همشهری آنلاین: سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در سخنرانی خود که به صورت مستقیم از چندین شبکه پخش می‌شد به بررسی تحولات اخیر منطقه پرداخت.

hezbollah

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما به نقل از شبکه تلویزیونی المنار گزارش داد: دبیرکل حزب الله گفت، هر لبنانی و هر انسان حق دارد دیدگاه و موضع خود را در قبال جنگ ضد یمن اعلام کند. ما در لبنان معمولا دیر هنگام موضع خود را اعلام می‌کنیم اما جای تعجب داشت که هنوز یک ساعت از اعلام آغاز حمله به یمن نگذشته بود که سعد الحریری موضعگیری کرد و حمایت خود را از این هجوم اعلام نمود و جماعت یمنی را محکوم و ایران را به دخالت در منطقه متهم کرد. این حق هر کس است که اعلام نظر کند و ما هم حق داریم دیدگاه خود را با ادبیات مناسب بیان کنیم و کسی نمی تواند این حق را از ما سلب کند. اما امیدوارم این اختلاف جدید که در مورد تحولات منطقه خلیج فارس ایجاد شده باعث تنش در لبنان و تاثیر بر تشکیل دولت و مسایل دیگر نگذارد و کسی کشور را به سوی بحران سیاسی جدید نبرد.

دبیر کل حزب الله ادامه داد: در ابتدا در خصوص گفتگوهای داخلی و دادگاه ترور رفیق الحریری نکاتی را بیان می‌کنم. از ابتدا ما اعلام کردیم که حاضریم با حزب المستقبل برای حمایت از کشور و در چارچوب منافع لبنان وارد گفتگو شویم. هدف از این گفتگوها منطقی بود. هدف، کاهش بحران سیاسی و جلوگیری از تخریب کشور و بروز اختلافات طایفه‌ای بود. از ابتدا برخی از گروههای سیاسی خارج از المستقبل و عده ای در داخل حزب المستقبل با این گفتگو مخالفت کردند و برای بر هم زدن آن تلاش کردند و هنوز هم تلاش می‌کنند. این مساله را می توان در ادای شهادت برخی از این افراد در دادگاه بین المللی مشاهده کرد. اما ما برای این اظهار نظرها ارزشی قایل نیستیم و تا زمانی که گفتگوها منافع ملی را تامین کند آن را ادامه می دهیم و در برابر این سخنان و اقدامات تحریک آمیز صبر می کنیم. از مردم مقاوم لبنان هم می خواهم که به این سخنان توجه نکنند و صبر را پیشه خود سازند، زیرا هدف این افراد ایجاد شکاف مذهبی و فتنه است. این افراد جا و مکانی ندارند مگر اینکه فتنه ای بر پا کنند. بنابر این نباید به اینگونه اظهارات وقعی نهاد.

در مورد دادگاه بین‌المللی هم باید بگویم که ما سال‌ها قبل در این خصوص اعلام موضع کردیم و دیدگاه قاطع و نهایی خود را اعلام نمودیم. ما با اصل دادگاه، ترکیب دادگاه، اعضای آن، اهداف و قوانین و نتایج آن مخالفیم و آن را اعلام کرده ایم. بنا بر این آنچه در این دادگاه می گذرد برای ما اهمیتی ندارد. لبنانی ها ادای شهادت افراد را دیدند و قصه های طولانی را شنیدند و تاکنون حرفی که سند قانونی باشد و ارزش حقوقی داشته باشد نشنیده اند. در این مورد فقط می خواستم متذکر شوم که ما اصل دادگاه را در کل و در جزئیات قبول نداریم و آنچه در آن می گذرد برای ما مهم نیست و در مورد آن اظهار نظر هم نمی کنیم.

نکته دوم داخی آنکه برخی به تازگی ما را به ایجاد خلا سیاسی در لبنان متهم کرده‌اند. بی شک خلا سیاسی و نبود رئیس جمهور در لبنان مساله اذیت کننده‌ای است و اجرای انتخابات ریاست جمهوری مساله بسیار مهمی است. اما برخی می‌خواهند مسوولیت این مساله را بر دوش دیگران قرار دهند. طی همین چند روز گذشته برخی حزب الله و ایران را متهم کردند. صراحتا و کوتاه می‌گویم که ایران هیچ دخالتی در انتخابات ریاست جمهوری لبنان نداشته و ندارد. فرانسوی‌ها بارها با ایرانی‌ها تماس گرفتند و آنها را تحریک کردند که در این خصوص دخالت کنند اما ایرانی‌ها آنها را به لبنانی‌ها ارجاع دادند و اعلام کردند که این مساله، مساله داخلی لبنان است و ایران بر هیچ شخصی وتو نگذاشته و نه با کسی برای ریاست جمهوری مخالفت کرده و نه کسی را معرفی کرده است و نه با ما در مورد فردی گفتگو کرده است. بنا بر این ایران هیچ مسوولیتی در مورد خلا سیاسی ندارد. مسوول خلا سیاسی در لبنان افرادی هستند که لبنانی‌ها آنها را به خوبی می‌شناسند. آنها در حکومت و رسانه‌ها حضور دارند. کشوری که نام آن را بعدا می‌گویم بر نامزد قوی و عقلانی و منطقی و کسی که می‌تواند توازن و ثبات لبنان را حفظ کند وتو گذاشته و انتخاب آن را ممنوع کرده است. این کشور، عربستان سعودی است. و اگر دقیق‌تر بخواهم نام ببرم، سعود الفیصل وزیر خارجه سعودی است. این را همه می‌دانند. مشکل ما در لبنان این است که یک دولت بر انتخاب رئیس جمهور ما وتو قرار داده است. شما می دانید که عربستان انتخاب رئیس جمهور را با مشکل مواجه کرده است. پس چرا ایران را متهم می کنید؟ ایران هیچ ارتباطی با این مساله ندارد. ما هستیم که در انتخابات ریاست جمهوری تصمیم می‌گیریم و انتخاب می‌کنیم و کسی از دوستان یا غیر از دوستان چیزی بر ما دیکته نمی‌کند. شما اول بروید و تصمیم سازی را ملک خود کنید و به دیگران وابسته نباشید و مطمئن باشید که آن زمان انتخابات ریاست جمهوری به نتیجه خواهد رسید.

