چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۶ - ۰۹:۰۰

امیررضا نوری‌زاده: سه دهه پس از مرگ یان کرتیس خواننده گروه انگلیسی joy division هنوز این گروه یکی از مهمترین گروه‌های تاریخ موسیقی محسوب می‌شود و سابقه هنری آنها می‌تواند عامل تبلیغاتی مؤثری برای فیلمی براساس زندگی کرتیس به نام کنترل محسوب شود.

در واقع دلایل زیادی برای این رویکرد وجود دارد. joy division به‌دلیل مرگ یان کرتیس که همچون جیم موریسون، کرت کوبین یا جیمی هندریکس جوانمرگ شد، بدل به چهره‌ای اسطوره‌ای درتاریخ موسیقی شده است و از سوی دیگر موسیقی و اشعار گروه و کرتیس همواره در بین طرفداران موسیقی علاقه مندان زیادی داشته است.

یان کرتیس در جولای 1956 در شهر کوچک مکلس فیلد به دنیا آمد ولی نتوانست دوران دبیرستان را به پایان برساند. او در آغاز دهه 1970 به شدت تحت‌تأثیر glam rock و ستارگانش چون دیوید بویی و راکسی میوزیک قرار گرفت.

اما ورود او به دنیای موسیقی زمانی شکل گرفت که برنارد سامر و پستر هوک دیگر اعضای joy divisionدر جست‌وجوی یک خواننده بودند و کرتیس را از اجراهای پراکنده اش در پانک کلاب منچستر می‌شناختند.توافق اولیه خیلی زود حاصل شد و گروه نام ورشو را برای خود برگزید و از همان روزهای اول توجه تمامی منتقدان و علاقه مندان موسیقی را به خود جلب کرد.

ولی با در نظر گرفتن چنین سابقه‌ای، رمزآلود بودن سابقه هنری گروه joy division همواره دلیلی برای استقبال از آلبوم‌های این گروه در دهه‌های اخیر بوده است و همین مسئله باعث شده تا در شرایطی که هنوز فیلمی با موضوع گروه‌هایی چون‌ پینک فلوید به اکران در نیامده، دو فیلم در مورد این گروه کوچک کالت منچستری ساخته شود. فیلم اول جماعت مهمانی 24 ساعته بود که در سال 2002 اکران شد و حالا شاهد اکران فیلم تازه‌ای با عنوان کنترل هستیم.

البته فیلم جماعت مهمانی 24 ساعته کاملابه گروه joy division اختصاص نداشت ومحور آن تونی ویلسون مؤسس شرکت موسیقی فکتوری رکوردز بودکه در اوایل دهه 1980 یکی از فعالترین تهیه‌کنندگان موسیقی در سراسر انگلستان محسوب می‌شد و دلیل اصلی اوج گرفتن گروه‌هایی چون joy division و happy mondays به حساب می‌آمد. با این وجود به عقیده اکثر منتقدان حضور شخصیت یان کرتیس نقطه اوج آن فیلم محسوب می‌شد و شاید بتوان بدون اغراق گفت که انگیزه اصلی مایکل وینتر باتم از ساخت آن فیلم، بیشتر به تصویر کشیدن قهرمان شورشی اواخر دهه 1970 منچستر بود تا اینکه بخواهد فعالیت‌های ویلسون را پررنگ کرده باشد.

محبوبیت افسانه joy division در بین فیلمسازان و موزیسین‌ها تا حد زیادی ناشی از مرگ ناگهانی یان کرتیس در سال 1980 است، مرگی که نقطه پایانی بر کار گروه تحت این عنوان بود (اعضای گروه قبل از این اتفاق قرار گذاشته بودندکه درصورت خروج یکی از اعضای گروه به هر دلیلی سایرین باید با نام دیگری به فعالیت ادامه دهند).

 اما جاذبه موسیقی گروه چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد و شنیدن دو آلبوم استودیویی گروه تحت عناوین لذت‌های ناشناخته(1979) و نزدیکتر(1980) این مسئله را تأیید می‌کندو نشان می‌دهد، موسیقی این گروه هنوز هم می‌تواند در عصر رواج موسیقی تجاری حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد.

موسیقی آنها چند نسل بعد از خود را به شدت تحت تاثیر قرار داد و حتی گروه new order
که باحضور اعضای سابق همین گروه تا به امروز به فعالیتش ادامه داده است، وامدار همین دو آلبوم استودیویی است.

اما در کنار این میراث باارزش سابقه چندانی از زندگی و فعالیت‌های یان کرتیس وجود ندارد و در کنار تنها ویدئو کلیپی که از گروه موجود است (آهنگ عشق ما را جدا خواهد کرد) عکس‌های اندکی در آرشیوها موجود است که اتفاقا اکثر آنها کار آنتونی کوربین هلندی -کارگردان فیلم کنترل- است.کوربین در کنفرانس خبری که در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو حضور یافته بود تأکید کرد که او قبلا پیشنهاد ساخت این فیلم را رد کرده بود اما با توجه به تعلق خاطری که نسبت به موسیقی گروه و شخص یان کرتیس داشت، تغییر عقیده داد و این طرح را به‌عنوان اولین فیلم بلندش پذیرفت.

