حاصل کند. درصورتی که با پیشنهاد ۳میلیون مودی که بتواند دوبرابر مالیات فعلی را اخذ کند مخالف است. دلیل‌ هم این است که با این روش پیشنهادی، فقط می‌تواند دوبرابر رقم فعلی مالیات بگیرد، درحالی‌که با روش خود (مودی کمتر، مالیات بیشتر) به نسبت، ۱۵برابر مالیات اخذ کرده‌اند. شاید آنها به این مثل که سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند معتقدند. چرا درحالی‌که با اعمال فشار می‌توانند مالیات بیشتری به بنگاه‌های شفاف تحمیل کنند، با خرده‌فروشان و کاسبان کوچک‌تر درگیر شوند و در پی توجیه آنان وقت صرف کنند!؟

  • مالیات بر ارزش افزوده‌ در جیب کاسبان

اگر توجه کرده باشید، در خریدهای روزانه از سوپرمارکت‌ها، مالیات بر ارزش افزوده‌ای از مشتری اخذ می‌شود. این در حالی است که دولت سهم خود از این مالیات را از کاسبان مطالبه نمی‌کند. تا سال گذشته، حتی فروشگاه‌های بزرگ زنجیره‌ای هم متصل به شبکه مالیاتی نبودند. بی‌شک برای مجریان افزودن مودی به این شبکه با فشار اجتماعی همراه خواهد بود.

در نظر دارید که هرآنچه مردم خریداری می‌کنند، از طریق واردات، قاچاق یا تولید داخلی تهیه می‌شود و همه این محصولات در شبکه توزیع قرار می‌گیرند. این در حالی است که ۴درصد مالیات دریافت شده از شبکه توزیع است. فشار مالیاتی هر روز صدای بنگاه‌های شفاف را درمی‌آورد. همین امر باعث خواهد شد که قوانین مالیاتی توسعه پیدا نکرده و چنانچه توسعه پیدا کرد، تناسب نداشته باشد. به تازگی به‌علت کسر بودجه دولت پویشی راه‌اندازی شده که طبق قرارنامه آن باید مردم درباره پرداخت مالیات بیشتر توجیه شوند.

این امر اگر تنها برای بنگاه‌های شفاف و تولیدکننده اتفاق بیفتد رکود بیشتری دامنگیر کشور خواهد شد. درنظر بگیرید جامعه‌ نسبت به سنوات گذشته، درآمد کمتری دارد و از سویی باید دوبرابر مالیات پرداخت کند. این به چه معناست؟ در دیگر نقاط جهان وقتی رکود گریبانگیر جامعه می‌شود مالیات بخشوده خواهد شد. در ایران اما اینگونه نیست؛ حقوق‌بگیران با دریافتی‌ای که دارند، زیر خط فقر قرار گرفته‌اند، درحالی‌که برایشان مالیات تازه‌ای تعریف شده است. این باعث می‌شود وضعیت گروهی سخت شود و عده‌ای همیشه پای فرارشان از قرار سریع‌تر کار کند.

کد خبر 450600

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 3 =