سید حسن نصرا لله دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه سخنرانی خود که به صورت مستقیم از شبکه المنار پخش می شد گفت: نیمه شب در خبرها شنیدیم که عربستان حمله به یمن را آغاز کرده است. پس از آن اعلام شد که ده کشور حضور دارند و ائتلافی تشکیل شده و این عملیات عاصفه الحزم ( طوفان قاطعیت) نام گرفته است. ابتدا در مورد ضمیر انسانی و وجدان‌ها سخن می‌گویم و نه از باب سیاسی. سوال مهمی که مطرح می شود اینکه مگر چه اتفاقی رخ داده است که عاصفه الحزم ( طوفان قاطعیت) و شجاعت و قهرمانی و اراده و شهامت عربی به راه افتاده است. جالب آنکه ما دهها سال در فلسطین و کشورهای همجوار فلسطین و از سال 1948 تا امروز با مصیبتها و بدبختی های وجود رژیم اسرائیل دست و پنجه نرم کرده ایم اما برای ما نه طوفان قاطعیت وزید و نه نسیم قاطعیت! وزیدن یک نسیم عربی از این دست برای ما رؤیا شده است. اگر مساله این است که کسی از شما بخواهد، ملت فلسطین سالهاست که فریاد یاری خواهی برآورده است و همچنان فریاد می زند. در سال 1982 مردم لبنان شما را صدا زدند اما ناامید شد. در سال 2006 من گفتم از شما چیزی نمی خواهم، فقط ما را رها کنید. اما ملت فلسطین همچنان شما را صدا می زنند و از شما کمک می خواهند. در جنگ اخیر 51 روزه ضد غزه هزاران منزل بمباران شد و زنان و کودکان غزه به خاک و خون کشیده شدند و هر چند نمی خواهم اینگونه سخن بگویم اما این افراد مسلمانان سنی بودند و از شما پادشاهان و رهبران عرب کمک می خواستند اما هیچ اقدامی نکردید. حالا این همه شجاعت و اراده و شهامت و قاطعیت از کجا آمده است؟ این نکته هم نیاز به فکر دارد و هم دردناک است. دهها سال است که منطقه ما با جنگ و ویرانی و بدبختی دست و پنجه نرم می کند اما عربستان تکان نخورده اما ناگهان طوفان قاطعیت سعودی وزیدن گرفته است.

اگر هدف، نجات ملت یمن است! پس چرا ملت فلسطین را دهها سال است که رها کرده اید؟ و حتی برضد آن توطئه کرده اید و آنها را در تنگنا قرار داده اید و آنها را به اسرائیل و آمریکا فروختید؟ دوم اینکه اگر هدف، بازگرداندن حکومتی است که ادعای قانونی بودن آن را دارید! پس چرا مهمتر از آن را که سرزمین فلسطین و مقدسات امت اسلامی و قبله اول مسلمین در فلسطین است باز نمی گردانید؟ سومین اینکه شما می گویید وضعیت جدید یمن امنیت شما و منطقه خلیج فارس و عربستان را تهدید می کند. کدام وضعیت جدید؟ چگونه از چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده احساس خطر کرده اید؟ آیا خطر اسرائیل را که یکی از قوی ترین ارتشهای جهان را دارد و در نزدیکی آبهای شما و بنادرتان و سرزمینتان است، احساس نمی کنید؟ ای مردم عرب و مسلمان این تحولات شاهد جدیدی است بر اینکه اصلا اسرائیل برای این کشورها دشمن محسوب نمی شده است و آنها هیچ گاه آن را دشمن و حتی تهدید نمی شمرده اند که اقدام عملی و طوفان بخواهد.

اما در مورد علل و بهانه‌های هجوم. آیا بهانه‌هایی که اعلام کرده‌اند مجوزی برای آغاز جنگی شدید و ویرانگر می‌شود؟ آنها منازل و تاسیسات زیربنایی را ویران می‌کنند. شهروندان عادی و زنان و کودکان را می‌کشند. آنها حتی برای قانونی جلوه دادن جنگ خود از علما فتوا می خواهند. اما علل و بهانه ها چیست؟ سه دلیل بیان شده است. علت اول این است که به اعتقاد آنها رئیس جمهوری قانونی وجود داشته و استعفا داده اما آن را پس گرفته است اما کاری نداریم که باز پس گیری استعفایش بر اساس طرح شورای همکاری هم قابل قبول نبود. فرض می کنیم همه چیز صحیح است و یک رئیس جمهور قانونی از آنها درخواست کمک کرده است تا قدرت را پس بگیرد و بر کشور حکومت کند. آیا این بهانه و دلیل برای حمله به یمن کافی است؟ شما قبل از این چنین کاری نکرده بودید. زمانی که ملت تونس علیه بن علی بپا خاستند و بن علی به عربستان فرار کرد و همچنان در حمایت عربستان است و عربستان علیه انقلاب مردم تونس مواضع سخت گیرانه ای اتخاذ کرد، چرا در آن زمان عربستان که خواهان بازگشت بن علی به قدرت بود ائتلافی تشکیل نشد و جنگی علیه ملت تونس آغاز نشد؟ مثال دیگر مصر است. همه ما می دانیم که عربستان در برابر انقلاب مردم مصر که حسنی مبارک را کنار زد موضع منفی بوده است. عربستان حتی با آمریکایی ها جنگ لفظی کردند و واشنگتن را به تساهل و هم دستی متهم کردند. شما در این مورد جنجال بپا کردید اما ائتلاف راه نینداختید تا ملت مصر را مجازات کنید و رئیس جمهور به اعتقاد خودتان قانونی را به قدرت باز گردانید. پس در یمن چه شده است؟ بنابر این بهانه بازگرداندن رئیس جمهور قانونی دروغ و واهی و دروغ است و بهانه ای برای حمله محسوب می‌شود.

سید حسن نصرا لله دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه سخنرانی خود که به صورت مستقیم از شبکه المنار پخش می شد افزود: در جهان زیاد دیده شده است که به اقدامی اعتراض می شود و برای حل مشکل از گفتگو و میانجی گری و امکانات مسالمت آمیز بهره گرفته می شود و در آخر توسل به زور مطرح می گردد. اما اقدام سریع عربستان علیه یمن مساله عجیبی است. بنابر این مساله، مساله رئیس جمهور و حکومتی نیست که آنها می خواهند به یمن برگرداند. مساله بسیار عمیق تر از این است. دلیل دومی که می گویند این است که وضعیت جدید یمن - که منظورشان انقلاب مردمی است که انصارالله در راس آن قرار داشته و با همکاری و همراهی ارتش یمن و قبایل یمنی روبرو بوده - آنها را تهدید می کند. می گویند وضعیت جدید یمن امنیت عربستان و منطقه خلیج فارس و دریای سرخ را تهدید می کند. آیا این صحیح است؟ آیا سند و دلیل محکمه پسند برای عربها و مسلمانان و فرهیختگان و علمایی که برای شما فتوا داده اند دارید؟ این یک جنگ است. در جنگ خون ریخته می شود و نمی شود آن را بر اساس ظن و گمان به راه انداخت. این را دین خدا نمی پسندد. این دین جرج بوشی است. مساله دیگر آنکه همه می دانند مشکلات یمن بسیار است. مشکلات امنیتی، وجود داعش و القاعده، مشکلات منطقه ای، مساله اقتصاد و موضوع رشد و توسعه، موضوع اجتماعی و مالی و سیاسی و تشکیل دولت و حکومت و تدوین قانون اساسی جدید از جمله مشکلات یمن هستند که ملت یمن تا 20-30 سال در آنها غرق است و نمی تواند از آنها خارج شود. امکانات نظامی یمن هم مشخص است و همه می دانند که بیشتر امکانات ارتش یمن از عربستان تامین شده است. آیا با این واقعیتها می توان این ادعا را پذیرفت که یمن امنیت عربستان را تهدید می کند؟ من اطلاع دارم که برادران ما در جنبش انصارالله با عربستان و قطر و کشورهای منطقه خلیج فارس تماس گرفتند و حتی در شب درگذشت ملک عبدالله یک هیات از انصارالله در ریاض بود. زمانی که پادشاه عربستان درگذشت اوضاع تغییر کرد و تماسها قطع شد. چرا زمانی که برخی می گویند حاضر به گفتگو در یمن و حتی در عدن هستند و یا به کشوری بی طرف هم برای مذاکره می روند و همیشه با شما برادرانه سخن می گویند ناگهان به آنها حمله می کنید و مدعی می شوید که آنها امنیت شما را تهدید می کنند؟ بنابر این این دلیل هم بیهودی و دروغ است.

من از واقعیتها سخن می‌گویم. واقعیتهایی آشکار و گاه مخفی. هرکس با این جنگ موافق باشد در آن شریک است. از هر مسلمان در قیامت در این خصوص سوال خواهد شد. اگر عربستان علیه اسرائیل به پا خواسته بود ما به عنوان سرباز وارد عمل می شدیم اما این جنگ علیه یک ملت عرب و مسلمان رخ داده و ما نمی توانیم از آن حمایت کنیم.

بهانه سوم که مهمترین علل ادعا شده است و با استدلال و منطق واهی بودن آن اثبات می شود، این است که یمن از جانب ایران اشغال شده است. این بزرگترین دلیل این جنگ شمرده می شود و در رسانه های عربی و منطقه به شدت بر روی آن تاکید می گردد. آنها از تسلط ایران بر یمن و دخالت ایران در یمن سخن می گویند و ادعا می کنند که یمن ایران شده است اما یمن عربی است و باید آن را بازپس گیریم. جالب آنکه یمن را عضو شورای همکاری نکردند چرا که آن را درجه دو می دانستند. این بزرگترین دروغ است که در حملات شدید رسانه ای مطرح می شود. در این خصو باید گشتی در منطقه بزنم و بعد به یمن بازگردم.

دلیل و شاهد اینکه یمن از جانب ایران اشغال شده چیست؟ اشغال، ابعادی دارد که مهمترین آن وجود ارتش اشغالگر است. اگر پایگاههای نظامی ایران در یک کشور وجود داشته باشند می توانیم ایران را به اشغال آن کشور متهم کنیم. آیا نظامیان ایرانی و پایگاههای نظامی ایران در یمن وجود دارد و آیا ایران واقعا یمن را اشغال کرده است؟ این یک دروغ واقعا و بسیار آشکار است که نیاز به مناقشه ندارد. ممکن است بگویند اشغال نیست اما تسلط و نفوذ وجود دارد که این قابل بررسی و مناقشه است تا مسایل منطقه را درک کنیم.

سید حسن نصرا لله دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه سخنرانی خود که به صورت مستقیم از شبکه المنار پخش می شد گفت: در اینجا باید مشکل اساسی تفکر نظامی سعودی را تشریح کنم. نظام سعودی چیزی را به نام ملتها به رسمیت نمی شناسد. ملت تونس، یمن، مصر و حتی ملت عربستان را به رسمیت نمی شناسد. نظام عربستان قیام ملتها، اراده آنها، مشکلات و مسایل آنها را نمی بیند. در عربستان پادشاهانی حکومت می کنند که همه مردم را رعیت خود می دانند. بنابر این رعیت نمی تواند ماهیت و هویت مستقلی داشته باشد، پس اگر زمانی نافرمانی کرد، باید به شدت با آن مقابله کرد. این مشکل اساسی عربستان است. نوع رفتار و موضع گیری عربستان در قبال مصر و تونس و لیبی و عراق و یمن از همین دیدگاه سرچشمه می‌گیرد و منجر به سیاستهای نادرست و نتایج اشتباه می شود و شکستهای جدید بر شکستهای قبلی نظام سعودی می افزاید. اگر از 20 - 30 سال قبل سیاست خارجه عربستان را نگاه کنیم و دیپلماسی عربستان را بررسی کنیم، موفقیتی نمی بینیم بلکه ناکامی پشت ناکامی دیده می شود که علت آن سیاستهای نادرست و تفکر نادرست و مشکل عقلی نظام سعودی است. این سیاستهای اشتباه راه را برای ایران باز کرده است حتی اگر ایران تلاشی هم نکند راه برایش باز است. شما هستید که ملتهای منطقه را به سوی ایران سوق داده اید. مشکل، خود شما هستید نه ایران. مدیریت، سیاست، عملکرد و طرحها و تفکرات شما این حقیقت را بوجود آورده است. چند مثال می زنم. در لبنان، در سال 1982 که اسرائیل وارد لبنان شد و بخشهای زیادی از آن را اشغال کرد و تا بیروت پیش آمد همه عرب ها کنار کشیدند به جز سوریه. الجزایر و سودان و برخی دیگر هم مواضع قابل تقدیدی داشتند. عربهایی که پول داشتند و با نفوذ بودند و برای خرید هواپیما و سلاح میلیاردها دلار هزینه می کردند، لبنان را رها کردند. لبنانی ها حق دفاع از خود را داشتند و به دنبال کسانی بودند که به آنها کمک کند. سوریه و ایران این کار را انجام دادند. ایران از آخر دنیا برای یاری لبنان آمد و این در حالی بود که جنگ بر آن تحمیل شده بود. جنگی که شما بر ایران تحمیل کردید. ایران نگفت رژیم صدام با حمایت عربها و کشورهای منطقه خلیج فارس به من حمله کرده پس لبنان به من ارتباطی ندارد. ایران صدای ما را شنید و به درخواستمان لبیک گفت، آمد و لبنانی ها را کمک کرد و به آنها آموزش داد و کمک مالی و نظامی و تکنولوژیک و ... ارائه داد. اما مقاوت لبنان، لبنانی بود. رهبرانش،00:33:16.22مردان و زنانش، شهدایش، اسرایش، قهرمانانش، مجروحانش، یتیمانش، خانواده شهدایش، حکت و تصمیم گیری هاش صددرصد لبنانی بود. مقاومت ایرانی نبود. از آنجا که شما به ملتی به نام لبنان و مقاومت لبنان و اراده لبنانی ها احترام نمی گذارید و آنها را به رسمیت نمی شناسید، از ابتدا این مقاومت را ایرانی خطاب کرده اید. و یا گفته اید به ایران وابسته است. آیا اینگونه نبوده؟ شما بی دلیل اینگونه ادعا کرده اید و من هزار دلیل دارم که این گونه نیست. حتی زمانی که ما پیروز شدیم تا این پیروزی را به جهان عرب تقدیم کنیم شما نپذیرفتید و گفتید این پیروزی ایران و شیعه است. اما ما آن را پیروزی همه عربها و مسلمانان و آزادگان جهان می دانستیم. ایران به ملت لبنان احترام گذاشته است و این باعث نفوذش شده اما آیا ایران لبنان را اشغال کرده است؟ خیر. ایران بر لبنان مسلط است؟ خیر. ایران خواسته هایش را بر لبنان تحمیل می کند؟ خیر.

اما در مورد فلسطین. شما حکومتهای عرب بویژه شما در منطقه خلیج فارس، فلسطین را تنها گذاشتید و آنرا خوار کردید و تحویل اسرائیل دادید تا بکشد و غارت کند و آواره کند و ویران کند و به اسارت ببرد و دستگیر کند. فلسطین را به آمریکا سپردید تا از طریق مذاکرات بیهوده راه حل سیاسی برایش بیابد. شما برای ملت فلسطین چه کردید؟ آیا پول نداشتید؟ میلیاردها دلار در دست شما بود اما چرا ملت فلسطین در فقر و بدبختی زندگی می کنند؟ ملت فلسطین هنوز ویرانه های جنگهای قبلی را بازسازی نکرده است. چرا ساکنان قدس مجبور به مهاجرت از قدس می شوند؟ چرا و چرا؟ شما پول داشتید. از شما نیروی نظامی و جنگنده و عاصفه الحزم (طوفان قاطعیت: نام عملیات ضد یمن) نخواستیم. کمی از پولی که در اروپا و آمریکا خرج کرده اید را به ملت فلسطین می دادید. شما ملت فلسطین را در اشغال، گرسنگی، فقر، آوارگی و درد و رنج رها کردید. این ملت فلسطین از ایران کمک خواست و علیرغم اینکه جنگی 8 ساله از سوی شما بر ایران تحمیل شده بود و پس از آن به تسویه حساب و تحریم روی آوردید، ایران به فلسطینیان کمک کرد و تا آنجا که برایش مقدور بود به آنها پول و سلاح و تجربه و آموزش و فناوری داد و در سطح سیاسی در بالاترین سطح از آنها دفاع کرد. چرا ملت فلسطین ایران را دوست نداشته باشند؟ ایران آنها را دوست داشته و با آنها همدردی کرده و به آنها کمک کرده هرچند که مشکلاتی پیش رو داشت. ناگهان داد و فریاد زدید که ایران در فلسطین نفوذ دارد، مساله فلسطین مساله ایران شده است، باید مساله فلسطین را به عربی بودن خود بازگردانیم. چه کسی فلسطین را از شما گرفته بود؟ شما فلسطین را ترک کردید. سوریه هم دایما در مساله فلسطین موضعی شریف در ابعاد سیاسی و مادی و معنوی داشته است اما اکنون از ایران سخن می گویم، زیرا سوریه در یمن متهم نیست. ایران به فلسطینیان کمک کرد اما نه بر آنها مسلط شد و نه بجای آنها تصمیم گرفت و نه گروههایشان را تحت نفوذ خود درآورد و نه رهبرانشان را خرید.

در عراق چطور؟ در مورد عراق هم از نفوذ و اشغال و تسلط ایران دم می زنند. شما - عربستان سعودی و متحدانش - در عراق چه کردید؟ صدام همه نوع بهانه و انگیزه برای تجاوز به ایران داشت اما شما او را تحریک کردید و به او پول دادید. امیر نایف این مطالب را رو در رو به یکی از مقامات ایرانی اعتراف کرده بود. او گفته بود که ما ضد ایران 200 میلیارد دلار به صدام کمک کردیم و اگر می تونستیم بیشتر می دادیم. در آن زمان 200 میلیارد دلار پول زیادی بود. مگر قیمت نفت در آن زمان چقدر بود؟ این مبلغ را فقط عربستان داده بود. صدام را تحریک کردید. به ایران حمله کرد و ایران و عراق را ویران ساخت به گونه ای که هر دو کشور هنوز از آثار آن در عذابند. این از برکات شما بوده، ای نظام سعودی! پس از آن شما جرج بوش را تحریک کردید و کمک کردید تا عراق را اشغال کند. ارتش آمریکا عراق را اشغال کرد و شما بخشی از عملیلات نظامی، اطلاعاتی، لجستیکی و سیاسی جنگ بودید. مردم عراق از فرصت پیش آمده برای رهایی استفاده کرد و زیر بار اشغالگران نرفت و تصمیم گرفت با اشغالگران در ابعاد سیاسی و نظامی مقابله کند اما شما علیه آن شوریدید و گروههای تکفیری و القاعده را به عراق سرازیر کردید. مردم عراق این مطالب را می داند و من همیشه از عراقی ها خواسته ام که این شجاعت را داشته باشند که حقیقت را به مردم عراق و ملت های منطقه و جهان بگویند. بگویند که اعزام انتحاری ها و مدیریت ارسال خودروهای بمب گذاری شده به عراق و مدیریت عملیات قتل و ترور در بغداد و شمال و جنوب و مرکز عراق علیه کرد و عرب و ترکمان و سنیها و شیعیان و مسیحیان بر عهده دستگاه اطلاعاتی عربستان بوده است. شما در حق ملت عراق جنایت کردید و آخرین جایتتان داعش بود. شما و متحدانتان به داعش کمک کردید و از همه جای جهان برایش نیرو فراهم کردید تا نظام بشار اسد و دولت نوری مالکی را سرنگون کنید. بندر بن سلطان شما و دستگاه اطلاعاتی شما داعش را بوجود آورد و به آن پول داد و تجهیز کرد تا اینکه سحر ساحر به خودش بازگشت. داعش از دست شما خارج شد و شما را به وحشت انداخت همانگونه که القاعده عمل کرده بود. ملت عراق از نظام سعودی چه خیری دیده است؟ زمانی که صدام حسین ملت عراق را سر می برید و جنایت کشتار جمعی انجام می داد و مردم را در شمال و جنوب عراق نابود می کرد و مردم مرکز را عذاب می داد، شما از او حمایت می کردید. این ملت مظلوم، پس از اشغال کشورشان یاوری نداشتند جز ایران که در زمینه سیاسی و در منطقه و جهان و حتی در مقاومت در کنار آنها ایستاد. این جرات و شجاعت ایران بی نظیر بود، زیرا مقاومت عراق را ضد ارتش آمریکا کمک کرد. همانگونه که مقاومت لبنان و فلسطین را ضد ارتش اسراییل کمک کرد. آمریکا تهدید کردند که به ایران حمله می کنند و نیروی قدس را هدف قرار می دهند. آنها به خوبی می دانستند که مبارزان عراقی در کدام مکان در ایران آموزش می بینند. اخیرا هم وقتی داعش به عراق حمله کرد و استانها یکی یکی سقوط کرد و نزدیک بود بغداد و اربیل و جنوب هم سقوط کند و داعش به مرزهای عربستان و کویت برسد ایران بود که به عناون اولین نفر به کمک ملت عراق آمد. ایران بود که برای عراقی ها مال و سلاح و مربی آموزشی و مستشار نظامی و مهمات ارسال کرد و منتظر اجازه هیچ کس در جهان نشد. همانگونه که شیعیان جنوب را کمک کرد کردهای شمال را هم کمک کرد و به شیعه و سنی و کرد و ترکمان کمک کرد. شما برای ملت عراق در برابر تهدید داعش چه کردید؟ آمریکا چه کرد؟ آمریکا مدتها بعد ائتلافی تشکیل داد و هواپیما فرستاد که عملکردش واضح است. خوب مشخص است که ملت عراق ایران را دوست خواهد داشت و ایران در عراق تاثیرگذار خواهد بود. ایران ملت عراق را از نابودی نجات داد. حالا شبکه های الجزیره و العربیه و مقامات عرب فریاد بزنند که ایران در عراق نفوذ دارد. شما تنبل و کسل و فراری از مسوولیت هستید.

سید حسن نصرا لله دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه سخنرانی خود که به صورت مستقیم از شبکه المنار پخش می شد افزود: در مورد سوریه هم این چنین بود. شما همه وحشی های جهان را نه برای کمک به ملت سوریه بلکه برای سرنگونی نظام و تسلط بر این کشور جمع کردید. من اطلاعات زیادی در این مورد دارم اما فرصت بیان آنها را ندارم. هدف حقیقی شما این بود که سوریه پیرو شما شود. من اطلاع دارم که عربستان و قطر و ترکیه چه اقداماتی برای جذب بشار اسد انجام دادند تا سوریه را پیرو خود کنند. اما سوریه اراده کرده بود تا کشوری مستقل باقی بماند و ارزش و جایگاه و نفوذ منطقه ای خود را حفظ کند. همه وحشی ها را به سوریه آوردید و مردم را قتل عام کردید و با راه حلهای سیاسی بحران مخالفت کردید. از مردم سوریه در داخل و خارج نظرسنجی کنید تا ببینید همه آنها خواستار حل سیاسی بحران هستند. جنگ شما نظام را سرنگون نکرد و فقط باعث ویرانی شد. چه کسی از راه حل سیاسی در سوریه جلوگیری می کند؟ چه کسی سوریه را به آتش کشیده و به آن دامن می زند؟ عربستان سعودی و متحدانش. ایران سوریه را هم کمک کرد. ایران به سوریه ارتش اعزام نکرد و شمار نیروهایش بسیار کم است. نمی دانم شاید 20 - 25 یا 40 نفر. مطمئنم که به 50 نفر نمی رسند. در این حالت سعود الفیصل فریاد می زند که سوریه توسط ایران اشغال شده است. و خنده دار تر اینکه می گوید توسط حزب الله اشغال شده است. اگر بگوییم ایران، ایران یک کشور بزرگ است اما آیا حزب الله می تواند یک کشور را اشغال کند؟ تفکر و عقلانیت نظام سعودی، ملت سوریه، ارتش و نظام آن را که از حمایت مردمی برخوردار است نادیده می گیرد. می گویند ایرانی ها و حزب الله در سوریه می جنگند! ماشاء الله! حزب الله از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب سوریه می جنگد؟ یا ایرانیها؟ اینها دروغ است. ما به عنوان حزب الله از سال 1982 از ایران صداقت و مهربانی دیده ایم. اما این را هم برای بیان واقعیت کافی نمی دانم. من معتقدم که حضرت امام سید علی حسینی خامنه ای پیشوا و ولی امر مسلمانان است. اما با صداقت می گویم که ایران تا کنون هیچ دستوری به ما نداده و از ما چیزی نخواسته است، نه در امور داخلی لبنان و نه در امور منطقه ای. ما رهبری مستقل داریم،00:48:47.16بحث و تبادل نظر داریم و تصمیم گیری می کنیم. گاهی اوقات ما از ایران مشورت می گیریم و از تجربیاتشان استفاده می کنیم. اما هیچگاه به ما هیچ دستوری نداده اند. کاملا بر خلاف آنچه عربستان با دوستانش در جهان انجام می دهد. من از برادرانمان در حماس و جهاد اسلامی و جبهه خلق و جبهه خلق- فرماندهی کل و بقیه گروههای فلسطینی که از قدیم با جمهوری اسلامی رابطه داشته اند می پرسم آیا ایران تاکنون به شما دستوری داده و یا موضع گیری خاصی را خواسته است؟ ایران امپراطوری فارس نیست. ایران حکومت شاه محمد رضا پهلوی نیست که متحد و دوست و یا سرور شما باشد. ایران، جمهوری اسلامی است. حکومت اسلام و حکومت امام خمینی، حکومت ملتی مسلمان مبارز و مجاهد است که اسلامی دارد که بر همه اعتبارات قومی و نژادی و طایفه ای و مذهبی برتری دارد. ایران به کشورهای منطقه کمک کرده و از آنها چیزی نخواسته و نمی خواهد. این مساله در سر شما فرو نمی رود زیرا با تفکراتتان ناسازگار است. روزی یک هیات از حماس به ریاض رفت و وقتی سعود الفیصل از روابط آنها با ایران پرسید گفت ایران به ما پول و سلاح و آموزش می دهد. شما آنچه را ایران به ما می دهد به ما بدهید ما روابطمان را با ایران قطع می کنیم. عربستان نه این کمکها را ارایه داده و نه جرات ارایه آنها را دارد زیرا مساله اسراییل و آمریکا در میان است. من در زمان بهار عربی به بسیاری از رهبران فلسطینی گفتم که ای برادران اگر همه دنیا را بگردید، به مریخ بروید و به زمین برگردید کشوری را جز ایران وسوریه نمی یابید که به شما پول و اسلحه و مهمات و فناوری نظامی بدهد و در کنار شما بایستد.