در فاصله زمانی عرضه دو آلبوم لذت‌های ناشناخته و نزدیکتر، منتقدان به یان کرتیس لقب جیم موریسون موج نو داده بودند اما بدون شک میراث او برای علاقه‌مندان موسیقی چیزی فراتر از آلبوم‌های گروه دورز بود.

مرگ او در سال 1980 باعث شد تا او چهره‌ای افسانه‌ای گونه در جامعه هنری انگلستان پیدا کند و این دیدگاه تا زمان حاضر نیز تداوم یافت و در ویدئو کلیپی که کوربین در سال 1988 به مناسبت عرضه تک آهنگ اتمسفر (از این گروه) ساخت، شاهد بودیم که عکس بزرگی از کرتیس بر روی دستان تعدادی از راهبان در دشتی وسیع حمل می‌شود.

گرچه فیلم کنترل را در تعبیری کوتاه می‌توان نسخه‌ای طولانی از آن ویدئو کلیپ برگمانی سیاه و سفید دانست، توانایی اثبات شده کوربین در ارائه تصاویری قدرتمند هم نمی‌توانست به خودی خود توضیحی کامل برای زندگی پر درد کرتیس باشد.

 شاید اگر کارگردان دیگری قصدساخت این فیلم را داشت، ترجیح می‌داد که بیشتر به فعلیت‌های موسیقیایی گروه و اوضاع ناامیدکننده شهر منچستر در اواخر دهه 1970 بپردازد اما در عوض کوربین توجه خود را معطوف به زندگی خصوصی کرتیس کرده که در واقع حقیقت اصلی را در پس اشعار تلخ او برای گروه عیان می‌کند.

اما او برای رسیدن به این هدف در این فیلم با مشکلاتی روبه‌رو بود.یان کرتیس در سال‌های آخر زندگی اش به شدت منزوی شده بود و بیرون از حلقه دوستان معدودش و ویلسون کمتر کسی از مشکلات عدیده خانوادگی و شخصی او مطلع بود و تننها با انتشار کتاب (تماسی از دوردست) در سال 1995 بود که بخشی از زندگی خصوصی او توسط همسرش دبورا کرتیس منتشر شد.

این کتاب منبع اصلی کوربین در ساخت فیلم محسوب می‌شد ولی کوربین و مت گرین هالگ (فیلمنامه نویس) تصمیم گرفتند برای هر چه غنی‌تر کردن فیلمنامه با تمام افرادی که در آن دوران به نوعی با یان کرتیس ارتباط شخصی داشتند، گفت‌وگویی داشته باشند از جمله آنیک هونور عکاس بلژیکی که پس از شرط‌های فراوان حاضر به همکاری شد و حالا متن نامه‌هایی که یان کرتیس به او نوشته بود در خلال فیلم به شکل نریشن شنیده می‌شود.

سامانتامورتون برای نقش دبورا انتخاب شد و کوربین برای نقش یان از سام ریلی 27 ساله استفاده کرد که قبل از این در چند نقش کوتاه سینمایی بازی کرده بود، از جمله نقش خود کرتیس در فیلم جماعت میهمانی 24 ساعته.

 برای اجرای صحنه‌های اجرای زنده گروه، تهیه‌کنندگان فیلم از علاقه مندان  واقعی موسیقی گروه استفاده کردند و اعضای گروه هم چندین جلسه تمرین جدی با هم داشتند تا تمامی آهنگ‌ها را به شکل کامل در سر صحنه اجرا کنند.

 این برای ریلی که تا قبل از این تنها سابقه خوانندگی در گروه  10000 things (آن هم برای مدتی کوتاه) را داشت، بسیار سخت بود. اما ظاهرا تماشای این فیلم برای دبورا کرتیس بسیار سخت بود، هر چندکه خود او در این فیلم حضور فیزیکی نداشت.

 او چند روزی در سر صحنه فیلم حاضر بود و متوجه شد که کوربین ترتیبی داده تا اکثر سکانس‌ها در همان محل واقعی فیلم‌برداری شود که از آن جمله منزل سابق یان و دبورا در مکلزفیلد در نزدیکی منچستر بود. او تأکید می‌کند که  نمی‌توانسته کمک چندانی به کوربین بکند و یادآوری تمامی آن خاطرات برای او زجر آور بوده است.

او در ادامه می‌گوید: «بخشی از وجودم حتی نمی‌خواست شاهد صحنه عروسی باشد چرا که مراسم عروسی در همان کلیسایی فیلمبرداری شدکه ما عروسی کردیم. حین تماشای این صحنه من هنوز هم احساساتی بودم البته نه برای خودم، بلکه برای شخصیتی که در فیلم بود. گویی من شاهد زندگی شخص دیگری بودم».

کد خبر 37179

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار