قطار در ایستگاه میدان آزادی توقف کرد و دختری حدوداً ۷ ساله با چند خودکار رنگی و دفترچهای که با رنگهای بنفش، نارنجی، سبز، صورتی، آبی و قرمز خط خطی شده بود وارد قطار شد.

کودکان کار

خودکار، خودکارهای رنگی، 6 تا خودکار فقط دو هزار تومن، اگه بخواهید همه رنگها را تست میکنم. خانمی که انگار او را می شناخت گفت: «زینب اینجا چه کار میکنی؟» دخترک که چشم هایش از خوشحالی برق میزد گفت: «چهارراه ولنجک خیلی سرده اومدم داخل قطار، خودکار میخواهی؟» آن خانم و چند نفر دیگر چند بسته خودکار خریدند و زینب با اصرار برای همه خط خطیهای رنگی روی دفترچه اش کشید. خطهایی که به جای خط خطی میتوانستند حروف الفبا و یا نقاشیهای زیبا و رنگی باشند. متأسفانه آمار شفافی از تعداد کودکان کار نه در کشور و نه در سطح جهانی وجود ندارد اما بر اساس آخرین آمار سازمان بینالمللی کار وابسته به سازمان ملل گرچه تعداد کودکان کار از سال 2000 میلادی یک سوم کاهش یافته ولی به هیچوجه کافی نیست. براساس آخرین آمارهای منتشر شده بیش از 250میلیون کودک 5 تا 14 سال که معمولاً زیر سن قانونی کار میکنند، در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند. همچنین بر اساس اعلام مرکز آمار آموزش و پرورش کشور در سال تحصیلی گذشته 141 هزار دانشآموز در گروه سنی 6 تا 11 سال بازمانده از تحصیل ثبت شده است. البته این آمار برای کودکانی است که تبعه ایران هستند و شناسنامه دارند.

انجمن حامی، انجمنی برای حمایت از زنان و کودکان پناهجو در ایران و دیگر کشورهاست. یکی از فعالیتهای عمدهای که این انجمن انجام میدهد حمایت و کمک به آموزش کودکان بازمانده از تحصیل است. در حال حاضر این انجمن 5 مرکز آموزش پایه در کشور دارد که 3 تا از آنها در تهران و 2تای دیگر در مشهد در حال آموزش به کودکان بازمانده از تحصیل هستند. یکی از فعالترین مراکز آموزشی این انجمن در محدوده کن قرار گرفته که مسئولیت آموزش و ادامه تحصیل کودکان کار در منطقه را بر عهده دارد. فاطمه اشرفی، رئیس هیئت مدیره انجمن حامی در مورد هدف ساخت چنین مرکز آموزشی میگوید: «هدف انجمن ما بالا بردن احساس مسئولیت خانوادهها نسبت به آموزش کودکانشان است. مرکز آموزش پایه کن که در دو مقطع ابتدایی و راهنمایی فعال است به دختران و پسرانی که مجبور هستند به دلایل مختلف کار کنند و یا امکان رفتن به مدرسه را ندارند، در کنار امکان رفتن به مدرسه خدمات رایگان آموزشی فراهم کند.»

اشرفی در مورد تعداد دانشآموزان این مرکز آموزشی و نحوه شناسایی و ایجاد انگیزه برای حضور در این مرکز آموزشی میگوید: «در مرکز کن حدود 250 دانشآموز در حال تحصیل هستند. طرح فراهم کردن امکانات لازم برای آموزش کودکان بازمانده از تحصیل را در سال 88 برای نخستین بار اجرا کردیم. در آن سال با توجه به شناختی که از منطقه شمالغرب تهران به خصوص منطقه کن داشتیم، میدانستیم که در این منطقه تعداد قابل توجهی از بچه های بازمانده از تحصیل زندگی میکنند که از سر ناچاری و ناگزیری به جای محیطهای آموزشی جذب محیط های کاری شدند. با تلاشهایی که صورت گرفت توانستیم آموزش و پرورش منطقه 5 را متقاعد کنیم که نوبت دوم یکی از مدارس دولتی را به ما اجاره دهند یکی از مراکز آموزشی پایه را آنجا راهاندازی کنیم. روزهای اول تعداد مراجعه کننده به مرکز آموزشی کم بود در نتیجه همکارانم با توجه به شناخت نسبی که از محله کن داشتند به در خانه ها میرفتند و یکی یکی در میزدند و اگر خانواده، کودکی در سن تحصیل یا بالاتر از تحصیل داشت والدین را متقاعد میکردند که به بچه ها اجازه حضور در مدرسه را بدهند.»

فرصتی برای تحصیل کودکان افغان

بیشتر دانش آموزان مرکز آموزشی کن را پسرها تشکیل میدهند. از میان 250 دانشآموز، 40 درصد دختر و 60 درصد پسر هستند. اما ملیت اکثر دانش آموزان این مدرسه را تبعه افغانستان تشکیل میدهد. اشرفی در این مورد میگوید: «بیشتر دانش آموزان مدرسه ما کودکان پناهنده های افغان هستند اما در بین اینها کسانی هم هستند که به دلیل نداشتن شناسنامه یا متولد شدن از مادر ایرانی و پدر تبعه افغان نتوانسته اند برگه های هویتی بگیرند، در نتیجه در مدرسه ما تحصیل میکنند. اگر در سالهای اول شروع طرح تعداد بچه هایی که سنین بالا داشتند و امکان مدرسه رفتن را پیدا نکرده بودند و به قولی بیسواد بودند زیاد بود اما الان که چند سالی از اجرای این طرح میگذرد، تعداد افراد با سنین بالا کمتر شده است.» اشرفی در پاسخ به این سؤال که چطور خانواده های این کودکان کار را راضی کردید که به جای کسب درآمد سراغ درس و کتاب بروند، میگوید: «به نظرم این یک تجربه آزموده در مقابل کسانی است که اعتقاد دارند ما نباید دست به ترکیب کودکان کار و خیابان بزنیم چون این افراد غالباً به خاطر مسائل مادی خانواده به کار روی میآورند و از مدرسه گریزان میشوند. این در حالی است که من به قاطعیت میتوانم بگویم در صورتی که نظام آموزشی کشورمان اصلاح شود و در صورتی که فرایند ورود به مدرسه و محیط آموزشی آسان شود قطعاً تعداد قابل توجهی از این کودکان از چرخه آموزش فرار نمیکنند، به نظرم ما خودمان به واسطه قوانین و دستورالعمل ها این بچه ها را از چرخه آموزش رها کرده و در چرخه کار و یا خیابان قرار میدهیم. به نظرم جامعه، دولت و مردم باید به این اعتقاد برسند که هر کودکی از چرخه آموزش خارج شود بعد از مدتی به یک آسیب اجتماعی بزرگتری تبدیل شده و به جامعه باز میگردد اینجاست که رفع آن آسیب هزینه های بیشتری را به جامعه و دولت تحمیل میکند نه هزینه برای آموزش آنها.»

زنگ افغانستانشناسی در مدرسه کودکان کار کن

رئیس هیئت مدیره انجمن حامی در مورد آشنا کردن این دانشآموزان با هویت و فرهنگ کشورشان میگوید: «با توجه به اینکه اکثریت کودکان مدارس ما مهاجران افغان هستند برای اینکه این بچهها در جایی که زندگی میکنند، دچار فقر هویتی و فرهنگی نشوند و یاد بگیرند که در کنار یک جامعه بزرگتر، فرصت شناختن هویت و فرهنگ خودشان را از دست ندهند و به خود و گذشته خودشان احترام بگذارند در تمام مراکز آموزشی ما یک زنگ افغانستان شناسی، تاریخ، جغرافیا و فرهنگ افغانستان آموزش داده میشود. در کنار این برنامه ها به بهانه های مختلف جشنواره غذاهای سنتی، هنرهای سنتی، موسیقی سنتی افغانستان را داریم تا اعتماد به نفس شان را در جامعه ای که متعلق به آنها نیست، حفظ کنند.»

نگاهی اجتماعی به کودکان کار

بر اساس تحقیقی که سال 87 و 88 انجمن حامی با همکاری معاونت اجتماعی شهرداری منطقه 5 انجام داد، مشخص شد که درصد قابل توجهی از کودکانی که در گوشه و کنار منطقه سر چهارراهها دیده میشوند اتباع خارجی هستند که در حاشیه منطقه به خصوص کن زندگی میکنند. همین سبب شد انگیزه ایجاد مدرسهای برای آموزش این کودکان در منطقه قوت بگیرد و از گرایش به شغلهای کاذبی مثل تکدیگری، اسفندی، فروش فال، بازیافتی و غیره جلوگیری شود. از سوی دیگر بچه هایی هم که ناگزیر به کار کردن هستند هم سراغ شغل هایی که در آن نوعی فنآوری، تولید، بلوغ و حرفه آموزی است بروند. نخستین مزیت کنده شدن این کودکانها از خیابانها دور شدن از هزاران آسیب اجتماعی است که میتواند تا آخر عمر گریبانگیر آنها شود. اشرفی در مورد مشکلاتی که برای ایجاد مدرسه داشتند میگوید: «به نظرم ساکنان منطقه و شهر تهران نباید به مشکلات کودکان کار و خیابان به عنوان یک مشکل شخصی و کوچک نگاه کنند بچهای که به هر دلیلی ورای نژاد، قومیت و ملیت از مدرسه دور بماند در آینده برای آن محیط اجتماعی یک آسیب بزرگ به شمار خواهد رفت. متأسفانه در مدیریتهای مختلفی که در آموزش و پرورش منطقه بود با مشکلات زیادی روبهرو بودیم گاهی اوقات با مدیری روبهرو بودیم که به لحاظ شخصی با کودکان کار مشکل داشت، در نتیجه ما بدترین دوران را برای گرفتن مجوز داشتیم. اما در مقابل با تغییر مدیریت با مدیرانی روبهرو بودیم که نگاه اجتماعی و فرهنگی به جامعه داشتند و از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمیکردند. در حال حاضر با حضور مدیریت کنونی منطقه و نگاه مثبتی که دارد باعث شده دلگرمی و آرامش در بین همکارانم ایجاد شود. یکی دیگر از مشکلات این است که تعداد کودکان کار و خیابان منطقه بیشتر از آن تعدادی است که در مدرسه کودکان کار و خیابان تحصیل میکنند. بچههای دیگری هستند که در محدوده شمالغرب تهران مثل فرحزاد، منطقه امامزاده داود(ع) زندگی میکنند اما به دلیل دوری راه نمیتوانند از خدمات آموزشی انجمن ما استفاده کنند.»

گفت وگو با مدیر اداره رفاه و خدمات اجتماعی منطقه

هدف ما شناسایی رشد مشکلات کودکان کار است
اگر سریال آوای باران را دیده باشید حتماً متوجه شدهاید که این سریال نیز به موضوع کودکان کار و خیابان میپردازد و بخشهایی از آن در همین منطقه خودمان کلید خورده است. کودکانی که ناخواسته وارد بازی زندگی میشوند و بدون اینکه بدانند یا بخواهند سرنوشتی سخت برایشان رقم میخورد. با توجه به اینکه مرکز رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری منطقه بهعنوان یکی از بازوهای اجرایی ساماندهی و جمع آوری متکدیان، کودکان کار و شناخته میشود، با محمد ابراهیم عمویی، مدیر مرکز رفاه و خدمات اجتماعی منطقه در مورد شرایط کودکان کار و خیابان منطقه گفتوگو کردهایم.

  • به نظر شما کودکان کار و خیابان در منطقه در شرایط مناسبی هستند و یا از حمایتهای شهرداری بهرهمند شدهاند؟

یکی از مشکلات مهم کودکان کار در منطقه این است که متأسفانه بخش قابل توجهی از آنها ساکن منطقه نیستند. در سرشماری که سال گذشته از کودکان کار خیابان منطقه انجام دادیم و حدود 250 کودک شناسایی و برای آنها پرونده تشکیل شد، از میان250 کودک 80 نفر ساکن منطقه نبودند، اما مابقی کودکان یعنی حدود 170 نفر از آنها کودکانی بودند که در مدرسه مهاجران افغان کن تحصیل میکنند. در حال حاضر شهرداری ناحیه 2 به صورت گروهی برنامه های فرهنگی اجتماعی در مدرسه و محل زندگی آنها برگزار میکند تا کودکان و والدین را بیشتر در مورد مشکلات و آسیبهایی که ممکن است دچارشان شوند، آگاه کند. همچنین در بین خانوادههای این کودکان کارتهای هدیه، لوازمالتحریر، اقلام بهداشتی و دیگر بسته های حمایتی توزیع شده است تا بخشی از نیازهای مادی این خانوادهها رفع شود و مجبور نباشند فرزندانشان را برای کار به خیابانها بفرستند.

  • چرا با توجه به اینکه این افراد از طرف شهرداری و دیگر انجمن های مردمی حمایت میشوند دوباره به کار در خیابان روی میآورند؟

این سؤال شما یک سؤال بسیار کلی است و برای حل آن نیاز به یک اراده ملی است. مشکلات اقتصادی، معیشتی، مهاجرت، عدم همکاری بین بخشی، جزیرهای عمل کردن ادارات و بسیاری از موارد دیگر همه و همه باعث میشود با توجه به صرفه هزینه و انرژی زیاد، کودکان کار و خیابان پس از مدتی کوتاه دوباره در پهنه شهر دیده شوند. به نظرم تا وقتی مشکلاتی مثل اعتیاد، طلاق، بیکاری، و ... وجود دارد. نباید انتظار داشته باشیم کودکان کار و خیابان هم در شهر دیده نشوند.

  • به نظر میرسد تعداد کودکان کار منطقه بیشتر از آن چیزی است که شما شناسایی کردهاید، اینطور نیست؟

قطعاً بیشتر است. بخشی از کودکان کار در خیابانهای منطقه نیستند بلکه ممکن است در کارگاهی مشغول به کار باشند. یا در آن سر شماری ما به دلیل ترس و معذوریت نتوانستهاند خودشان را معرفی کنند.

  • بنا به قانون، شهرداری وظیفه ساماندهی کودکان کار و خیابان را ندارد و تنها موظف است آنها را جمع آوری کرده و به دیگر نهادهای حمایتی تحویل دهد، آنطور که به نظر میرسد این روند نتوانسته کارساز باشد. آیا تصمیمی برای تغییر روند ساماندهی کودکان کار وجود دارد؟

شهرداری وظیفه اش ساماندهی افراد بالای 18 سالی است که در شهر رها هستند مثل کارتنخوابها، معتادها، متکدیان و غیره. به همین منظور هم مراکزی مثل کمپ ترک اعتیاد، گرمخانه، کنترل و پیشگیری از اعتیاد برای ساماندهی این افراد پیشبینی کرده است. ولی در مورد افراد زیر 18 سال شهرداری تنها وظیفه جمع آوری را بر عهده دارد و مسئولیت ساماندهی آنها با سازمان بهزیستی است. هدف اصلی شهرداری این است که کودک کار و خانوادههای آنها شناسایی شده تا با ریشه یابی مشکلات آنها از حضور کودکان در خیابانها به هر شکلی که امکان دارد جلوگیری شود.

کمی صبور و معلم باشیم

فاطمه اشرفی در مورد یکی از بهترین خاطراتش میگوید: «سال 89 در یکی از مراکز آموزشی بین 2 پسر بزرگسال دعوایی رخ داده و یکی از پسرها پسر دیگر را به شدت زخمی کرد. مدیر مدرسه اصرار میکرد که آن پسر نباید به مدرسه بیاید و من هم مقاومت کردم که آن پسر اخراج نشود قضیه آنقدر جدی شد که مدیر مدرسه تهدید به استعفا کرد. من در جواب مدیر گفتم: اگر تو استعفا بدهی قطعاً یک کار بهتر پیداخواهی کرد اما اگر ما این پسر را اخراج و در خیابان رها کنیم، ممکن است روزی یا به جرم قتل اعدام میشود یا سالهای سال عمرش در گوشه زندان سپری میکند. سال گذشته که نخستین دوره از دانشآموزان ما فارغ التحصیل شدند خاطرم هست که آن پسری که به عنوان شرورترین پسر شناخته میشد بهعنوان یکی از بهترین دانش آموزان توانست فارغ التحصیل شود. الان خیلی خیلی خوشحالم که آن پسر در شرایطی مدرسه ما را ترک میکند که به یک بلوغ ذهنی رسیده و خوب و بد را میشناسد و میتواند مسیر زندگی اش را با درایت بیشتری انتخاب کند.

کد خبر 245875

برچسب‌ها