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه سخنرانی خود در خصوص یمن که از شبکه المنار پخش می شد افزود: به یمن بر می گردیم. شما در یمن چه کردید؟ عربستان دهها سال است که بر یمن مسلط است. در همه امور آن از جمله اداره، سیاست، امنیت، ارتش، اقتصاد، قبایل و حتی در مذاهب دخالت داشته است. آیا همه کار در یمن نکردید تا تسلط خود را بر یمن حفظ کنید؟ پس از دهها سال از تسلط بر یمن برای یمن چه کردید؟ اقتصاد و تاسیسات زیر بنایی، امنیت و رفاه و ثبات یمن کجاست؟ آیا شما نبودید که یمن را در شورای همکاری خلیج فارس راه ندادید و حضور آن در این شورا را برای خود زشت و دردسر خواندید؟ آیا همیشه با ملت یمن با غرور و نخوت رفتار نکردید؟ آیا شما - عربستان - شش جنگ را ضد مضلومان انصارالله که آنها را حوثی می خوانید، تحمیل نکردید تا آنها را نابود کنید؟ آیا شما نبودید که به آنها حمله کردید و شکست خوردید؟ پس از آنکه انصارالله در یمن گسترش یافت و برای خود صاحب دیدگاه و منبر شد نزد شما آمد و گذشته را فراموش کرد و اعلام کرد بیایید با هم گفتگو کنیم، شما چه کردید؟ شما میلیاردها دلار در یمن هزینه کردید اما برای تفرقه افکنی و حمایت از تکفیری ها و خرید گروههای مختلف. پس از دهها سال تسلط شما، ملت یمن بیدار شده و اراده و عزم کرده است تا مستقل باشد و از وجود و شرافت و مرزها و کرامت خود دفاع کند. برادران انصارالله که شما آنها را حوثی می خوانید تا پیش از جنگ ششم یعنی چند سال قبل به سوی ایران نرفته بودند. آنها با کشورهای عرب از جمله قطر رابطه داشتند. این را مقامات قطری به من گفتند. حتی من و حزب الله هم با آنها رابطه نداشتیم. حتی در جنگ ششم هم با آنها در ارتباط نبودیم و آنها را از طریق رسانه ها می شناختیم و می دیدیم که مظلومند اما رابطه ای برقرار نبود. ایران با این مظلومان هودردی کرد و در کنار آنها ایستاد و حقشان را به رسمیت شناخت. مشخص است که آنها ایران را دوست دارند. اما ایران هیچگاه در یمن دخالت نکرد. حتی امروز، یمنی ها خودشان تصمیم می گیرند که چه برخوردی با این جنگ داشته باشند. حتی فراتر می روم و می گویم جمهوری اسلانمی نه تنها دستور نمی دهد بلکه اگر کسی هم دخالتش را بخواهد قبول نمی کند. ایران به همه در یمن، عراق، لبنان، سوریه و عراق اعلام کرده است که تصمیم گیری با شماست. در یمن به ایران احترام می گذارند که علت آن سیاستهای نادرست شما طی دهها سال گذشته است. اکنون هم شما همان که در عراق سوریه و فلسطین انجام دادید، در یمن در حال تکرار آن هستید و به دست خود تمام یمن را به دست ایران می دهید. بازگرداندن یمن به دامان خود نیاز به جنگ ندارد بلکه باید با یمن برادرانه رفتار کنید و با آن همدردی و گفتگو کنید. با آنها عاقلانه رفتار کنید و نه با عاصفه الحزم (طوفان قاطعیت: نام عملیات ضد یمن). با یمن با مهربانی و محبت رفتار کنید.

