چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶ - ۱۵:۲۷

زبیگنیو برژینسکی: روسیه به رهبری ولادیمیر پوتین در داخل و خارج، روز به روز شکل تهاجمی‌تری دربرابر غرب به خود می‌گیرد و دامنه نفوذ جهانی کشور چین هم در حال گسترش است.

در خاورمیانه رو در رویی آمریکا با ایران به اوج رسیده و عراق هم شرایط همچنان آشفته‌ای دارد. در چنین جهان خطرناکی ( برای آمریکا) مرکز سیاست خارجی آمریکا با زبیگنیو برژینسکی مشاور سابق امنیت ملی این کشور که از نظریه‌پردازان سیاست خارجی این کشور است گفت‌وگویی انجام داده که آن را به نقل از پایگاه اینترنتی این مرکز می‌خوانید.

ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهوری روسیه جایگاه خود را در قدرت در سال‌های آینده روسیه تثبیت کرده و تا آنجا پیش رفته که خود را با فرانکلین روزولت رئیس‌جمهوری سابق آمریکا مقایسه می‌کند. آیا غرب باید از پوتین هراس داشته ‌باشد؟ رابطه آمریکا با او چگونه باید باشد؟

به‌نظر من غرب نباید از پوتین هراس داشته باشد. حتی اگر شخصیت او چندان جذاب نباشد باز هم دلیلی برای این هراس وجود ندارد. پوتین بالاخره یک حاکم مطلق در دوران انتقال در روسیه است. منظور از دوران انتقال، دورانی است که در آن موقعیت روسیه از نظر ژئوپلتیک و همچنین ماهیت داخلی درحال تغییر است.

غرب باید در مورد منافع خود صراحت داشته باشد و با درایت این منافع را  پیش ببرد. در این راه غرب باید با هر گونه تلاش برای احیای موقعیت امپراطوری روسیه مقابله کند و همزمان هم هر جا لازم بود باید به‌دلیل وجود منافع مشترک با روسیه همکاری کند.

آیا نفوذ روسیه در اتحادیه اروپا همچنان ادامه می‌یابد؟ هشدارهای زیادی درباره تکیه کشورهای عضو اتحادیه اروپا به انرژی روسیه مطرح شده است. فکر می‌کنید این یک خطر است و آیا اروپا می‌تواند خود را از تکیه بر انرژی روسیه خلاص کند؟

این یک خطر دامنه‌دار و طولانی است. اما هنوز چندان بحرانی نشده‌است اگر اروپا و آمریکا به‌طور مشترک آنچه را که برای دستیابی به منابع متنوع انرژی لازم است  انجام ندهند، اروپا به زودی از نظر سیاسی کاملا آسیب پذیر خواهد شد.

به همین دلیل برای غرب، دستیابی به منابع انرژی دریای خزر وفراتر از آن منابع آسیای میانه مهم است. به همین دلیل است که غرب باید طرح‌هایی مانند خط لوله نابوکو را از جنوب شرق اروپا به اروپای مرکزی پیش ببرد.

اوضاع عراق هر روز وخیم‌تر می‌شود. اگر آمریکا بتواند به زودی از عراق خارج شود، آیا دیگر باید آن‌طور که گفته می‌شود، رویکردی تسلیم گونه در برابر مشکلات خاورمیانه اتخاذ کند؟

آمریکا مجبور است با مصر یک جور رابطه داشته باشد و با سوریه طور دیگر. همان‌طور که رابطه با عربستان با رابطه با عراق متفاوت است. به‌نظر من باید به خاورمیانه با دیدی گوناگون از نظر ژئوپلتیک نگاه کرد و بر اساس همین دید هم، سیاستی درست اتخاذ کرد.

نظر شما درباره کنفرانس آینده صلح خاورمیانه به ویژه بعد از حملات اخیر اسرائیل به سوریه چیست؟ فکر می‌کنید هیچ پیشرفتی حاصل شود؟

پیشرفت در کنفرانس صلح تنها وقتی حاصل می‌شود که آمریکا با تعریق دقیق الزامات حداقلی برای دستیابی به راه حل، وارد عمل شود. این الزامات شامل ندادن حق بازگشت به آوارگان فلسطینی، تقسیم واقعی بیت‌المقدس، خط کشی مرزها و ایجاد کشور غیرنظامی فلسطین است.

شما از تصمیم خود در دولت کارتر برای حمایت از مجاهدان در افغانستان دفاع می‌کنید. استدلالتان هم این است که حمایت از جهاد در شکست شوروی بسیار حیاتی و مهم بود. اما آیا شوروی به دلایل اقتصادی خودش دچار فروپاشی نمی‌شد؟ آیا حمایت از جنبشی که موجب ظهور و قوت طالبان و القاعده شد ارزش آن را داشت؟

به‌نظر من این سؤال آنقدر ساده لوحانه است که تعجب همه را برمی‌انگیزد. افغانستان توسط شوروی ویران شد و همین موجب ظهور طالبان در سال‌های بعد شد. حمایت از مقاومت افغان‌ها موجب شد تا طی یک نسل افغان‌ها حامی آمریکا شوند و هنوز هم از ما حمایت می‌کنند. اگر از افغان‌ها حمایت نمی‌کردیم اکنون شرایط پیچیده و پرآشوبی داشتیم.

بسیاری  از منتقدان سیاست بوش در برابر ایران می‌گویید آمریکا نیازمند مشارکت با ایران است. مثلا  آلبرایت وزیر خارجه دولت کلینتون در آن دوران تلاش کرد تا به نوعی تعامل با دولت   خاتمی برسد اما به جایی نرسید. مشارکت چندان هم ساده نیست. هست؟ در دولت بوش و حتی در دولت کلینتون معلوم شد تنها تهدید ایران به تغییر رژیم،  اصلا کارساز نیست. همچنین معلوم است که جنگ با ایران یک فاجعه تاریخی برای آمریکا به همراه می‌آورد.

اقتصاد چین به سرعت در حال رشد است و نفوذ دیپلماتیک آن در سراسر دنیا هم در حال گسترش است. اگر چین به یک قدرت سلطه منطقه‌ای در آسیا تبدیل شود اتفاق بدی است؟ آمریکا و متحدان آن باید راهی برای مقابله با چینی‌ها پیدا کنند؟

فکر نمی‌کنم همه آسیایی‌ها بخواهند تحت سلطه آسیا قرار بگیرند. اما آمریکا در کمک به چین و حذف نکردن او از جایگاه ارشدی که در عرصه جهانی دارد، منافع مهمی دارد. تکرار اشتباه سال 1914 به نفع آمریکا نیست. این اشتباه به برخوردی منجر شد که خود زمینه ساز جنگ جهانی اول بود. چین باید در نظام جهانی وارد شود. پس حق دارد که جایگاه مناسبی هم در این نظام داشته باشد.

ترجمه نیلوفر قدیری
Foreign Policy.org

کد خبر 35458

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار