اين نمايشگاه كه تا 21 آذر برپاست،تاكنون پذيراي خيل علاقهمندان و خريداران هنر نقاشي بودهاست.در زير نخست نگاهي داريم به زندگي و آثار آيدين آغداشلو و همچنين چند و چون برگزاري اين نمايشگاه از زبان او.
كوتاه از يك زندگي هنري
آيدين آغداشلو متولد ١٣١٩ در رشت است. كودكى او در ندارى و بيچيزي گذشت و شايد نقاشى كه آن را از پنج سالگى شروع كرد، زمينهاي فراهم آورد تا سختىهاى نبود پدر را دوام آورد.او مىگويد؛ نخستين تابلويش را در ١٤ سالگى به فروش رساند و از آن سال تك تك نقاشى كشيد و فروخت تا زندگىاش را بگذراند. او هم كلاس «على اكبر صادقى»؛ يكي ديگر از بزرگان نقاشى ايران بودهاست.خودش در اين باره ميگويد؛ در تنها مسابقه نقاشى كه در همه عمرش شركت كرد، در مدرسه پس از صادقى دوم شد و مداد رنگى جايزه گرفت. هنوز مزه آن جايزه زير زبانش ماندهاست!
او در سال ٣٨ وارد دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران شد. در اين دوران، او با بزرگان هنر معاصر ايران از جمله عباس كيارستمى همكلاس بود. آغداشلو يك سال پيش از فارغالتحصيلى دانشگاه را رها كرد. او از سال ٥٣ به تربيت شاگرد و نيز تدريس تاريخ هنر همت گماشت.نخستين و آخرين نمايش انفرادى او در سال ٥٤ در تهران بر پا شد. او دو بار در خارج از كشور نمايشگاه انفرادى داشت: سال ٨٥ در تورنتو كانادا و سال ٩٢ در بنياد فرجام دبى كه توسط مجموعه داران آثار او بر پا شده بود. آغداشلو هنوز كلاس نقاشىاش را دارد.او تنها يك نقاش نيست. بلكه كارشناس هنرهاى اسلامىو مرمت كار آثار قدما هم به شمار ميرود. به زودى قرار است نوشته هاي آغداشلو در نشريات،در مجموعهاي هشت جلدي و توسط نشر آبان روانه بازار نشر شود.
وصيتنامه
از سالهاى ٦٧ و ٦٨ كه گالرىهاى تهران فعاليت خود را از سر گرفتند، انتظار عمومىاين بود كه آغداشلو هم مخاطبانش را به نمايش انفرادى آثارش دعوت كند، اما اين تاخير 40 سال به طول انجاميد. البته خود او دليل اين تاخير را عادى جلوه مىدهد: من از راه نقاشى زندگى كردهام. تك تك نقاشى كشيدم و فروختم و طبيعي است اثرى برايم باقى نماند تا آنها را در قالب نمايشگاه ارايه كنم. البته من نقاش پركارى هم نبودم، زيرا دهها مشغله ديگر هم داشتم. مىنوشتم و مىنويسم، آموزش و سخنرانى و چه و چه كه همه اينها وقت مىگيرد. غير از اين پس از برپایی آخرین نمایشگاه نقاشیام در سال ٥٤ به دلیل این که نگرش مثبتی به برپایی نمایشگاه نداشتم، تصمیم گرفتم که دیگر نمایشگاه انفرادی برگزار نکنم، اما درتمام این سالها درنمایشگاههای گروهی آثارم را شرکت دادم. البته اگر این روزها به برپایی این نمایشگاه در گالرى اثر تن دادم به گونهای قصد دارم نامه اعمالم را به نمایش بگذارم و به گونهای به مخاطبان بگویم که در این سالها چه کردهام. در همين نمايشگاه اثر طلایی رنگی دارم به نام «انهدام نهايى» که محو شدن تدریجی یک نقاشی دوره رنسانس و تبدیل شدن آن به صفر، پوچ و هیچ است؛ یعنی نقاشی که دیگر نقاشی نیست و تنها یک ترک است. این اثر وصیت نامه من است و انهدام مطلق است و حسن ختام گفتوگوى من با مخاطبانم.»
نان من را مردم دادهاند
آغداشلو اين نمايشگاه را اداىدين به مردم مىخواند و مىگويد: «اين نمايشگاه را گذاشتم تا به مردمىكه در تمام اين سالها نان مرا دادند، بگويم قدردانشان هستم و اين حاصل عمر من است. در طی این دو سال هر كارى كه انجام دادم برای نمایش در گالرى اثر نگاه داشتم. تمام نیرویم را صرف این آثار کردم، زيرا عقيده دارم اگر هنرمندی فقط یک کار انجام دهد، باید آن یک اثر تمامی خصلتهای کار او را در برگیرد. اين توصيه هميشگى من به شاگردانم بوده است ؛ لذا در این آثار هم وسواس زیادی به خرج دادم تا ٦٠ سال روند کارهای مرا در برگیرد. با امضاهایی که پای کارها گذاشتم آنها را تایید کردهام.»
او در ادامه تاكيد مىكند: از نظر من وقتی باید هنرمندی نمایشگاه برگزار کند که به معنای جدیدی در آثارش رسیده و به کشف و شهودي دست یافته باشد که بخواهد آن را در نمایش آثارش نشان دهد. بار نخست ؛يعني همان 40سال پیش نمایشگاهي بر همين مبنا برگزار كردم. بخشى از آثارى را هم كه در گالری اثر به تماشا گذاشتهام شامل جدید ترین کارهایم است و تفاوتي اساسی با نمونههاى قبلى شان دارد. هر چند كه برخی از کارها معنای تلخ تری دارند. علاوه بر اين درمشورت با مدير گالرى اثر، تصمیم گرفتم بعد از 40 سال، از دوره های گذشته کاریم نیز آثاری را به نمایش بگذارم تا مرورى باشد بر كارنامهام يا بهتر است بگويم؛ نامه اعمالم.
خاطرات انهدام
از در گالرى كه وارد مىشويم، مجسمه اى برآمده از نقاشىهاى استاد نگاهمان مىكند.آغداشلو مجسمه ساز نيست. او اين مجسمه را در سال ٥٤ ساخته است. در نمايشگاه ١١ نقاشى بر ديوار است كه هر چند در متن و محتوا بوى ديروز را مىدهند؛ اما اكثر آنها در دو سال اخير خلق شدهاند. آغداشلو نمونههايى از مجموعه نقاشىهايش را در اين نمايشگاه ارايه كرده كه هم به نوعى مرورى بر آثار اوست و هم از انديشههايي مىگويند كه او در نيم قرن گذشته بر آنها در آثارش تاكيد كرده است.
سهم اساسي اين نمايشگاه به مجموعه معروف آغداشلو؛ يعني خاطرات انهدام اختصاص دارد. از ميان ١١ نقاشى موجود در اين نمايشگاه ١٠ اثر از بين اين مجموعه انتخاب شدهاست. البته روايتهاى نقاش از اين خاطرات،از تنوع تصويرى و ساحتهاى معنايى متفاوتي برخوردارند، به طوري كه از «زمستان» تا مينياتورهاى مچاله، چهرههاى دفرمه، آدمهاى كله چوبى، عشاق دست نيافتنى و حتى نقاشى نابى از « مادر » را در برمىگيرند. علاوه بر اين، اثر معما از مجموعه «سالهاى آتش و برف» نيز روى ديوار است و نقاش در گوشه سمت راست تابلو با خط خوشى نوشته كه آن را در سال ٦٠ خلق كرده و همچنين در آنجا از مادرش ياد مىكند.اما «عشاق » تابلويي است قديمي كه در سال ٥٩ آفريده شده است.
بگذاريد از زبان خود آغداشلو درباره اين نمايشگاه بشنويم: سعی کردم از هر دورهای یک نمونه داشته باشم؛ از خط و مینیاتورهای مچاله شده، از خاطرات انهدام، از ظرفهای سفالی قرن هفتم، نیم رخهای دوره رنسانس و نيز از آدمهای کله چوبی. همان طور که گفتم،ميخواستم یک نامه اعمال باشد. یک نقاشی هم از چهره مادرم هست و یک نقاشی دیگر که مرد جوانی را در حال بیرون کشیدن تیری که در سینهاش فرورفته نشان ميدهد. جوان حالت محزونی دارد. خیلی اين نقاشي را دوست دارم. یکی از نقاشیها هم مربوط به سال ۱۳۵۹ است. نمایشگاه قاعدهای است که باید از آن پیروی کرد. نمیشود نمایشگاهی برگزار کرد و زیر همه آثار آن برچسب قرمزي زد و گفت؛فروشي نيستند. این درست نیست. بنابراین به غیر از چند استثنا بقیه کارها برای فروش است.
از ٩٠ تا ٢٥٠ ميليون تومان
به گفته مديران گالرى اثر، برنامهريزى و اجراى هر نمايشگاه در اين گالرى حدود يك سال زمان مىبرد كه براى نمايشگاه خاص آغداشلو اين زمان ١٨ ماه بوده است. آنها با اشاره به صفي كه روز افتتاحيه براى تماشاى آثار آغداشلو پشت در گالرى كشيده شدهبود، آن را يك اتفاق غير قابل پيش بينى و در عين حال خوشايند براى گرامىداشت بزرگان هنر سرزمين مان قلمداد كردند،اما گويا صف تماشاچيان روز افتتاحيه، حالا به صف خريداران آثار استاد هم منتقل شده است.
امید تهرانی مدیر گالری اثر در مورد مارکت نقاشیهای آیدین آغداشلو گفت: اهمیت فروش آثار آیدین آغداشلو به جهت موقعیت خاص ایشان در کنار سایر بزرگان بر همه مبرهن است و خوشحالم که اعلام کنم همه آثار ایشان با قیمتهای مناسب به فروش رسیدند. شايد براى اولين بار ليست قيمت فروش در دسترس بود و همه مىتوانستند قيمتهاى پيشنهادى را ببينند.
او با اشاره به این که اثری از آغداشلو در سومین حراج تهران ٣٨٠ میلیون تومان چکش خورده است، گفت: از آنجا که این رقم در یک حراجی و برای یک اثر خاص به وقوع پیوست به طبع معیار ما برای قیمتگذاری آثار این نمایشگاه قرار نگرفت. با نظر كارشناسي گالری و نيز نظر آغداشلو براى آثار تك قطعهاى ٩٠ میلیون تومان و براى آثار دو تكه اى ٢٥٠ میلیون تومان قیمت تعيين شد که همه آنها توسط مجموعهداران مهم ایرانی خریداری شدند. اکنون گالري اثر با لیست بالايي از خریدارانی مواجه است که در صف خرید آثار آیدین آغداشلو قرار دارند. امیدواریم روند شفافسازی قیمتها که زمینه ساز اعتماد روزافزون جامعه به خرید و فروش آثار هنری میشود، در مورد سایر بزرگان هنر هم انجام پذیرد.
نقاش چرخه حيات
آغداشلو را نقاش انديشهپرداز مىشناسند و از اين حيث او را در پالت نقاشى ايران متفاوت مىخوانند. اگر به تماشاى آثار او رفتيد خوب است از خودش بخوانيد نقاشىهاى او درباره چيست: برای من ملاحظه اصلی، بازتاب مجموعه حضور من و نظاره من به جهان است. من به چرخه حیات نگاه کردهام و اگر اشارهای از جایی گرفته باشم از حکیم عمر خیام نیشابوری بودهاست.من یک آدم خیام زده بوده و هنوز هم هستم. نگاهی که به این مجموعه شکل داده صورتهای متنوعی داشته و دورههای متعددی را دربر میگیرد. این نگاهی که از هزار سال پیش ادامه پیدا کرده و شاید میراث کمی از آن به من رسیده باعث شده که به این دایره ولادت و فنا جذب شوم. این همیشه ملاحظه ذهن من بودهاست. بعضی وقتها اطرافیان از من انتقاد میکنند که تو همیشه از مرگ حرف میزنی. خب! چطور میشود آدم به این چرخه عظیم نگاه کند و متوجه بخش تعیین کنندهای مثل مرگ در آن نشود و از آن چشم پوشی کند و طفره برود؟ واقعا به كل این چرخه و به انهدام و زایش آن نگاه میکنم. برای من هر زایشی متبرک و زیباست.
به همین دلیل است که فکر میکنم بچه زشت در دنیا وجود ندارد و مادر باردار زیباترین مخلوق خداوند است، اما نمیتوانم چشم به پایان محتومش ببندم. این دغدغه هميشه در کارهایم به عنوان الگو جريان دارد. من مىانديشم كه نقاشیهای دوره رنسانس، نگارگریهای دوره صفویه و ظرفهای سفالین دوره ایلخانی، زایش درخشان و گرانبهایی هستند که انسان به جهان عرضه کردهاست. هيچگاه نمیگویم كه بدون آن آثار هنري جهان بیمعنا میشد، ولی قدر مسلم کم معنا میشد. اگر زایش را میبینم، مرگ، زوال و انهدام آن را نيز شاهدم.براي من كشيدن نقاشي، تجلیل زایش است. وقتی که با کارد پاره پارهاش میکنم به نقطه ختام محتومش اشاره میکنم. من روایت خودم را گزارش میدهم و کار خیلی عمدهای هم نمیکنم. من نه مرگ اندیشام، نه مثل بسیاری از نقاشان مهم تجلیلگر زایشام. من نقاش چرخه حياتم.
زمزمه هنرمند
آغداشلو را يك نقاش مستقل ميدانند. نقاشيهاي او معناى سرراستي ندارند و به قولي؛خاص هستند. خود او درباره نقاشيهايش ميگويد: نقاشیهای من خیلی هم نقاشیهای راحتی برای قورت دادن نیستند، بلکه ظاهرشان ظریف و رنگین و به دقت کار شده است و در باطن شاید هرکسی با این نقاشیها ارتباط برقرار نکند. در یکی از این حراجهای کریستیز که یکی از کارهای دوتکه من از مجموعه «شفاعت فرشتگان» عرضه شد و فروش رفت، بعد از اتمام حراج، آقای عربي كه در آنجا حضور داشت، به من گفت که کار شما را خیلی دوست داشتم،اما فکر کردم که اگر این کار را بخرم و به دیوار خانهام بزنم، باید براي هركسي كه به خانهام ميآيد، در توضيح اين تابلو قصهای درست کنم.درست هم میگفت چون آن نقاشی زیاد شیرین هم نبود.
او براى خلق چنين نقاشىهاى انديشه خيزي دشواريها و سختيهاي زيادي را پشت سر گذاشتهاست: در سختترین لحظات، در جنگ، بی پولی و بیکاری در این مملکت ماندم. از نظر خودم این یک جور تسویه حساب است. من دوره افسردگی شدیدی را طی می کنم،چيزي شبیه افسردگی بعد از زایمان. هميشه مستقل بودهام و بر من خیلی سخت گذشت. مستقل ماندن دشوار است. به من دوزخی گذشت تا از معنای «خودم» محافظت کنم و در سیلاب جریانهای روز، خود را رها نکنم و در عين حال، از امنیت، لذت و خوشی برخوردار باشم. چند سال پیش مطلبی خواندم که آغداشلو نقاش مدرنیست نیست. این خوب است، اما من كه نمیتوانم توضیح بدهم اگر مدرنیست نیستم چه هستم؟ نکته اصلی این است که آدم بر اساس طبقه بندی دیگران زندگی نمی کند. یک هنرمند هميشه زمزمه میکند. بحث زمزمه برای من اصل است و من زمزمه خودم را داشتهام.»
تا ٢١ آذر
نمايشگاه آيدين آغداشلو تا ٢١ آذر در نگارخانه اثر واقع در خیابان ایرانشهر، خیابان برفروشان، روبهروى خانه هنرمندان، پلاك ١٦ دایراست .شما مىتوانيد از یكشنبه تا پنجشنبه ساعت ١١ تا ٢٠ و جمعه ١٦ تا ٢٠ از این آثار دیدن كنيد.
منبع: همشهري 6و7
نظر شما