ای مسلمانان و عرب ها و ملتهای جهان و ای مردم یمن و ای مردم عربستان و ای عربهایی که حکومتهایتان می خواهند فرزندانتان را برای جنگ به یمن اعزام کنند! علت حقیقی حمله به یمن آن است که عربستان در یمن شکست خورد و دچار خسارت شد و تسلطش را از دست داد و از گروههای طرفدار و جیره خوارش و از تکفیری ها در یمن مایوس شد و احساس کرد که یمن در حال رفتن در ملکیت مردمش است. عربستان این وضعیت را تحمل نمی کند. امروز شاهزادگان سعودی به این نتیجه رسیده اند که اگر می خواهند بر یمن مسلط شوند باید خون ارتشی های سعودی و مردم یمن و نظامیان دیگر کشورها را بریزند. چرا بخاطر اینکه فلان پادشاه تسلطش بر یمن را از دست داده است.

بر این اساس، اولا ما هجوم ظالمانه آمریکایی - سعودی به یمن و ملت آن را محکوم می کنیم. ثانیا، خواستار پایان دادن به این تجاوزات هستیم. ثالثا، از گفتگو و راه حل سیاسی حمایت می کنیم. همانگونه که انصارالله اعلام کرده است که با گفتگو در یمن یا مسقط و یا یک کشور بی طرف موافق است. پس از گفتگو که دولت تشکیل شد و کارها سامان گرفت کشورهای عرب منطقه خلیج فارس می توانند با گفتگو هر نوع ضمانت توافقی را از یمن برای تعامل با وضع جدید بگیرند. چهارم، از مردم کشورهایی که حکومتهایشان در این تجاوز شرکت دارند می خواهم که به وجدانها، دین و عقلشان و منافعشان مراجعه کنند. آیا صحیح است که فرزندان شما کشته شوند تا یک پادشاه مرفه تسلط خود بر یک ملت مظلوم و عزیز و فقیر و مجاهد را باز یابد؟ این سوال را از اردنی ها، ملت کشورهای عرب منطقه خلیج فارس، مردم عربستان، مصر، سودان، مغرب و ملت پاکستان می پرسم. آیا این به نفع شماست؟

من از موضع تشکیلات خودگردان در رام الله بسیار متعجب شدم. آیا منفعت ملت فلسطین این است که ابومازن از یک جنگ علیه یک ملت و تجاوز به یک کشور حمایت کند؟ تو - ابومازن- از این به بعد با چه منطقی با جهان سخن می گویی؟ زمانی که اسرائیلی‌ها به کرانه باختری و غزه حمله کردند چه حرفی برای گفتن داری؟ تو جنگی را علیه یک ملت پشتیبانی کردی. فقط برای پول عربستان؟ همه منطقه را به جنگ می کشانید آنهم برای مساله ای که ممکن است از راههای سیاسی و مذاکره حل شود؟ بدون طی این مراحل مستقیما وارد جنگ می شوید؟ پنجم، ملت یمن حق دارند از خود دفاع کنند و در برابر تجاوز ایستادگی و مقاومت کنند. آنها این کار را کرده اند و به آن ادامه می دهند و پیروز می شوند زیرا این سنت خداوند است. سنت تاریخ و قوانین الهی اینگونه رقم زده است. آیا ارش عربستان و ملحقات به آن از ارتش آمریکا قوی تر هستند؟ ارتش آمریکا در عراق و افغانستان و لبنان کجاست؟ آیا ارتش سعودی از ارتش اسرائیل قوی تر است؟ در همه جنگهای اخیر چه بر سر ارتش اسرائیل آمد؟ در کل تاریخ متجاوزان شکست خورده و خوار شده‌اند. حاکمان سعودی هنوز فرصت دارند تا از خواری و شکست خود جلوگیری کنند. سرانجام این معرکه پیروزی ملت یمن است. به حملات هوایی خود مغرور و شاد نشوید. در عراق و افغانستان و غزه و لبنان هم چنین بود. همه مکاتب نظامی جهان می دانند که حمله هوایی نه پیروزی ساز است و نه پایان دهنده کار. ارتش عربستان بفرماید، البته ارتش عربستان وارد نمی شود بلکه از پاکستان و مصر و اردن نیرو وارد می کند. مردم این کشورها در برابر آزمایش قرار دارند. باید با یمن اعلام همبستگی کنند و به حکومت هایشان اجازه ندهند در ریختن خون یمنی ها دخالت کنند. ما به مردم عربستان احترام می گذاریم و آنها را بزرگ می شماریم اما عاقبت نظام سعودی شکست است و مردم یمن پیروزی بزرگی به دست خواهند آورد. هر کس ملت یمن را بشناسد می داند که این ملت زیر بار زور نمی رود و از کرامت و شرافت و ناموس و سرزمین خود دفاع می کند. اکنون ملتها و اتحادیه عرب و سازمانهای بین المللی باید به مسوولیت خود عمل کنند و با طرحی عربی، اسلامی یا بین المللی جلوی تجاوز را بگیرند و راه حل سیاسی را پیش بگیرند و گرنه شکست و ذلت سرنوشت متجاوزان است.

کد خبر 290719

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار